عضو ارشد انيسيتو اولويتهاي دفاعي در پايگاه خبري نشنالاينترست مينويسد: نزديک به 9 سال است که کشور ليبي فعاليتهايش را به عنوان يک کشور مستقل، متوقف کرده است. اين کشور توليدکننده نفت در شمال آفريقا، استقلالش، حس غرورش و حتي ارزش خودش را از دست داده است. ليبي، کشوري است که تابهحال، درگير جنگ داخلي از سوي بسياري از نيروهاي خارجي شروري شده که هيچ مشکلي فراروي خود براي سوءاستفاده از ليبي به منظور تامين منافع خود نميبينند. در کشور ليبي، همهچيز، از صنعت نفت گرفته تا اقتدار سياسي اين کشور، بين سايرين تقسيم شده است. جنگ داخلي در ليبي، تقريبا شش سالي است که بدون هيچگونه چشماندازي براي پايان، ادامه يافته و در سطح بينالمللي موانعي را براي اين کشور ايجاد کرده است. (دولت به رسميت شناخته شده از نظر بينالمللي در طرابلس عليه فعاليتهاي ژنرال خليفه حفتر در شرق ليبي به پاخاسته است). نزديک به يک سال است که شبهنظاميان حفتر به منظور فتح پايتخت، در غرب ليبي بسيار محتاطانه عمل ميکنند و هوشيار هستند. با اين همه، در پي اقداماتي که هواپيماهاي بدونسرنشين، بمبهاي خود را روي اهداف غيرنظامي انداختهاند، ليبي در بنبست خونيني قرار گرفته است. تقريبا هر قدرت بيروني که دخالتي در وضعيت فعلي ليبي داشته است، تشخيص ميدهد که هيچيک از دو دولت رقيب، به واسطه فعاليتهاي نظامي بر ديگري پيروز نميشود. با اين وجود، اختلافنظر قابلتوجهي نيز در مورد چگونگي حل و فصل اختلافات داخلي اين کشور به واسطه يک راهحل ديپلماتيک وجود دارد. رئيسجمهور روسيه، ولاديمير پوتين، تلاش کرد نخستوزير ليبي، فائز السراج و حفتر با يکديگر توافق آتشبس را امضا کنند اما موفق نشد و حفتر بدون اينکه اين توافق را امضا کند، مسکو را ترک کرد. يکشنبه هفته گذشته نيز، آنگلا مرکل سعي در انجام اين اقدام و حل بحران ليبي در همانجايي داشت که پوتين پيشتر، آن را ترک کرده بود. سراج و حفتر همانند قدرتهاي اصلي خارجي که بارها و بارها تحريمهاي تسليحاتي ايالات متحده را نقض کردهاند، به کنفرانس صلح ليبي در برلين دعوت شدند. مصر، امارات متحده عربي، روسيه و فرانسه به عنوان پشتوانههاي اصلي حفتر در اين کنفرانس حضور داشتند و ترکيه، ايتاليا و اتحاديه اروپا نيز خود را به عنوان متحدان سراج معرفي کردند. هدف اصلي اين کنفرانس از زبان آنگلا مرکل به اين اميد که ديپلماسي بين کشورها، با جديت آغاز شود، اينطور بيان شد: «همه احزاب و گروهها به هر طريقي بايد با يکديگر متحد شده تا بتوانند براي رفع مناقشه ليبي اقدامي انجام دهند». اين پيام ميتوانست صادقانهتر و قانونيتر عنوان شود، اگر نيمي از شرکتکنندگان کنفرانس برلين، با بيپروايي، به تحريمها بياعتنايي نميکردند. با همه اينها، مذاکرات صورت گرفته در برلين، بسيار موفقيتآميزتر از مذاکرات مسکو بود. پس از 4 ساعت بحث، افراد حاضر در جلسه در مورد يک متن شش صفحهاي به توافق رسيدند که هدف آن آمادهسازي لازم براي شکلگيري گفت وگوي سياسي جامع بر سر ليبي بود. طبق اطلاعيه مورد توافق، قرار شد احزاب اين کشور «خالي از هر گونه ابهام و در کمال احترام»، قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل را که مربوط به ليبي است مورد توجه قرار دهند تا از اين طريق تحريمهاي تسليحاتي عليه اين کشور را که در راستاي دستيابي به يک راهحل سياسي تنظيم شده بود از روي ميز مذاکره بردارند. در اين راستا مقرر شد، مقررات نظارتي دربرگيرنده سيستم