محمد رحمانيان در نشست رسانهاي نمايش «روزهاي راديو» درباره ويژگيهاي اين اثر نمايشي صحبت کرد و يادآور شد با تماشاگر اين روزهاي تئاتر احساس غريبگي ميکند. در اين نشست علاوه بر محمد رحمانيان، بهرام ابراهيمي، فهيمه رحيم نيا، ليلي رشيدي، بهنوش طباطبايي، افشين هاشمي، احسان کرمي، غزال آخوندزاده، آلاله زارعطلب بازيگران، حسن عليشيري: ترانهسرا، سردار سرمست: تنظيم موسيقي، احسان برآبادي: طراح اعلان و برنوشت و … حضور داشتند. آزيتا موگويي تهيهکننده نمايش نيز در ابتداي نشست حضور داشت اما عنوان کرد که بهدليل مشغلهکاري بايد سالن را ترک کند. در ابتداي نشست محمد رحمانيان به معرفي عوامل و بازيگران حاضر در نشست پرداخت و درباره حضور حسن عليشيري گفت: در «روزهاي راديو» درباره يک دوره تاريخي صحبت ميکنيم و نياز به مشاوره درباره موسيقي داشتيم از همينرو حسن عليشيري در اين نمايش کار سختي در پيش داشت. رحمانيان درباره بازيگران نمايش نيز توضيحاتي ارائه داد و يادآور شد: افشين هاشمي علاوه بر بازيگري بهعنوان مشاور من هم در اين نمايش حضور دارد. همچنين با احسان کرمي دهمين کاري است که همکاري دارم و وي در اين نمايش 9 نقش را ايفا ميکند و بهعنوان خواننده مهمان نيز در گروه «پرچين» حضور دارد. بايد اينجا از گريم درخشان ماريا حاجيها نيز تشکر کنم. غزال آخوندزاده پيانيست است و نقش بسيار سختي را ايفا ميکند چون هم بايد زبان لهستاني ميآموخت و هم نوازندگي ميکرد. بهنوش طباطبايي در اين نمايش سه نقش کاملا متفاوت را بازي ميکند که فعلا ترجيح ميدهم دربارهاش صحبت نکنم. چندسالي است که کارهاي ما با حمايت و لطف آزيتا موگويي روي صحنه ميرود و اگر حضور او نبود امکان اجراي آثارم فراهم نميشد و حتي در مقاطعي که من ممنوع الفعاليت بودم موگويي در کنار من حضور داشت و از من حمايت ميکرد. وي درباره انتخاب نام نمايش توضيح داد: اسم نمايش را از روي فيلم «روزهاي راديو» وودي آلن برداشتم. اين نمايش بهدليل طولاني بودن در 2 جلد «عشق» و «آشوب» به صحنه ميرود و وقايع تاريخي، سياسي و اجتماعي 20 سال از ايران را يعني از 4 ارديبشهت 1319 تا 4 ارديبهشت 1339 که شب بيستمين سالگرد راديو است، به تصوير ميکشد. در اين نمايش استنادات تاريخي فرهنگي و اجتماعي بسياري مطرح ميشود و با اينکه نمايشي نوشتم که ارجاعات تاريخي فراواني در آن است، نميتوانم بگويم وفادارانه نوشتهام چون در برخي مواقع مجبور شدم بعضي اتفاقات را فشرده کنم. اين کارگردان تئاتر متذکر شد: اين نمايش براي سالن بزرگ طراحي شده بود چون 8 نمايش با 8 صحنه و امکانات مختلف در يک اثر جمع شده است و معتقدم تالاروحدت مناسب اين اجرا بود که ميسر نشد اما الان بچههاي سالن شهرزاد به ما خيلي کمک کردند تا نمايش به بهترين وجه اجرا شود. بهدليل طولاني بودن نمايش و اينکه مدتي کمکار بودم، فکر ميکنم از فضاي ذهني مخاطبان دور شدهام در روزهاي اول در حال نظرسنجي از مخاطبان هستم که ببينم نمايش را در يک بخش اجرا کنم يا 2 بخش. من با بخش بزرگي از تماشاگران امروز تئاتر احساس غريبهگي ميکنم و انگار از آنها دور افتادهام بنابراين اميدوارم از نمايش خوششان بيايد و بهرغم اينکه ممکن است کار برايشان خسته کننده باشد از ديدن نمايش لذت ببرند. وي ادامه داد: من از 37-38 سالي که کار ميکنم نزديک به 18 سالش ممنوعالکار بودم و اين وقفههايي که در کار من افتاده باعث شده از جنس تماشاگران زمانه فاصله بگيرم. من درامهاي بسيار ناراحتکننده و تاثيرگذاري مثل «لانچر 5» را ديدم اما از ميزان خندههاي تماشاگران اين نمايش متعجب شدم و اين را متوجه نميشدم چرا بايد به نمايش به اين غمگيني و متاثرکنندهاي خنديد از همينرو احسان ميکنم از دنياي تماشاگران امروز فاصله گرفتهام.