آرمان ملي - نسترن فراهاني: «رسانه ملي» رسانهاي که بايد فراگيرترين منبع خبري کشور باشد، ديري است اين رسالت کمرنگ شده است و جهت گيري مطلوب را در برخي از زمينهها ندارد و گاه با بازيهاي سياسي گروهي خاص هم مسير شده است. چندي است نقدهاي بسياري به عملکرد رسانه ملي از سوي مسئولان و فعالان سياسي و رسانهاي مطرح ميشود که اين رسانه ديگر منبع مورد اعتمادي در تمام حوزهها براي آحاد جامعه نيست و مردم به اخبار صداوسيماي ايران اتکاي لازم را ندارند. اکبر ترکان مشاور سابق روحاني در اين خصوص معتقد است: وقتي صداوسيما حرفهاي عمل نميکند با گذشت زمان مردم اين موضوع را متوجه ميشوند و منجر به از دست رفتن مخاطبان صداوسيما ميشود. «آرمان ملي» براي بررسي بيشترعملکرد صداوسيما با اکبر ترکان گفت و گو کرده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به عملکرد اخير رسانه ملي، فکر ميکنيد در حال حاضر چند درصد از مردم به صداوسيما اقبال بالايي دارند؟
اينکه مردم چقدر تحت تاثير رسانه ملي هستند يا اينکه رسانه ملي چقدر برد و تاثير همگاني دارد به مجموعهاي از متغيرها بستگي دارد، مهمترين و موثرترين آن حرفه گرايي در صداوسيماست. صرفنظر از اينکه موضع سياسي صداوسيما چگونه ارزيابي شود، بايد ببينيم اين دستگاه حرفهاي عمل ميکند يا خير.
چه عواملي بيشترين تاثير را در کاهش مخاطب رسانه ملي داشته است؟
نميتوانيم منکر اين شويم که امروز تخصص رسانهاي چه ميزان پيچيده و مهم است و ما نبايد فکر کنيم هر آدم خوبي ميتواند از پس اين تخصص پيچيده برآيد، اگر بخواهيم عملهاي فيزيکي مثل چشم انجام دهيم، پيش کسي ميرويم که شغل او قصابي است اما انسان خوبي محسوب ميشود؟ البته که نه؛ چراکه تخصصهاي مربوط به هر حرفه، شخص حرفهاي در همان حوزه را ميطلبد. کارهاي زيادي در جامعه هستند که بايد به اين باور برسيم که تخصصي هستند و نميتوان بدون تخصص به اين حرفهها ورود کنيم.
با اين نگاه معتقد هستيد انتصابات در رسانه ملي موجب تقويت عملکرد آن نشده است؟
من شنيدهام برخي از انتصابها در سطوح مختلف صداوسيما براساس صفات خوب است و نه عملکرد يا تخصص حرفهاي که فرد براي حضور در صداوسيما نياز دارد، صورت ميگيرد. اتفاقي که در حال حاضر در انتصابات صداوسيما در بخشهاي مديريتي شاهد آن هستيم دقيقا در همين محور ميچرخد. افرادي که در سطوح فوقاني براي مديريت شبکهها و برنامهريزيهاي کلان در صداوسيما انتخاب ميشوند غالبا انسانهاي خوبي هستند اما حرفهاي نيستند و تخصص لازم را ندارند. اين اتفاق با ادامهدار شدن موجب آن ميشود که دستگاه در صورتهاي کلي حرفهاي عمل نکند.