عاملهاي هوايي، زميني و دريايي تقويت شوند تا تضميني براي نقض تحريمها به حساب آيند. در کنار اين، قرار شد، کميتهاي نيز براي رسيدگي به اختلافات اصلي جنگ داخل ليبي تاسيس شود. به عنوان اخبار اميدبخش پس از اين کنفرانس، گفته شده است که سراج و حفتر، هماکنون نمايندگان خود را نيز براي اجراي اين اقدامات انتخاب و منصوب کردهاند. با پايان يافتن اين کنفرانس، اروپاييان که خودشان برگزارکنندگان اصلي بودند، براي اين حق انحصاري را براي خود قائل شدند تا با نگاه به گذشته ليبي اقدامات خوبي را انجام دهند و به اين امر خوشبين باشند که دوران بد ليبي به پايان رسيده است. اينکه، هر کدام از آنها چقدر روي حرف خود، بايستند، موضوع ديگري است. گفته شده که سراج و حفتر حاضر نشدند در جريان اين کنفرانس، همديگر را ببينند. در عين حال که هر دو از تحولاتي که در جريان کنفرانس به وجود آمد، مطلع بودند، اما هيچ يک حاضر نبودند تا به صورت مشترک در اتاقي بر سر يک ميز بنشينند. مرکل اين نکته را روشن ساخته بود که هر دو مرد، از يکديگر بيزار هستند. سراج معتقد بود که حفتر يک متجاوز است که به دنبال توفان راه انداختن در طرابلس است. وي با تاکيد بر شخصيت ديکتاتوري نظامي حفتر، او را در قالب معمر قذافي دانست که ميخواهد کشور را با زور اداره کند. در عين حال، حفتر نيز دولتهاي سراج در طرابلس را ضعيف و بيقانون و کاملا وابسته به شبهنظاميان تحتسلطه افراطگرايان اسلامي ميداند. اين رابطه بين دو نفر، کاملا سمي است با اين حال، تاکنون قدرتهاي منطقه هيچکاري براي پرداختن به اين موضوع و رفع آن انجام ندادهاند. آنچه ما را به نکته ديگري رهنمون ميکند اين است: تا زماني که بازيگران خارجي مانند امارات متحده عربي، مصر و ترکيه متعهد به ادامه اين جنگ در داخل ليبي باشند، هيچ ديپلماسي، درون ليبي موفق نخواهد شد. در حالي که ممکن است مسکو از جنگ خسته شده و از شخصيت حفتر نااميد شده باشد با اين حال، ابوظبي تاکنون ابراز علاقه زيادي نکرده است تا از جنگ خارج شود. مصريها به ارتش شبهنظاميان حفتر در شرق نگاه ميکنند و آنها را به عنوان بهترين سنگر عليه دولت تحت سلطه اسلامگرايان در کنار خودشان ميبينند. رئيسجمهور ترکيه، رجب طيب اردوغان، به عنوان يک آدم عجول با توهمات بزرگي که در سر دارد، وضعيت ليبي را فرصتي براي گسترش نفوذ ترکيه در شمال آفريقا و ارتقاي معاملات انرژي اين کشور در مديترانه ميبيند و شرايط ليبي را راهي براي فراهم آوردن فرصت براي آنکارا به عنوان يک بازيگر قدرتمند در تئاتر ديگر در جهان عرب ميبيند. در کنار همه اينها، يک ژنرال ليبيايي خائن را با قدرت بسيار زيادي که دارد، به اين ترکيب اضافه کنيد تا بفهميد کاملا آشکار است که هيچ ابلاغيه مشترکي به اندازه کافي قوي نيست تا بتواند اختلافات داخلي ليبي را حل و فصل کند. به اين ترتيب ابلاغيه کنفرانس صلح ليبي در برلين نيز تا زماني که هيچ نظارت قوي بر آن نباشد، هيچ ارزش اجرايي ندارد و اجراي آن بيشتر شبيه يک لطيفه است. مذاکرات برلين، تازه اولين قدم براي حل بحران ليبي است. اين بيانيه، براي ليبياييها فقط يک تکه کاغذ است. با اين حال براي اروپاييان نيز، کنفرانس صلح ليبي بيانگر اين واقعيت است که نميتوان جنگ ليبي را ديگر ناديده گرفت. اينکه آيا اروپا داراي جاذبه و توجه کافي باشد تا بتواند به عنوان مجري آتشبس ليبي عمل کند و يک اميد و توافق سياسي در اين کشور ايجاد کند، هنوز مشخص نشده است.