يکي از چالشها و نگرانيهاي موجود در کشور در شرايط کنوني به حوزه سلامت اجتماعي و کيفيت زندگي مردم برميگردد. طبيعتا در چنين شرايطي منطق مديريت هوشمند ايجاب ميکند که از همه ظرفيتها براي ارتقاي شاخصهاي سلامت اجتماعي و بالا بردن سواد اجتماعي استفاده شود. با توجه به اينکه آموزش و پرورش جزو نهادهاي اجتماعي مورد وثوق براي همه اقشار هست و اينکه سه ضلع مثلث دانشآموز، اولياي مدرسه و والدين را کنار همديگر دارد و اين کنار هم بودن حداقل 12 سال طول ميکشد، فرصت بينظيري براي کشور ميتواند محسوب شود تا چشم انداز آينده ما در اين حوزه روشنتر و کارآمدتر باشد. اين امر مستلزم اين است که آموزش و پرورش تفکر اجتماعي را در خودش نهادينه کند که از سياستگذاري اجتماعي تا اجرا را ميتواند شامل شود. لذا براي تحقق اين موضوع استفاده از ظرفيت مددکاران اجتماعي به صورت ثابت و مستمر ميتواند راهکاري باشد چراکه حضور مددکاران اجتماعي در مدارس بدون شک براي بالا بردن سواد اجتماعي دانشآموزان، دسترسي شان به منابع اجتماعي، شناسايي افراد و خانوادههاي در معرض خطر و استفاده از منابع موجود براي کاهش مشکلات دانشآموزان در محيط مدرسه تاثيرگذار است. موضوعي که تقريبا در ايران مورد غفلت جدي قرار گرفته گرچه چند سال اخير در قالب پروژههايي مثل (نماد) «نظام مراقبت اجتماعي دانشآموزان» يا (ماد) «مشارکت اجتماعي دانشآموزان» سعي شده که موضوع مددکاري اجتماعي در آموزش و پرورش در حد خيلي کم ديده شود. بابت کارهايي که انجام دادند به عنوان رئيس يک تشکل غيردولتي در حوزه مددکاري اجتماعي سپاسگزاري ميکنم اما ظرفيت آموزش و پرورش براي تحقق سلامت اجتماعي و بهزيستن اجتماعي به مراتب دهها هزار بار بيش از آن چيزي است که در حال حاضر انجام ميشود. خاطرم هست چند ماه پيش در اسکاتلند معلمان اعتصاب کرده بودند که دلايلي داشتند. يکي حقوق و ديگري عدم حضور مددکاران اجتماعي در آن منطقه که اعتصاب کرده بودند که اتفاقي جالب است. در خيلي از کشورها مددکار اجتماعي در مدارس حضور ثابت و قوي دارد و اين کمک ميکند حمايت لازم از دانشآموزان حتي اگر در معرض خطر هم باشند، انجام بگيرد. اگر شرايطي داشته باشند که نياز به حمايت اجتماعي داشته باشند، مددکاران اجتماعي با استفاده از ظرفيتهاي موجود درون و برون سازماني به آنها کمک ميکنند تا مشکلاتشان مديريت شود. نقش ديگر مددکاران اجتماعي در مدارس براي پيشگيري از بروز آسيبهاي اجتماعي است. با توجه به اينکه حدود 13 ميليون دانشآموز داريم حضور مددکاران اجتماعي يک سرمايهگذاري براي کشور محسوب ميشود. لذا انتظار داريم که زنگ مددکاري اجتماعي در مدارس به صدا دربيايد. با توجه به اينکه خود وزير هم حوزه اجتماعي را خوب ميشناسد و دکترايش هم در حوزه جامعه شناسي است، انتظار ميرود اين آرزوي ديرينه که اگر نگوييم آرزو، به اين حق اساسي در دوره تصديگري ايشان جامه عمل پوشانده شود. ما در انجمن مددکاران اجتماعي ايران آمادگي خودمان را براي هرگونه همکاري با آموزش و پرورش در اين زمينه اعلام ميکنيم.