در مورد تورم، يک واقعيت را بايد بپذيريم و آن اين است که در دنياي امروز ديگر تورمهاي دورقمي معنا و مفهومي ندارند. بنابراين ما در مورد اينکه تورم دورقمي خوب است يا نه، صحبت نميکنيم؛ چون تورم دورقمي پديدهاي است که سالهاست اکثر کشورها از آن فاصله گرفتهاند و تقريبا بيش از 90 درصد کشورها در دنيا حداقل در يکي دو دهه اخير هيچوقت تورم دورقمي را ديگر تجربه نکردهاند يا اگر تجربه کردهاند شايد يک يا دو سال بيشتر نبوده است. فقط در اقتصاد ايران بوده که تقريبا طي 40 سال گذشته، بيش از 80 درصد اين زمانها هميشه تورم دوررقمي وجود داشته و اين يک واقعيت است. بنابراين تورم دورقمي مربوط به اين دولت يا دولت قبلي نيست و در همه سنوات گذشته وجود داشته است. نکته دوم که خيلي خيلي مهم است اين است که در همين دولت دو سال تورم يک رقمي تجربه شده، پس اين دولت به دنبال تورم تک رقمي بوده و بيش از همه دولتهاي گذشته توانسته است تورم را يکرقمي کند. يعني اگر طي 40 سال گذشته، همه دولتهاي قبلي دو تا سه سال توانستهاند تورم را تکرقمي کنند اين دولت به تنهايي توانسته دو سال پياپي تورم را يکرقمي نگه دارد. نکته سوم اين است که الان فقط بحث کاهش منابع مطرح نيست بلکه هزينههاي عمومي وجود دارند که ايجادکننده آنها دولت فعلي نيستند بلکه مثلا در دولت آقاي احمدينژاد، بيش از 500 هزار نيروي شرکتي به يکباره کارمند دولت شدهاند يا برخي هزينههاي جاري از دولتهاي گذشته به اين دولت به ارث رسيده است. بنابراين وقتي هزينهها سير صعودي داشته باشند و درمقابل درآمدها سير نزولي، طبيعتا بايد اين شکاف بودجه را از ساير منابع تامين کرد که همين منابع امروز به تورمهاي بالاي 30 درصد تبديل شده است. نکته آخر، اگر صرفا فقط بحث کاهش منابع مطرح بود يعني ممکن است يک اتفاق طبيعي مثل سيل يا زلزله رخ دهد که منجر به کاهش منابع شود، دولت ميتوانست راهحل آن را اجرا کند، مثل جذب سرمايهگذاري خارجي يا جذب سرمايههاي بخش خصوصي. اما علت کمشدن منابع دولت سياسي بوده است و عوارض سياسي خودش را در شاخصهاي اقتصاد تخليه ميکند. بنابراين، اينکه تورم ديماه سير کاهشي دارد يا از ابتداي امسال اين روند را شاهد بوديم، البته در اين بين به دليل سياست بنزيني دولت تورم سير صعودي را براي دو ماه طي کرد، به خاطر تخليهشدن آثار تورمي افزايش قيمت بنزين است. درمجموع، در سالجاري و اواخر سال گذشته برخي کارشناسان بودند که پيشبيني ميکردند اگر خروج آمريکا از برجام آغاز شود و بخشي از مسائل داخلي حل و فصل نشود، ابرتورم در اقتصاد اتفاق ميافتد و اين دولت نبود که اين حرف را ميزد، چون اعتقادي به آن نداشت. الان که مسئولان دولتي صحبت از مهار ابرتورم ميکنند، منظور اين است که آن فضاي بسيار بد که همه به دنبال تورم بالا بودند به فضاي بد فعلي تبديل شده است که تورم ماهانه، ميانگين و نقطه به نقطه در حال کاهش است و منظور اين نيست که شرايط فعلي کاملا مطلوب است. طبيعتا سياستهاي پولي و مالي منضبطي لازم است تا ما به سمت تورم يکرقمي برويم.