در ادامه احسان کرمي درباره گريمهاي زيادي که در نمايش دارد، توضيح داد: اين مشکل بين من و خانم حاجيها است و کار بسيار سختي است اما با تمهيداتي که انديشيديم، اميدوارم مشکلي پيش نيايد. در نمايش 8 گريم متفاوت دارم و در اين ميان بايد بدون گريم خوانندگي هم بکنم که کار بسيار سختي است. رحمانيان درباره ايده شکلگيري اين نمايش اظهارکرد: طرح اوليه اين متن بعد از 1384 و نمايش «فنز» نوشته شد و قرار بود درباره آتشگرفتن تئاتر سعدي در سال 1332 و بيکار شدن گروه تئاتر نوشين بود که قرار بود پرويز پرستويي و عزتا... انتظامي در آن بازي کنند. در ورژن جديد، نمايش دچار تغييراتي شد و يک شخصيت بهنام رامين سنگ آتش پيدا کرد که 8 مقطع از زندگي اش به تصوير کشيده ميشود و من تلاش کردم به هر اتفاقي که در اين مقطع زماني افتاده بپردازم. افشين هاشمي درباره همکاري با رحمانيان بيان کرد: يکي از مهمترين مشکلات ما نپرداختن درست به تاريخ فرهنگي سياسي کشور است و زماني با نمايشي تاريخي با اتفاقات بسيار تاثيرگذار روبهرو هستيم پاسخهايي براي دليل اجراي آن در امروز پيدا ميکنيم. مساله بعدي حضور کارگردانهايي مثل محمد رحمانيان و تاثيرگذاري آنها در تئاتر است که خيلي از وقتها ما نمايشهاي آقاي رحمانيان را بهدليل علاقه و اطميناني که به وي داريم بدون خواندن متن قبول ميکنيم. بهنوش طباطبايي نيز درباره فضاي خشني که در سينما و تئاتر وجود دارد، توضيح داد: معتقدم برخوردهايي که با هنرمندان و سلبريتيها در مطبوعات وصداوسيما ميشود براي ما عادي شده اما امسال در جشنواره اين ميزان خشونت علنيتر شده است. ترجيح ميدهم رو به جلو فکر کنم و کارم را انجام دهم. آقاي رحمانيان براي من نقشهاي پر از چالشي را مينويسد و من با جان و دل بازي در نقشهايشان را ميپذيرم. من خودم را جزو خانواده آقاي رحمانيان و خانم نصيرپور ميدانم چون رفتارهاي انساني بزرگوارانهاي دارند و هميشه در حق کوچکترها بزرگواري ميکنند. ليلي رشيدي نيز عنوان کرد: انگيزه من براي کارکردن در اين نمايش خود آقاي رحمانيان بودند و خوشحالم که براي اولين بار در کارشان بازي ميکنم. متاسفانه در مقاطعي عدهاي ميخواستند هنرمندان را از چشم مردم بيندازند و موفق هم شدند اما هنرمندان اين اتفاق را نميخواستند که متاسفانه رخ داده و باعث جدايي بين مردم و هنرمندان شده است. کرمي با اشاره به همکاري با رحمانيان عنوان کرد: آرزوي هر بازيگري است که با بزرگان تئاتر همچون محمد رحمانيان و بهران بيضايي همکاري کند به همين دليل همه ما از حضور در نمايش آقاي رحمانيان بسيار خرسنديم. همچنين ما داريم در تئاتر ياد ميگيريم که اول روي حرفهايي که ميخواهيم بزنيم، فکر کنيم بعد آنها را به زبان بياوريم يا به اشتراک بگذاريم و اين تمرين خوبي براي ماست. بهرام ابراهيمي نيز بهعنوان قديميترين عضو گروه بيان کرد: من از خيلي قديم با محمد رحمانيان کار ميکنم و خوبي کارکردن با رحمانيان اين است که او اصلا عجلهاي براي کار ندارد و شما نميدانيد که فردا چه چيز جديدي با خود سر تمرين ميآورد. وقتي با رحمانيان کار ميکنم بهنظرم به خودم نزديکتر ميشوم. آلاله زارعطلب و غزاله آخوندزاده نيز درباره تجربه همکاري با محمد رحمانيان صحبت کردند. فهيمه رحيمنيا نيز درباره دومين همکارياش با رحمانيان عنوان کرد: سابقه آشنايي من با آقاي رحمانيان به سال 61 باز ميگردد و خوشحالم که به من پيشنهاد بازي در اين نمايش را دادند چونهمه فکر ميکنند من فقط در کارهاي بهزاد فراهاني بازي ميکنم. کارهاي رحمانيان هميشه مخاطبان را به فکر وا ميدارد بهخصوص نسل جديد را که از تاريخ هيچ چيز نميدانند.