سياستمداران ايده پرداز برگزيت دنبال توافقات تجاري بزرگ با آمريکا هستند توافقاتي که به زعم کارشناسان ممکن است به همسويي بيشتر لندن با آمريکا از جمله در مورد ايران منجر شود. بريتانيا ساعت يازده شب 31 ژانويه (11بهمن) با تصويب پارلمان اروپا، به طور رسمي از اتحاديه اروپا خارج و بلافاصله وارد يک دوره انتقالي 11 ماهه شد. درست است که بريتانيا ديگر عضو اتحاديه اروپا نيست و نمايندگانش در پارلمان اروپا شغلشان را از دست دادهاند و پرچم اين کشور را از نهادهاي اتحاديه به پايين کشيدهاند، اما در اين دوران انتقالي، بريتانيا کماکان از مقررات اين اتحاديه پيروي خواهد کرد و سهم بودجه خود را پرداخت خواهد کرد. بوريس جانسون، نخست وزير بريتانيا به دنبال يک برگزيت سخت است، وي در واقع خواهان جدايي مطلق و کمترين تعهد به قوانين اتحاديه اروپا است. هنگاهي که جانسون نخستوزير شد، موضع دولت بريتانيا درباره معماي مرز ايرلند شمالي با جمهوري ايرلند را کاملا تغيير داد و پذيرفت که ايرلند شمالي از نظر اقتصادي عملا در حوزه اتحاديه اروپا باقي بماند تا بقيه بريتانيا يعني انگلستان، اسکاتلند و ولز بتوانند راه خود را بروند. او با بازگشت به طرح اوليه اتحاديه اروپا اگرچه عملا يک مرز گمرکي در ميان کشورش کشيد، ولي توانست حزبش و مردم را با خود همراه کند. امانوئل مکرون رئيسجمهوري فرانسه، خارج شدن انگليس از اتحاديه اروپا را اتفاقي شوکآور و يک زنگ هشدار تاريخي براي کل اتحاديه اروپا ارزيابي کرد و گفت: «اين خروج، اتفاقي شوکآور است. اين يک زنگ هشدار تاريخي است که بايد در تک تک کشورهاي ما شنيده شود، بايد در سراسر اروپا شنيده شود و ما را به تفکر وادار کند». براي مردم بريتانيا دلايل مختلفي براي خروج از اتحاديه اروپا وجود داشت؛ جلوگيري از مهاجرت آزادانه از کشورهاي ديگر عضو اتحاديه به بريتانيا، پس گرفتن اختيار کامل تدوين قوانين و استانداردها، توقف پرداخت حق عضويت سالانه و داشتن اختيار بستن قراردادهاي تجارت آزاد با کشورهاي ديگر دنيا از جمله اين دلايل است.
برگزيت؛ با دلايل اقتصادي!
عمدهترين دلايل خروج بريتانيا اقتصادي هستند. اکنون با خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا، اين کشور ميتواند با همه کشورها وارد مذاکره شده و مقررات جديدي براي صادرات و واردات و خدمات تعيين کند. تا پيش از اين لندن اين امکان را نداشته با کشورهايي چون آمريکا و استراليا وارد مذاکرات تجاري شود و هواداران برگزيت معتقدند که آزادي در تعيين سياستهاي تجاري باعث رونق اقتصادي بريتانيا خواهد شد. اما بر خلاف تصور عموم ميتوان گفت که ابتداييترين سطح تاثير خروج از اتحاديه اروپا، فقيرتر شدن انگلستان خواهد بود چون بعد از برگزيت، برقراري ارتباط تجاري شرکتهاي انگليسي با کشورهاي اروپايي سخت خواهد شد و اين مساله باعث کاهش فعاليت انگلستان و اتحاديه اروپا ميشود. شعار هواداران برگزيت از جمله بوريس جانسون از همان اول اين بوده است که خروج از اتحاديه اروپا، اگرچه دسترسي به اين بازار را کم ميکند، ولي اين امکان را به بريتانيا ميدهد که به بازارهاي ديگري، از آمريکا گرفته تا هند و چين دسترسي بيشتري پيدا کند. اما با وجود همه شعارها و وعدهها، بستن قراردادهاي تجاري جديد اصلا آسان نيست. هر چند ترامپ به جانسون وعده داد که قراردادهاي اين کشور با آمريکا موجب افزايش چهار برابري تجارت خواهد شد.
پيامدهاي برگزيت براي ايران
با خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا، اين کشور موقعيتهاي تجاري خود را با اروپا از دست خواهد داد، سياستمداران ايدهپرداز برگزيت به دنبال توافقات تجاري بزرگ با آمريکا هستند، توافقاتي که به همسويي سياستهاي بريتانيا با آمريکا از جمله در مورد ايران منجر خواهد شد. دونالد ترامپ، رئيسجمهوري ايالات متحده آمريکا بارها تمايل خود را براي برقراري روابط تجاري عميق با بريتانيا پس از خروج اين کشور از اتحاديه اروپا، اعلام کرده است. ترامپ گفته است که تلاش ميکند تا لندن را در امور مربوط به سياست خارجي در کنار خود قرار دهد و سپس با کشورهاي اروپايي ديگر به ويژه فرانسه و آلمان در ارتباط با تنش با ايران، وارد گفتوگو شود. در يک نگاه بدبينانه بريتانيا سالهاست نزديکترين موضع به دشمنان خارج از اتحاديه اروپا را نسبت به ايران داشته است و اکنون که در حال خروج از اتحاديه اروپا هستند هم انتظار ميرود سياستشان منفيتر شود. آنها تلاش ميکنند بعد از خروج از اتحاديه اروپا جايگاهي براي خود تعريف کنند و براي دستيابي به اين هدف به آمريکاييها نيازمند هستند از اين رو در مورد موضوعات مختلف به آمريکاييها امتياز ميدهند. جانسون با اتخاذ مواضع تند خود عليه ايران تلاش کرده براي بازسازي جايگاه انگليس به آمريکا باج بدهد.
نگاه بعيدينژاد به برگزيت
با اين حال ممکن است در خروج لندن از اتحاديه اروپا فرصتهايي براي تهران و لندن وجود داشته باشد. حميد بعيدينژاد، سفير ايران در انگليس به خروج انگليس از اتحاديه اروپا و تمايل دولت انگليس به گسترش روابط اقتصادي خود با ايران در دوره جديد واکنش نشان داد و در پستي در صفحه شخصي خود نوشت: دولت انگلستان مسئوليت مهمي را در مديريت شرايط جديد برعهده خواهد داشت و به همين دليل قصد دارد با گسترش روابط اقتصادي و تجاري خود با کشورهاي مهم جهان، رها از محدوديتهاي تحميل شده توسط مقررات اتحاديه اروپا، بتواند نه تنها مانع از کاهش قدرت اقتصادي اين کشور بشود بلکه با استفاده از مزيتهاي اقتصادي و مالي خود به رشد بيشتر تجاري و اقتصادي دست يابد. بعيدي نژاد يادآورشد: دولت انگليس بر همين مبنا مايل به گسترش روابط اقتصادي خود با ايران در دوره جديد ميباشد، اما براي رسيدن به نقطه مطلوب چالشهايي وجود دارد که بايد بر آنها فائق آمد که مهمترين آن وجود تحريمهاي تحميلي توسط آمريکا، با توجه به ارتباط نزديکي بازارهاي مالي لندن با واشنگتن، ميباشد. هرچند پرونده جدايي انگلستان از اتحاديه اروپا به خودي خود کلاف سردرگمي است که پيامدهاي زيادي در سالهاي آينده خواهد داشت. برگزيت مسير حدود پنجاه ساله اروپا به سمت تبديل شدن به يک واحد سياسي، اقتصادي و نظامي قدرتمند را متوقف کرد. هيچ بعيد نيست جريانات راستگرا و تندرو با راهيابي به قدرت در کشورهاي ديگر، تعداد ستارههاي نقش بسته بر پرچم اتحاديه اروپا را کاهش دهند. انتظار ميرود لندن براي فائق آمدن بر چالشهاي برگزيت نزديکي و همراهي بيشتري با واشنگتن داشته باشد آن هم با عنايت به اين نکته که ترامپ به هر دليل، دل خوشي از اتحاديه اروپا ندارد و در آشکار و پنهان براي فروپاشي اين مجموعه تلاش ميکند. برجام به عنوان يکي از مهمترين پروژههاي ديپلماسي بينالمللي طي سالهاي اخير با کارشکنيهاي ترامپ و بيعملي تروئيکاي اروپايي نهايتا ايران را به سمت کاهش تعهدات برجامي سوق داد. همين چند هفته پيش بود که بوريس جانسون نخست وزير انگليس در اظهاراتي از لزوم جايگزيني توافق برجام با توافق ترامپ خبرداده بود اظهاراتي که با واکنش مثبت مقاماتآمريکايي مواجه شد. اين را هم نبايد فراموش کرد که ترامپ نشان داده شريک قابل اعتمادي حتي براي متحدان نزديک خود نيست.