کرونا نخستين بيماري نيست که گريبان بشر را ميگيرد. هراس از بيماري هم موضوع تازهاي نيست و از شروع تاريخ بشر اين نگراني همواره در انسان وجود داشته است.مفهوم «ترس» نقش مهمي در حيات اجتماعي ايفا ميکند. مفاهيمي چون ترس از جنايت، سرقت و ترس از آينده مفاهيم بسيار مشهودي از اين نوع ترس هستند که بيشتر جنبه فردي دارند. ما در بسياري از مکالمات روزمرهمان دنبال هر بهانهاي براي نشان دادن ترسمان هستيم: ميترسم اين اتفاق بيفتد، ميترسم آنطور شود. در واقع اين «ترسهاي آرام» در وجود انسان عادي و روزمره است. اما مواردي مانند ترس از جنگ، ترس از حادثه يا ترس از بيماري واگير سطح بالاي هراس را در انسان شامل ميشود. اين مفهوم گاهي مفاهيمي چون تهديد يا احتمال خطر را نيز شامل ميشود. چنين هراسي در شرايط بحراني که همراه با ابهام و اضطراب و اهميت است، بيش از پيش خود را نشان ميدهد، از جنبه فردي خارج ميشود و بعد شکل «هراس جمعي» به خود ميگيرد. شرايط دشوار، غيرعادي يا بحراني بهترين زمان براي انتشار اخبار جعلي و شايعات است. درواقع، شايعات در شرايط تهديدآميز ظهور مييابند و در ميان گروههاي اجتماعي بهويژه گروههاي درگير با موضوع منتشر ميشوند که در اين ميان «مشارکت هيجاني» کاربران و افکار عمومي به انتشار فزآينده آنها کمک ميکند. مردم در شرايط بحراني بيشتر تمايل دارند با هم صحبت کنند. بنابراين افکار و تصورات و حدس و گمانهاي خود را با هم به اشتراک ميگذارند و در نتيجه مشارکت در هراسجمعي بيشتر ميشود. همين اطلاعات ردوبدل شده ميان مردم موجب دستپاچگي و اضطراب بيشتر ميشود. درواقع افکار عمومي با اظهارنظرهاي شفاهي قصد دارند براي آرامش خود راههاي ارتباطي را باز نگه دارند در حالي که همين اظهارنظرها وسيله تبادل شايعات و خبرهاي درست و نادرست ميشود. در چنين شرايطي ميل به آگاهي درباره اوضاع و آينده و مهمتر از آن اظهارنظر مختصصان نيز بيشتر و حساسيت درباره کوچکترين موضوع تشديد ميشود. آنچه اين روزها پس از انتشار اخبار شيوع کروناويروس جديد در کشور مشاهده ميکنيم، برخورد احساساتي و هيجانآلود دانسته يا ندانسته برخي کاربران فضاي مجازي، برخي رسانههاي غيررسمي و گاهي برخورد سياسي برخي افراد با اين موضوع است که به هراسجمعي و آسيبزدن به سلامت روان در جامعه منجر ميشود. هجوم مردم به داروخانهها و در پي آن سوءاستفاده برخي فروشندگان ماسک و لوازم بهداشتي از اين شرايط غيرعادي بخشي از اين نگراني گسترده را نشان ميدهد. نبايد خنثي و بيتفاوت بود زيرا موضوع شيوع کروناويروس جديد در کشور جدي است، اما آنچه ديده ميشود اين است که سطح نگراني در ميان افراد جامعه بيش از حد واقعي آن است. در واقع ويروس کوويد19 فضاي مجازي را به گونهاي آلوده کرده است که برخي کاربران توليدکننده محتوا براي گرفتن لايک بيشتر و جذب دنبالکننده بيشتر از اين ويروس تغذيه ميکنند. در هر حال مواجهه با بيماري کروناي جديد و مديريت آن در جامعه نيازمند عمل جدي سه گروه به وظايف خود است:اول رسانهها: بهويژه رسانههاي رسمي و از جمله صدا و سيما با اطلاعرساني دقيق، گسترده و شفاف، ضمن آموزش گسترده و آرامش بخشي به مردم از انتشار اخبار جعلي، دروغ و فريبکارانه و اطلاعات آموزشي غلط در ميان افکار عمومي و هراسجمعي جلوگيري کنند. رسانهها با استفاده از کارشناسان بهداشت کشور با لحني تسکينکننده و به دور از احساساتي که بر جامعه حاکم ميشود بايد افکار عمومي را آرام کنند و سلامت روان مردم را مدنظر قرار دهند بهگونهاي که مردم آرامش خود را حفظ کنند اما بيماري را نيز جدي بگيرند. رسانهها و روزنامهنگاران همچنين بايد با ايجاد گروههاي راستيآزمايي از انتشار ناخواسته اطلاعات دروغ و گمراهکننده پرهيز کنند و به انتشار اخبار جعلي در جامعه واکنش نشان دهند.دوم مسئولان: مسئولان با محرم دانستن مردم، پاسخگويي و واکنش سريع و دقيق به پرسشها و ابهامات، آمار دقيق مبتلايان و متوفيان اين بيماري و تدابير اتخاذ شده را در رسانههاي رسمي اعلام کنند تا شائبه پنهانکاري ناشي از رويدادهاي اخير در کشور از ذهن افکار عمومي خارج شود. اظهارنظرهاي پراکنده، نسنجيده و غيرمبتني بر واقعيت برخي مسئولان درباره آمار و ارقام که بعضا با نگاه سياسي انجام ميشود در شرايط کنوني کشور به صلاح مردم و جامعه نيست. سوم مردم: مردم خبرها را از منابع موثق مانند رسانههاي رسمي و معتبر و مراجع بهداشتي کشور پيگيري کنند و هر خبر، عکس يا ويدئويي را پيش از صحتسنجي و اطمينان از موثق بودن آن بلافاصله بازنشر ندهند. گاهي بازنشر يا ارسال اين اطلاعات از روي دلسوزي و براي اطلاعرساني به نزديکان صورت ميگيرد. بايد توجه داشت توليدکنندگان اطلاعات دروغ از همين نگراني و حساسيت مردم براي تکثير و انتشار اخبار خود بهره ميبرند و آنها را به مجرايي براي انتقال پيامهاي جعلي خود تبديل ميکنند. در چنين شرايطي سواد رسانهاي و همدلي اجتماعي مردم ضروري است نه مشارکت در اضطراب اجتماعي.