بستن

مهار اژدها؟

مهار اژدها؟
سیدمجتبی ساداتی روزنامه‌نگار

 

 

 

در دوراني که نئوکان‌ها به رهبري جورج بوش پسر و دونالد رامسفلد وزير دفاع، جنگ‌هاي ايدئولوژيک و طولاني مدت خود را از سال 2001 با القاعده و طالبان آغاز کرده و با سرنگوني صدام‌حسين در سال 2003 ادامه دادند، جمهوري خلق چين محافظه‌کارانه و چراغ خاموش با سرعتي خيره‌کننده پله‌هاي ترقي را مي‌‌پيمود. آمريکا 40 سال درگير جنگ سرد بود و حدود 16 تريليون دلار هزينه کرد. در کوران جنگ‌هاي کره و ويتنام، ژاپن، کره جنوبي و تايوان به خاطر حفظ فاصله با کمونيسم از آمريکا پاداش مي‌گرفتند. چين نيز به‌واسطه مرزبندي با شوروي و حفظ توازن استراتژيک، از توجه آمريکا برخوردار بود. استخوان شوروي زير فشار هزينه‌ مسابقات تسليحاتي شکست. تنها ابرقدرت باقي‌مانده به خود حق مي‌داد هر دولتي را به بهانه مبارزه با تروريسم سرنگون کند. در بازه زماني 2003 تا 2011 که آمريکا در باتلاق عراق و افغانستان 6 تريليون دلار خرج روي دست آمريکا گذاشت، چين با پشت سر گذاشتن فرانسه، بريتانيا، آلمان و ژاپن، از رده ششم جهان به رده دوم و پشت سر آمريکا قرار گرفت و اکنون سايه به سايه آمريکا به پيش مي‌رود. بدهي آمريکا در دوران بوش پسر دو برابر شد و به 11 تريليون دلار رسيد و اکنون حدود 23 تريليون دلار و بيش از توليد ناخالص داخلي آمريکاست. اصولا‌ً جامعه آمريکا از درگيري‌ها و جنگ‌هاي نيابتي در ساير نقاط جهان خسته و ناراضي است به‌عنوان مثال مي‌بينيم امروزه آمريکا سعي کرده سوريه را واگذار کند و کار زيادي به مسائل ليبي ندارد. انديشمندان آمريکا آينده اين کشور را با دو مشکل عمده و بالقوه خطرناک مواجه مي‌بينند. اول بدهي سنگين خارجي و جنگ‌ها که مي‌تواند مثل شوروي موجب فروپاشي آمريکا شود و دوم پيش افتادن چين از کشوري که صد سال قدرت اصلي جهان بوده و بر اساس تئوري «تله توسيديد» مي‌تواند جنگ بزرگي را بين چين و آمريکا رقم بزند که معلوم نيست برنده‌اي داشته باشد. گفته مي‌شود چيني‌ها اراده کرده‌اند که تا سال 2025 در 10 تکنولوژي برتر دنيا قدرت فائقه بازارهاي جهان باشند و تا سال 2035 پيشتاز خلاقيت و نوآوري در کليه فناوري‌هاي پيشرفته و تا سال 2049 که صدمين سال تاسيس جمهوري خلق چين است چين مي‌خواهد در همه زمينه‌ها از جمله ارتش و قدرت نظامي اولين باشد. آنچه از رفتار ترامپ بر مي‌‌آيد به‌نظر مي‌رسد او اولويت‌هاي آمريکا را تغيير داده و ضمن تجديدنظر در جنگ‌ها و دخالت‌هاي نظامي، نگاه اصلي ايالات متحده را به شرق آسيا و عمدتا مبتني بر مهار چين معطوف نموده است. جنگ تجاري بين دو کشور رشد اقتصادي چين را به 1/6‌درصد (کمترين ميزان در 30 سال اخير) رسانده است. از سويي به‌رغم دو بار ديدار سران آمريکا و کره، به‌نظر مي‌رسد ترامپ به‌دنبال حل و فصل موضوع خلع سلاح کره شمالي نيست و مايل است آن‌را مثل شمشير داموکلس بر سر همسايگان پولدار مثل کره جنوبي و ژاپن نگه دارد. به‌نظر ترامپ براي مهار چين به کره شمالي براي ادامه و حتي تشديد تنش (در صورت لزوم) در شرق آسيا نياز دارد و حتي بعيد نيست که در پي آن باشد تا مناقشه چين با همسايگان بر سر مالکيت درياي جنوبي را زنده نگه داشته و مسابقه تسليحاتي جديدي راه بيندازد و بازار فروش سلاح‌هاي آمريکايي رونق بيشتري بگيرد. از طرفي مي‌توان حدس زد که با توجه به خودکفايي آمريکا در توليد نفت، خاورميانه و نفت آن ديگر اولويت آمريکا نباشد و آمريکا از تشديد تنش و دخالت کشورهاي منطقه از ‌جمله عربستان سعودي و ترکيه در جنگ‌هاي مستقيم يا نيابتي در ليبي، يمن، سوريه و عراق و نقاط ديگر خرسند است چون هم اقتصاد کشورهاي نفت‌خيز و اسلامي تضعيف مي‌شود و هم سلاح‌هاي آمريکايي فروخته مي‌شود. برخي آگاهان بر اين اعتقادند که اخراج جان بولتون که ديدگاهي کوته‌فکرانه ضدايراني و متمرکز بر خاورميانه داشت در همين راستا ارزيابي مي‌شود. به‌رغم شلوغ‌کاري‌هاي ترامپ، شي‌جين‌پينگ رئيس‌جمهور دورانديش و هدفمند چين با سکوت و آرامش کامل و تاسي از معمار اصلاحات چين، دنگ‌شيائوپينگ که گفته‌ بود «براي اجتناب از يک پايان تلخ با پيامدهاي مبهم، تنها راه اين است که اصلاحات عميق‌تري براي بازسازي فضاي داخلي و بين‌المللي انجام دهيم» به تحقق روياهايش مي‌‌انديشد. بايد سال‌ها صبر کرد و ديد که آيا آمريکا مي‌تواند اين اژدهاي سرکش را مهار کند؟ يا ناچار به همزيستي مسالمت‌آميز با آن مي‌‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی