بستن

با خواندن ستون طنز کرونا‌ نگیرید

با خواندن ستون طنز کرونا‌ نگیرید
فریور خراباتی

خب دقيقا الان وارد مرحله گرفتن آب از کَره شده‌ايم کيومرث جان! مايه شست‌وشوي دست 170هزار تومان، ماسک يک‌جاهايي 30 هزار تومان (قيمت‌ها بالا و پايين مي‌شود)، الکل را گالني يک ميليون تومان برخي از جاها مي‌فروشند و... اصلا آخرين باري که مايعات را با گالن حساب‌ کرده‌ايم، چه زماني بوده است؟ باور کن کيومرث وقتي متصدي داروخانه گفت گالني يک ميليون تومان، خواستم به او جواب بدهم: هِي مَن! تنک يو! و سوار وانت شورلت شاسي بلندم شوم و از بيابان‌هاي تگزاس عبور کنم.

کيومرث من دقيقا نمي‌دانم از چه زماني اما الان ديگر اين‌طوري شده‌ايم. متاسفانه بعضي از افراد شور فرصت‌طلبي را هم در‌آورده‌اند. نظارت بر بازار را هم که هميشه ثابت کرده‌ايم اندازه شير يا خط هم جدي نمي‌گيريم و بدين‌سان هرکس گوشه‌اي از کار را گرفته و گوش ديگران را مي‌بُرد.

ما آنقدر هيچ چيز‌ را جدي نمي‌گيريم که با خودم فکر مي‌کنم در حال حاضر جدي‌ترين بخش مملکت ما همين ستون طنز روزنامه آرمان ملي است.

در شرايط فعلي چند گروه در جامعه تشيکل شده است:

گروه اول- کساني هستند که معتقدند کرونا کار دشمن است و چون کار دشمن است ما بايد بِر و بِر به آن نگاه کنيم.

گروه دوم- کساني هستند که جوک مي‌سازند. در بلاياي قبلي هم آبديده شده و از سيل و زلزله فعلا به شوخي با کرونا مي‌پردازند.

گروه سوم- کساني هستند که روزي 80 بار توصيه‌هاي پزشکي صد‌من يک غاز را به اسم فلان پروفسور و دانشمند و پزشک براي يکديگر ارسال مي‌کنند. اين گروه هم بر سر اينکه زنجبيل درمان قطعي کروناست با يکديگر اختلاف‌نظر دارند.

گروه چهارم- صدا و سيما و مسئولان مربوطه که يک‌جوري صحبت مي‌کنند انگار‌ کرونا يک ويتامين لازم براي بدن انسان است و اصلا تا الان بدون کرونا چطوري زندگي مي‌کرديم؟

کيومرث ديشب داشتم با خودم فکر مي‌کردم که بهترين راه جلوگيري از انتشار ويروس تا يک ماه قبل، لغو پروازها و غربالگري مسافران بود. تا دو هفته قبل، بهترين راه قرنطينه بود. تا هفته قبل، بهترين راه ماندن در خانه بود

به مدد مسئولان امروز تنها راه باقي‌مانده اين است که دست به هيچي نزنيم، چيزي نخوريم و احتمالا به زودي از نفس کشيدن جدا خودداري کنيم.

فضاي مجازي هم که شده آتش بيار معرکه! صبح فيلمي در اينستاگرام ديدم که مردم فروشگاهي زنجيره‌اي را به معناي واقعي روفتند! همين ويدئوها پخش مي‌شود که برخي اين هراس در دل‌شان ايجاد مي‌شود که نکند قحطي بيايد.اصلا چرا راه دور برويم؟ پريشب خودم در فروشگاه آقايي را ديدم که هجده بسته ماکاروني برداشت و موقع حساب کردن هم از مسئولان امر انتقاد کرد و با سر تکان دادن و نوچ نوچ کردن، بغرنج بودن وضعيت را نشان داد.

بيين کيومرث الان دو تا گروه ديگر هم در مملکت داريم:

يک- مردمي که مسئولان را مقصر شرايط فعلي مي‌دانند.

دو- مسئولاني که مردم را مقصر شرايط فعلي مي‌دانند.

هر دو گروه هم کوتاه نمي‌آيند و در تخريب يکديگر کم نمي‌گذارند. اين وسط يک ريز گروه هم داريم که مي‌گويند هر اتفاقي که افتاده و نبايد مي‌افتاده حالا افتاده(چي‌ گفتم!)، از اين به بعد چه کار کنيم؟! مدام برگرديم و به گذشته فکر کنيم و انگشت اتهام به سوي يکديگر بگيريم يا هرکس در هر جايگاهي که قرار دارد، نقش خودش را به درستي ايفا کند؟

کيومرث ممکن است با خودت بگويي چرا چند روزي است که با مدير يا مسئولي تماس نمي‌گيرم، عارضم که فعلا دور دور کرونا‌ گرفتن است.تقريبا با همين فرمول پيش برويم به زودي مدير ساختمان‌ها هم کرونا مي‌گيرند و در محيط ايزوله بستري مي‌شوند و نمي‌توانند پاسخگو باشند.

بنده هم بايد عرض کنم از آنجايي که ليموترش به مرز کيلويي پنجاه هزار تومان رسيده، قيمت سير چند برابر شده و حتي سيب و هويج و دلار هم که ربطي به کرونا ندارند، گران شده‌اند! ضمن تشکر از شما بايد اعلام کنم که طبق آخرين گفته‌ها و يافته‌هاي پروفسور سميعي، خواندن ستون طنز، گرمي‌ است و در نتيجه قيمت آن با همين روش بالا مي‌رود. الان هرکس هر شغلي که دارد يک جمله از زبان پروفسور سميعي در فضاي مجازي منتشر مي‌کند و بازارش سکه مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی