کودکي که دچار بيماري حاد است. همينطور کودکي که در دوران نقاهت يک بيماري بهسر ميبرد و کودکي که بيماري مزمني دارد (چه اين بيماري مزمن آشکار با علائم و چه نهفته و مخفي باشد)، دچار کماشتهايي ميشود. تمام اين موارد با مشاوره پزشک و بررسيهاي لازم آشکار ميشوند. جدا از اين مسائل کودک سالم نيز ممکن است دچار کماشتهايي شود. يکي از مهمترين و شايعترين علت اين مساله، اصرار والدين، بهخصوص مادر در هنگام غذا خوردن کودک است. کودکان در سن 1تا 3 سال در اوج لجبازي و منفيگرايي هستند و تلاش براي مجبورکردن آنها به غذا نتيجه معکوس در برخواهد داشت و حتي از نتايج اين جنجال که اضطراب مادر است، لذت ميبرد. کودک اگر بداند که مادر بارها درباره موضوعي به او اصرار ميکند حتما صبر ميکند تا مادر تکرارها را خوب انجام دهد يا گاهي تهديدها، کودک را در تداعي قرار داده و بيميلي، بياشتهايي و بيتفاوتي او را بهدنبال داشته و بالاخره شرايط دشواري براي غذاخوردن او بهوجود ميآورد. دومين مساله، مقايسه کودک با ديگر همسالانش است. والدين بايد بدانند که کودکان مانند هم نيستند. گروهي کماشتها و گروهي پراشتها هستند، کودکي با جثه درشتتر و کودکي با جثه کوچکتر است. پس به هيچ وجه نبايد کودکان را در غذاخوردن با يکديگر مقايسه کرد. سومين مساله سن کودکان است. بين 1تا 3 سالگي موقعي است که کودک دنبال بازي و بازيگوشي است بنابراين رغبت او به غذا کم ميشود و در اين سن رشد نيز آنچنان زياد نيست. خوردن تنقلات مانند آدامس، پفک، شکلات، شيريني و نظاير آن، يکي ديگر از مشکلات شايع و همهگير امروز کودکان است. اين تنقلات سه ضرر عمده دارند. اولا بهعلت داشتن مواد قندي، اشتها را کم ميکنند و کودک با خوردن تنقلات، غذاي اصلي خود را نميخورد. در حالي که خاصيت اصلي غذا در غذاي اصلي کودک نه در تنقلات است. دوم، تنقلات با داشتن موادرنگي، شيميايي و نظاير آن باعث حساسيتها، اگزما و حتي گاهي بيماريهاي خطرناک ميشوند. سوم، ضرر اقتصادي اين تنقلات که متوجه همه ميشود بنابراين والدين بايد با کمال دقت مواظب باشند که حتيالامکان از آوردن تنقلات به منزل و عادت دادن کودک به آنها، خودداري کنند و مطمئن باشند که ضرر و زيان اينگونه مواد از نفع آن خيلي بيشتر است.