اطلاعاتي که به تازگي توسط مرکز آمار ايران منتشر شده است، نشان ميدهد نرخ بيکاري در کشور به 6/10 درصد در پاييز امسال رسيده که در مقايسه يا پاييز سال گذشته، 2/1 با کاهش همراه بوده است. افزون بر اين، در اين فصل نرخ مشارکت اقتصادي معادل 2/0 درصد افت کرده و 4/0 درصد نيز به جمعيت شاغل کشور اضافه شده است. در اين ارتباط، اگر بخواهيم از دريچه سه شاخص کلان اقتصادي يعني رشد اقتصادي، اشتغال و قيمتها به اين موضوع نگاه کنيم، مسلما دولتي که بتواند رشد اقتصادي مثبت، کاهش نرخ بيکاري و ثبات قيمتها را در دوره فعاليتش محقق کند، ميتواند از اينها بهعنوان اقدامات مثبتي در کارنامه خودش نام ببرد. با فرض اينکه اعدادي که اعلام شده، درست است و با يک ابزار اندازهگيري انجام شده باشد، ميتوانيم بگوييم نسبت به دوره قبل ميزان اشتغال افزايش يافته است. در اين ارتباط، در شرايط کنوني، قيمتها در اکثر بازارها رشد داشتهاند، روند نرخ ارز از ابتداي سال بدتر شده است و بهاي کالاهاي اساسي جز برخي اقلام، با افزايش مواجه شدهاند. وقتي اينها را کنار هم قرار ميدهيم، سوالي که مطرح ميشود، اين است که آيا سياستهاي اتخاذشده باعث چنين شرايطي شده است؟ يا موضوع ديگري. يعني وقتي سياستهاي درستي در زمينه اشتغالزايي، ضدتورم يا رونق توليد اعمال شوند که بتوانند سه شاخص فوق را بهبود ببخشند، آن وقت ميتوانيم بگوييم از بابت سياستهاي اعمالشده، ما به اين وضعيت رسيديم؛ نه به طور اتفاقي. اما من نديدم سياست ضدتورمي اعمال شود، يعني براي مثال نظارت و کنترل بر قيمتها و توزيع کالاهاي اساسي با قيمت ارزانتر در بازار ديده نشد. در مورد بخش توليد، اينکه بگوييم قيمت تمامشده پايين آمده است، درست نيست، چون عملا همواره رو به بالا بوده است. قيمت محصولات نهايي از خودرو گرفته تا لوازم خانگي نيز افزايش پيدا کرده است. بنابراين، با نگاهي به بخش توليد يا به بخش قيمتها، نميتوانيم بگوييم به موفقيت رسيدهايم؛ بلکه ميتوان گفت در مقايسه با قبل وضع بدتر نشده است. اما در خصوص نرخ بيکاري، ارقام اعلامشده نشان ميدهد وضع بهتر شده است. البته وقتي گفته ميشود نرخ بيکاري پايدار نيست، اين سوال پيش ميآيد که چگونه اين نرخ محاسبه شده است. همچنين، عدهاي علت گسترش نرخ بيکاري را به بحث مهارت ارتباط ميدهند. به اعتقاد من، در ارتباط با کساني که اخيرا وارد بازار کار شدهاند، بحث مهارت مطرح ميشود؛ يعني افرادي که واجد شرايط هستند. اين افراد مشارکت اقتصادي دارند و وارد لشکر نيروهاي فعال شدهاند و تعدادشان بيشتر شده است. اما اينکه جذب کار شدهاند يا نه، اگر نشدهاند جزو بيکاران به حساب ميآيند. بنابراين مقوله مهارت مسلما بحث مهمي در ارتباط با جذب فرد است و افراد غير ماهر کار يدي مثل امور ساختماني يا نگهباني انجام ميدهند.