از ديدگاه شما پيامدهاي روي آوردن مردم به رسانههاي بيروني چيست؟
وقتي صداوسيما حرفهاي عمل نميکند با گذشت زمان مردم اين موضوع را متوجه ميشوند و منجر به از دست رفتن مخاطبان آن ميشود و با ادامه اين روند هم موفق به جذب مخاطب نخواهد شد. از سوي ديگر دستگاههايي هستند در رسانههاي وابسته به قدرتهاي مسلط جهاني، اين دستگاههاي مسلط جهاني مثل کشور آمريکا و کشورهايي که در امتداد آمريکا هستند ما ميشنويم که آنها در قدرتهاي فضايي و الکترونيکي برجستگيهايي دارند. کشوري که در صنايع مختلف برجسته است آيا فقط در صنايع حرفهاي عمل ميکند؟ خير اين برتريها در ساير تکنولوژيهاي اين کشور وجود دارد از جمله تکنولوژي رسانه. نميتوانيم فرض کنيم اين کشورها با وجود توانايي بالا در اکثر تکنولوژيهاي روز دنيا در بخش رسانه حرفهاي نيستند و صداوسيماي ما از آنها حرفهاي تر است. اين موجب ميشود که آنها از فنون مربوط به رسانه استفاده ميکنند و در ايران هم مخاطب پيدا ميکنند. همواره شاهد هستيم در قسمتهاي بسيار ضعيف شهرها و روستاها مردم آنتن ماهواره دارند و تحت تاثير اين شبکهها هستند، اين از قدرت رسانهاي آنها سرچشمه ميگيرد از يک سو قدرتهاي رسانهاي وجود دارند و از سوي ديگر هم کماعتنايي ما به تکنولوژي فناوري و تخصصهاي رسانهاي است. همان مثالي که عرض کردم افرادي درصدا وسيما سمت ميگيرند که شايد انسانهاي خوبي باشند يا مثلا کتابدار موفقي باشند اما جايگاه آنها حضور در يک شغل رسانهاي که تخصصي خاص ميطلبد نيست. همه ما هم تاريخچه اين انتصابات را ميدانيم، اين اتفاقات منجر ميشود صداوسيما مخاطب خود را ازدست بدهد و از سوي ديگر هم طرفهاي ديگر شبکههاي بيروني مخاطب پيدا ميکنند. مخاطباني که از اقشار ضعيف جامعه هستند و در بعضي قسمتهاي ضعيف شهرها هم اين رسانهها فراگير شدهاند.
چه بسترهايي نياز است فراهم يا اصلاح شود تا اعتماد مردم به رسانه ملي بيشتر شود؟
ما با روش فعلي نميتوانيم حريف اين رسانهها شويم. کمک گرفتن از پليس براي شکستن ديش ماهوارهها راهکار کارآمدي براي رقابت با رسانههاي مسلط نيست و تاثيرلازم را ندارد. اگر اين راهکارها جواب ميداد تا امروز تاثير خود را گذاشته بود. با اين روشهاي سلبي نميتوانيم مخاطباني را که جذب شدهاند از آنها باز پس بگيريم و يا مخاطبان جديدي به صداوسيماي اضافه کنيم.
در شرايط حساس کشور آسيبهاي کماعتمادي مردم به رسانه ملي نمايان است، فکر ميکنيد مهمترين عامل اطمينان مردم به رسانهها چيست؟
رسانه ما غيرحرفهاي عمل ميکند اما رسانههاي برخي کشورها حرفهاي عمل ميکنند. اين فنون مربوط به رسانه، يک عده صاحب فکر دارد که يک پرده عقبتر ايستادهاند، آن صاحب فکرها معماري ميکنند و افرادي که ما در صداوسيما و رسانههاي ديگر دنيا ميبينيم معماري آنها را به طور عملي اجرا ميکنند و چون ما امروز معماران تخصصي رسانه کم داريم يا نداريم نتيجه آن ميشود که رسانههاي خبري ديگر فضاي کشور ما را به دست ميگيرند و مسائل مورد نظر خود را در افکار عمومي مردم جاسازي ميکنند. بهترين مثالي که ميتوانم بزنم مربوط به فاجعه تلخ شهادت سردار سليماني بود، اين اتفاق يک جنايت بينالمللي و ضايعه بزرگ ملي بود که يک نظامي برجسته به دعوت يک کشور رفته، نخست وزير آن کشور منتظر يک پيام از سردار بوده، يک قاتل بينالمللي مثل ترامپ در طي اين زمان حادثه و فاجعه ميآفريند. در رسانههاي خود هرچه سعي کرديم محور اين موضوع را کنترل و به دست بگيريم آنهايي که قدرت رسانهاي را در دست دارند، مطالب ديگري را برجسته کردند و موضوع شهادت سپهبد حاج قاسم سليماني را کمي به لحاظ تکنيکهاي نوين رسانهاي به حاشيه ببرند. در اين مساله به سادگي مبارزه رسانهاي را ميتوان مشاهده کرد. زماني که ما فرمانده خود را از دست داده بوديم رسانههاي ديگري در دنيا با اين موضوع مقابله کردند. ما بايد در زمينه رسانه بيش ازاين خود را تقويت کنيم.