بستن

کره‌ای‌ها خیلی سیگار می‌کشن!

کره‌ای‌ها خیلی سیگار می‌کشن!
فریور خراباتی

کيومرث‌ جان در خبرها آمده که بالاخره دو شرکت سامسونگ و ال‌جي هم از کشورمان رفتند. مسئولان نازنيني که در خانه خود فقط قندشکن برقي اين دو شرکت را ندارند، قويا و با قدرت اعلام کردند: «به درک!». در همين راستا با يکي از مسئولان تماس گرفتم تا نظر ايشان را جويا شوم:

من: با سلام، قربان نظرتون در مورد رفتن ال‌جي و سامسونگ چيه؟

مسئول وارداتي: سلام، خب به درک! شَرشون کم!

من: اينکه جواب‌ منطقي نيست.

مسئول وارداتي: توي مشنگ مي‌گي منطقي نيست؟!

من: اجازه بديد اين‌طوري سلام‌رو مطرح کنم؛ الان شما يخچال‌تون خارجيه؟!

مسئول وارداتي: يِس نه يعني بله!

من: ماشين لباسشويي؟

مسئول وارداتي: اون که بله! جنسش آشغال باشه که گند مي‌زنه به لباسا!

من: تلويزيون؟

مسئول وارداتي: ببين چقدر سوال مي‌کني، استرس گرفتم. بله همه‌شون خارجي هستن، خب حالا ربطش چيه؟!

من: ربطش اينه که وقتي کارخانه‌هاي داخلي مثل ارج با بي‌توجهي و بي‌کفايتي شما تعطيل شدن، بايدم انقدر به شرکت‌هاي کره‌اي وابسته مي‌شديم... الو؟ الو؟ قطع کرد!

بله کيومرث جان خودکرده را تدبير نيست‌. نمي‌توان هيچ اقدام موثري براي رونق توليد داخلي انجام نداد و انتظار داشت برندهاي خارجي براي‌ ما سر و دست بشکنند. حالا که اينها رفته‌اند، يک‌سري مسئولان همين‌طور که دندان قروچه مي‌کنند جملات قصاري از خود مي‌گويند که اگر هرچ جا به درد نخورد (که نمي‌خورد!) مناسب همين نامه‌نگاري‌هاي ماست.

مثلا سخنگوي انجمن صنفي توليدکنندگان لوازم خانگي گفته: «کره‌اي‌ها دو سال است که فقط تبليغ مي‌کنند!» حالا اين کجايش ايراد دارد را من نمي‌دانم چون برخي از شرکت‌هاي وضعيت‌شان طوري است که همين تبليغ را هم نمي‌توانند‌ بکنند. احتمالا نظرهاي بعدي مسئولان مربوطه به اين صورت است که «کره‌اي‌ها خيلي سيگار مي‌کشن!»‌، «کره‌اي‌ها بيشتر از حد نصاب اکسيژن مصرف مي‌کنند»، «کباب کوبيده فقط اندازه‌ خودمون داريم نه کره‌اي‌ها!»‌، «کره‌اي خيلي چاقن و اين‌جوري همه‌ خوراکي‌هاي ما رو مي‌خورن» و... يعني از اين به بعد شاهد جملات و سخنان عجيب و غريبي از مسئولان خواهيم بود.

باز هم همين سخنگوي انجمن صنفي توليدکنندگان لوازم‌خانگي که نيت کرده امروز مرد اول اين ستون باشد، در ادامه فرمايش‌هاي راهگشاي خود فرموده: «آنها از طريق قاچاق بازار ايران را تامين مي‌کردند». ببين کيومرث واقعا شانس آوردند خودشان فلنگ را بستندها! اگر‌نه سخنگوي انجمن صنفي توليدکنندگان لوازم خانگي، جمشيد هاشم‌پور را با کله تراشيده مي‌فرستاد سراغ‌شان تا دمار از روزگارشان در‌بياورد. رسما تا چند وقت ديگر همين عزيزان را دزد و اراذل و اوباش و ساقي و کاسب و لات و اوباش صدا نزنند، شانس آورده‌اند. صحبت‌هاي احتمالي ديگري در همين راستا به ذهنم رسيده که در همين نامه به برخي از آنها اشاره مي‌کنم:

- تعدادي از اراذل و اوباش که به قصد برهم زدن امنيت شهروندان تحت‌عنوان فروشنده لوازم خانگي داشتند، شناسايي شدند.

- در بررسي چند فروشگاه اين شرکت‌ها، متوجه شديم که داخل تلويزيون‌ها ترياک جاسازي شده بود و فروش تلويزيون پوششي براي خريد و فروش ترياک بوده است.

- تصاويري از حضور مديران دو شرکت لوازم‌خانگي در يک پارتي مختلط در شمال تهران!

- تعدادي از کارکنان شرکتي که با فروش يخچال قصد سرد کردن هواي کشور را داشتند، پس از اينکه متوجه شدند‌ مسئولان ما چقدر باهوش هستند، دست از پا درازتر به کشورهاي خود بازگشتند‌.

کيومرث جان تمام اين جملات بالا و فرمايشات مسئولاني که در اين باره حرف زده‌اند، فقط و فقط نشان از يک چيز دارد، ما زير بار واقعيت نمي‌رويم، نمي‌خواهيم که برويم. حاضريم کيلو کيلو توجيه و مغلطه بياوريم و يک چيزي را ماستمالي کنيم اما حقيقت را کتمان کنيم.

اينکه بدون‌شک با رفتن هيچ برندي قرار نيست مملکت ما فلج شود که شکي در آن نيست، مساله اينجاست که ما چه کرده‌ايم که آنها مي‌روند و چه بايد بکنيم که بقيه نروند؟ به جاي برنامه‌ريزي و آسيب‌شناسي، ساده‌ترين کار ممکن را انجام مي‌دهيم! حرف‌ مي‌زنيم. دقيقا مثل مسابقه‌هاي استعداديابي که حال يادگيري هيچ مهارتي را نداريم و فقط آواز مي‌خوانيم.در مديريت هم همين کار را مي‌کنيم، صورت مساله را له کرده و حرف مي‌زنيم، آنقدر حرف مي‌زنيم تا اصل مساله فراموش شود‌.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی