بستن

از ماشین لوکس به ماشینِ خواب

از ماشین لوکس به ماشینِ خواب
فریور خراباتی

دوره‌اي که ما بچه بوديم، خودروي شخصي مثل الان نبود که هر خانواده به اندازه تعداد نفراتش خودروي شخصي داشته باشد. آن زمان مثلا دايي ما يه‌پيکان داشت، 25 نفري با همان پيکان مي‌رفتيم مشهد!

هفت هشت نفر که عقب و دو نفر جلوي مي‌نشستند که يکي از آنها باعث مي‌شد مجبور باشيم نود دنده عوض کنيم! يک نفر هم سمت چپ راننده مي‌نشست که بايد با دستش در ماشين را نگه مي‌داشت، دو سه نفر که توي صندوق عقب بودند... اصلا ماشين را اگه تکان مي‌داديد، سه چهارنفر ديگر هم از لاي چرخ‌ها و اگزوز و اينها بيرون مي‌افتادند! اين از بحث مسافرت رفتن!در بحث عوض کردن خودرو هم به صورت نسل به نسل و سينه به سينه ماشين روپا منتقل مي‌کرديم. مثلا جد من يک پيکان داشت، آن پيکان را داده بود به پدر‌بزرگ من، پدربزرگم هم مشترکا ماشين را داده بود به بابام و عمويم، در نهايت هم رسيد به من و پسر عمويم! يه قانوني داشتيم که از قانون نيوتن الهام گرفته شده بود که پيکان از بين نمي‌رود؛ بلکه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود. يه ميراث بزرگ داشت، آن هم شيشه بالابر بود، که هر پدري موقع تحويل ماشين، يک دانه شيشه بالابر هم به وراث مي‌داد!ما هم بچه بوديم، سرمان نمي‌شد که پدرمان توان خريد يک ماشين را ندارد. من خودم يک‌بار به پدرم گفتم چرا بنز نمي‌خري؟ نگاهم کرد و گفت چون پيکان‌مون ناراحت مي‌شه! من يک سال رويم نمي‌شد از شدت شرمندگي توي چراغ جلوي پيکان‌مان نگاه کنم!يادم هست ما همسايه‌اي داشتيم که او را «پيروز لوفت‌هانزا!» صدا مي‌زدند. راننده سرويس مدرسه بود و اندازه بوئينگ 777 مسافر جابه‌جا مي‌کرد و رکورد تنگاتنگي با خطوط هوايي در سراسر جهان داشت! منتهي اندازه جمعيت سه تا کلاس مسافر مي‌ز‌د، اندازه جمعيت دو تا کلاس تحويل مي‌داد، از شدت فشار و گرما يک تعدادي با يکديگر ادغام مي‌شديم!خب اينها براي قبل بود، الان وضعيت خيلي تغيير کرده. از هر خاندان به يک خودرو، از به هر خانواده به يک خودرو و از هر شخص به يک خودرو رسيديم که فکر مي‌کرديم اين ديگر آخرش است؛ اما چندي پيش در خبرها خواندم فقط يک خانواده محترم و نازنين در کشور، حدود 125 هزار خودرو وارد کشور کرده است!يعني اگه خانواده را چهار‌نفره فرض کنيم، هر کدوم‌شان الان 30 هزار تا ماشين دارن و هر سال هم 365 روزه، آن‌وقت اگر امروز سوار اولين ماشينشون‌شون، 95 سال ديگر دوباره نوبت سوار شدن ماشين اول مي‌شه، جذابه‌ها!وجدانا ايسلند 350 هزار نفر جمعيت دارد، دوستان يه هُل بدهند، تعداد ماشين‌هايي که وارد مي‌کنيم به اندازه جمعيت کشور ايسلند مي‌شود.حالا در مقابل اين پديده، پديده‌ ماشين‌خوابي را داريم.ماشين‌خوابي! بعد از پديده چادرنشيني و کانکس‌نشيني و پشت‌بام‌نشيني، با پديده ماشين‌خوابي هم مواجه شديم.ببينيد قبلا ما کارتن‌خوابي داشتيم که مسئولين به صورت کامل اين مساله‌رو ريشه‌کن کردن، به اين صورت که به کارتن‌خواب‌ها گفتن بريد يه جاي ديگه بخوابيد که جلوي چشم بقيه و عکاس‌ها نباشيد.

الان پديده ماشين‌خوابي هم به اين صورت است که طرف از صبح روي ماشينش کار مي‌کنه، شبم توي همون ماشينش مي‌خوابه که اين به کاهش آلودگي کمک مي‌کنه.ديگه شمال شهر و جنوب شهر هم نداره، شما مي‌تونيد امشب دست خانواده را بگيريد ببريد و توي شهرک باستي‌هيلز بخوابيد، فردا شب ببريدشان جاده چالوس بخوابيد و کلا هر شب هرجا عشق‌تان مي‌کشد بخوابيد!خيلي خيلي خوب است که صبح ديگر کسي از روي دنده چپش بلند نمي‌شود، از روي دنده سه بلند مي‌شه! يعني پهلوش تا صبح روي دنده سه بوده است‌.

با انتشار اين اخبار بعيد نيست که خيلي زود شرکت‌هاي خودروسازي داخل صندلي‌هاي داخل ماشين‌ها را حذف کند، کف ماشين را موکت کنند و دورش پشتي بچينند، آن وسط هم يه ميز عسلي بگذارند تا ما اولين خودروي نشيمن‌دار را هم روانه بازار کنيم.

البته توي بحث ايمني خودروها الان در وضعيتي هستيم که از اين خودروهاي فوق‌پيشرفته واسه خوابيدن اگر استفاده کنيم، امنيت بيشتري داريم.از قديم هم گفته‌اند خودروي خوب، خودرويي است که حرکت نکند و نخواهيم با آن ترمز بگيريم.اگه عزيزان محبت کنن از رادياتور ماشين يه شيلنگ بکشن داخل تا بتونيم از آب رادياتور واسه چاي دم کردن استفاده کنيم که عالي مي‌شود و مشکل آب هم در اين خودروهاي اقامتي حل خواهد شد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی