بستن

مرغ سحر دو دقیقه شایعات‌رو تحمل کن!

مرغ سحر دو دقیقه شایعات‌رو تحمل کن!
فریور خراباتی

شب گذشته تمام کانال‌هاي فوري ناگهان نوشتند: خسروي آواز ايران! استاد محمد‌رضا شجريان دارفاني را وداع گفتند!

يک تعدادي هم شمع و گل پايين خبرشان آوردند و بدين‌سان از نظر جمعي از مردم که اصولا اولين چيزي را که مي‌بينند و مي‌شنوند، باور مي‌کنند و اگر فوري بالايش باشد و چند علامت قرمز ديگر به موثق بودن آن شک هم نمي‌کنند! اين خبر سريع‌تر از ويروس کرونا در کشور پخش شد. به قدري که حتي افزايش قيمت ارز هم خطاب به شايعه فوت استاد شجريان گفت: «داداش يواش‌تر برو ما‌ هم بهت برسيم!».

در همين شرايط، همايون شجريان بلافاصله پستي در صفحه اينستاگرامي‌اش گذاشت و نوشت: «به اين شايعات توجه نکنيد، پدرم در سلامت هستند». اما ملت هميشه کتابخوان و اهل مطالعه ما حتي همين دو خط کپشن را هم نخواندند و ابتدا در تمام کامنت‌ها به خانواده شجريان، اهالي هنر و موسيقي کشور و همچنين خودشان تسليت عرض کردند. يعني حتي اگر کرونا هم تهديدي براي ما به حساب نيايد، قطعا مطالعه نکردن و مفتي و کشکي حرف زدن يک بلايي روزي سرمان مي‌آورد. خيلي منتظر بودم که کاپيتان شهبازي در يک پست اينستاگرامي بنويسد: بنده با سي‌و‌پنج سال سابقه درخشان در خلباني تاکيد مي‌کنم که ممکن نيست استاد شجريان فوت کرده باشند.

همچنين نوشته‌اي با عکس پروفسور سميعي هم در کانال تلگرام «چطوري اوف نشويم!» منتشر شود که در آن آمده باشد: با سلام. من پروفسور سميعي هستم. چاقي يکي بيماري لاينحل نيست. اخيرا بنده با کمک دمنوش‌هاي محبي به چاقي غلبه کردم و لاغر شدم. دکتر آز را هم منشن کنند.

اما اين اتفاق‌ها چرا رخ مي‌دهند؟ چون رسانه‌هاي رسمي و مطبولات ما مدت‌هاست زير سايه کانال‌هاي‌ کپي-پيستي قرا ‌ گفته‌اند. يک کانال مي‌نويسد: «شجريان فوت شد» تمام کانال‌ها همان خبر را عينا منتشر مي‌کنند و تنها چيزي که براي‌شان اهميت ندارند تماس با مسئولان بيمارستان يا خانواده شجريان براي تاييد اين خبر است.

از همه بدتر، برخي از منابع رسمي مانند صفحه اينستاگرامي يکي از شبکه‌هاي سيما، يکي از بخش‌هاي وزارت بهداشت هم اين خبر کذب را تاييد کردند.

همچنين برخي از هموطنان‌مان در شرايطي که کرونا وارد کشور شده و بهتر است که فاصله را از يکديگر حفظ کنيم، به فاصله سه سانتي‌متري يکديگر جلوي بيمارستان جم ايستادا بودند و آهنگ مرغ سحر را اجرا مي‌کردند. بي‌خيال افراد ديگري که در بيمارستان جم بستري هستند و نياز به آرامش و استراحت دارند.

از اين هم بدتر دست به قلم‌هاي اينستاگرامي بودند که از ترس جا نماندن از قافله «لايک و فالوور» پست‌هايي با تيتر «خدايش رحمت کناد» در وصف استاد شجريان نوشتند و شايعه را بيشتر شبيه واقعيت کردند‌. انگار در رساندن خبر بد مسابقه گذاشته‌ايم و هرکس خبر بد را زود پخش نکند، مي‌سوزد و حذف مي‌شود.

شعرايي هم تخصص‌شان دست بردن در شعر شعراي مشهور است، چنين سرودند: «مي‌گريند جلوي بيمارستان جم سوگواران در ميان مبتلايان به کرونا. قاصد سلبريتي‌شدن، اينستاگرام! کي مي‌رسد فالوور؟ در خبر واقعي که لايکي نيست، در درون صفحه‌ خلوت من که ذره‌اي با آن اينتراکشني نيست و عکس‌ها و دلنوشته‌هاي خفن من که دارد از بي‌لايک مي‌ترکد - چون دل استاد که در هجران استاد - قاصد سلبريتي‌شدن شدن، اينستاگرام! کي مي‌رسد فالوور؟».

خلاصه مرگ حق است و دست خداست. اينکه پس از مرگ چه نامي از ما‌ به‌جاي مي‌ماند بستگي به کارها و اعمالي دارد که ما در طول زندگي انجام مي‌دهيم. اما ماجراي شايعه فوت استاد شجريان بار ديگر اين هشدار را به ما مي‌دهد که در مواقع بحراني، به کدام رسانه بايد اعتماد کنيم و چگونه مانع انحراف افکار عمومي شويم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی