کارشناس مسئول مهارتهاي زندگي سازمان بهزيستي استان تهران دو موضوع طلاق و اعتياد را آسيب اجتماعي مشترک تمام استانهاي کشور عنوان کرد و گفت: با اين وجود شاخصهاي فرهنگي و اجتماعي ايجادکننده اين آسيبها در استان تهران نسبت به استانهاي ديگر متفاوت است. حسين ناصري در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به برنامه سازمان بهزيستي کشور براي پرداختن به آسيبهاي اجتماعي هر استان به شکل بوميسازي شده است، افزود: برنامه مهارتهاي زندگي از سال 75 در سازمان بهزيستي آغاز به کار کرده است، اما بعد از گذشت 20 سال لازم بود تا تغييراتي در اين برنامه اعمال شود. در سال 95 با يک وقفه در اجرا تصميم گرفته شد تا برنامه مهارتهاي زندگي از رويکرد ارتقايي به رويکرد پيشگيرانه-ارتقايي تغيير کند. وي در ادامه با بيان اينکه مدل ارتقايي صرفا مبتنيبر تقويت تواناييهاي مخاطب است، اما مدل پيشگيرانه مبتنيبر در نظر گرفتن آسيب اجتماعي مشخص و ارائه اطلاعات و مهارتهاي لازم براي پيشگيري است، اظهار کرد: در حال حاضر تمامي استانها دو آسيب اجتماعي مشترک عبارت است از طلاق و اعتياد که البته قرار است در رويکردهاي پيشگيرانه و ارتقايي مهارتهاي زندگي به اين دو آسيب بپردازيم و اطلاعات لازم براي گروههاي مخاطب چهارگانه شامل کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان را فراهم کنيم. اين کارشناس مهارتهاي زندگي ادامه داد: در مدل فعلي، مهارتهاي زندگي بوميسازي شده است که در تهران همزمان با سه استان ديگر موفق به توليدات محتواهاي خاص استان شدهايم. در آينده نهچندان دور نيز با تکميل توليدات محتوايي مختص هر استان خدمات پيشگيرانه ارتقايي را در قالب مهارتهاي زندگي در مراکز مشاوره تحتنظارت سازمان بهزيستي به عموم مردم ارائه خواهيم داد. ناصري در ادامه تصريح کرد: همانطور که افراد زبان انگليسي را در آموزشگاهها و ورزش را در باشگاهها ياد ميگيرند، مهارتهاي زندگي را هم در ساختار مشخصي بايد بياموزند. البته آموزش مهارتهاي زندگي بايد ساختاري عمومي داشته باشد و از پيشدبستان تا پيشدانشگاهي را شامل شود، اما با اين حال ما تصميم گرفتهايم که اين خدمت را در مرکز تخصصي تحتعنوان مراکز مشاوره که امکانات آموزشهاي گروهي را دارد، به عموم مردم ارائه کنيم. وي با اشاره به اينکه در مدل قبلي مهارتهاي زندگي کاملا مجاني در قالب عقد قرارداد به عموم مردم ارائه ميشد، اظهار کرد: اما در گام اول سعي کردهايم کيفيت مهارتهاي زندگي بهگونهاي باشد که مردم تمايل به خريد آن داشته باشند و بعد از اين موضوع امکان ارائه مهارتهاي زندگي در ساختارهاي ديگر را فراهم کنيم. در هر استان نيز کميته استاني هزينههاي مذکور را تعيين ميکند. اين کارشناس مسئول مهارتهاي زندگي ادامه داد: وقتي از بسته بوميسازي استفاده ميشود؛ يعني شرايط هر استان به دليل ميزان و نوع آسيبهاي اجتماعي، پراکندگي جمعيت، تعداد افراد تحصيلکرده و ... متفاوت است. پيش از اين در کشور به شکل کلي در خصوص آسيبهاي اجتماعي تصميمگيري ميشد، اما بنابر ضعفهايي که اين روش داشت به مدل بوميسازي روي آورديم. شکلگيري طلاق در استان تهران با شکلگيري طلاق در استاني مانند ايلام يکسان نيست. براي مثال شاخصهاي فرهنگي استان ايلام با شاخصهاي فرهنگي مناطق ديگر قابلمقايسه نيست. ناصري ادامه داد: يکي از دلايلي که لازم بود برنامه مهارتهاي زندگي مورد بازنگري قرار بگيرد اين بود که آسيبهاي اجتماعي در حال افزايش روزافزون است و اين موضوع باعث ميشد روي مدل پيشگيرانه تمرکز کنيم. درحالحاضر نيز برخي استانها مانند استانهاي آذربايجانشرقي، کرمان، يزد و تهران محتواي مذکور را اجرا کردهاند.