دراگان اسکوچيچ بهعنوان سرمربي تيمملي فوتبال ايران انتخاب شد. صحبت در خصوص فوتبال ايران و تيمملي مساله کلاني است. حرفهاي زيادي براي گفتن وجود دارد. در ابتدا فرض را بر اين ميگيريم که اسکوچيچ سرمربي تيمملي ايران نشده است و شرايط تيمملي کشورمان را مورد ارزيابي قرار ميدهيم. پس از جدايي مارک ويلموتس از تيمملي، روزهاي زيادي وجود داشته که مسابقات فيفادي برگزار ميشده و ايران در اين رقابتها شرکت نکرده است. تيم ايران در وضعيتي است که بنيان آن بههمخورده است. تعدادي از مليپوشان در تيمهاي باشگاهيشان دچار مشکل شدهاند. در واقع اساس تيمملي شکسته و پارهپاره شده است. يکسري از بازيکنان که زمان کيروش و ويلموتس به تيمملي دعوت ميشدند، اگر بهخاطر بالارفتن سن کنار بروند، تيمملي ايران، تيمي در سطح تيم المپيک است که با وجود استفاده از سرمربي عادي که داشت، در دور مقدماتي حذف شد. اتفاقي که براي تيم اميد فوتبال ايران رخ داد، اين هشدار را به ما ميدهد که فوتبال ايران در مديريت دچار اشکال است. وضعيت تيمملي بزرگسالان نيز مساعد نيست و دليل آن اين است که فدراسيون صاحب ندارد. وقتي رئيس فدراسيون فوتبال مشخص نشده، در حقيقت سر فوتبال ايران از تنهاش جدا شده است. انتخابات فدراسيون فوتبال 25 اسفند برگزار ميشود و کساني که ميخواهند صاحب مسند شوند، در مساله انتخاب سرمربي ورود نکردهاند. وقتي اسکوچيچ بعدازظهر از سرمربيگري آبادان استعفا ميدهد و ساعت 11 فردايش سرمربي تيمملي ايران ميشود، اين مساله گوياي آن است که فوتبال ايران سروسامان ندارد. مساله دوم اينکه تلاش براي در اختيار گرفتن اختيارات فوتبال ايران بسيار زياد است و کسي در فدراسيون پاسخگوي سوالات متعدد نيست. با اين دلايل ميتوان به نتيجه رسيد که موضوع اساسي فوتبال ايران از انتخاب سرمربي گذشته و بايد در خصوص مباحث مديريتي بيشتر صحبت کرد. فوتبال ملي ايران نياز به کسي دارد که بتواند از نو، معماري را در تيمملي آغاز کند. بايد فردي که هدايت تيمملي را قبول کرده، بتواند حواشي فراواني را که در کنار تيمملي وجود دارد جمع کند. اينکه اسکوچيچ پذيرفته سرمربي تيمملي شود، دو وجه دارد. وجه اول آنکه او حساب کرده اگر تيمملي اوت شود، مقصر اصلي قلمداد نخواهد شد چون دير بهعنوان سرمربي انتخاب شده است و سرمربيگري ايران يک برند است. اگر هم نتيجه بگيرد که عالي است. اين موضوع براي افرادي که اسکوچيچ را بهعنوان سرمربي تيمملي انتخاب کردند هم وجود دارد و در صورت صعود از عملکرد خود تمجيد ميکنند و اگر هم موفقيتي حاصل نشد، شرايط بحراني فدراسيون در زمان انتخاب سرمربي را پيش خواهند کشيد. ايکاش افرادي که در فدراسيون فوتبال سمتهاي مهمي داشتند، چندين ماه زودتر به فکر استعفا ميافتادند. آن زماني که فدراسيون فوتبال اسير حواشي مختلفي بود، استعفا دادن باعث ميشد تا تکليف فوتبال ايران زودتر مشخص شود ولي الان بحران روي بحران قرار گرفته است. اينکه اسکوچيچ ميتواند در تيمملي فوتبال ايران موفق شود يا خير، بهنظرم پله آخر است و نبايد فراموش کنيم که وقتي تيم اميد ايران در راه انتخابي المپيک با وجود بازيکناني که در ليگبرتر و همچنين خارج از کشور بازي ميکردند، بهراحتي حذف شده، راه دشواري پيشروي تيمملي بزرگسالان براي صعود به جامجهاني وجود دارد.