حميد استيلي سرمربي تيمملي المپيک (شوخي نميکنم! واقعا سرمربي بود! البته حق داريد خودشم باور نداشت!) پس از حذف در مرحله مقدماتي اين مسابقات از مردم عذرخواهي کرد و از بازيکنان تيمملي اميد بابت بازي غيرتمندانه تشکر کرد. روال به اين صورت بود که ابتدا تيم را به کرانچار سپرديم، بعد که ديديم خوب نتيجه ميگيرد، عقلاي فوتبال با يکديگر جلسه گذاشتند و گفتند تيم که دارد خوب نتيجه ميگيرد، ديگر کرانچار را ميخواهيم چهکار؟! در نتيجه کرانچار به صورت تلفني برکنار شد و به صورت تيپاکس به کشور کرواسي حواله شد. ما مانديم و فرهاد مجيدي! فرهاد مجيدي در چند بازي دوستانه سرمربي تيم شد و ما مدام باختيم. انقدر باختيم که باز هم عقلا و دانشمندان فدراسيون فوتبال جلسه گذاشتند و گفتند ما که داريم ميبازيم، ديگر فرهاد مجيدي را ميخواهيم چه کار؟ استيلي را ميگذاريم سرمربي!احتمالا پيشبيني کميته فني اين بوده که استيلي وقتي به آمريکاي جهانخوار گل ميزند، ازبکستان و چين و کرهجنوبي که عددي نيستند، پس به آنها هم گل ميزند. احتمال است! ولي بعيد نيست که اعضاي کميته فني ندانند که سالهاست استيلي از فوتبال خداحافظي کرده، البته فوتبال هم از استيلي خداحافظي کرده اما او کماکان اصرار دارد به عنوان مربي در فوتبال بماند و انتقام خودش را از اين ورزش صنعتي و خشن که بيست و دو نفر در آن، الکي به دنبال يک توپ ميدوند، بگيرد.پس از شکست مقابل کرهجنوبي در بازي اول و تساوي در برابر ازبکستان در بازي دوم، استيلي مصاحبه کرد و گفت طبق روال که کره، ازبکستان را ميبرد و ما هم چين را ميبريم و صعود ميکنيم (به طبق روال دقت کنيد(.از قضا طبق روال کره چون توي فوتبالش پارتيبازي و جادوگري و فساد و قلعهنوعي و حميد درخشان ندارد، ازبکستان را برد. ما هم چين را برديم اما طبق روال اين ما بوديم که صعود نکرديم، چرا؟! چون به خاطر تفاضل گل بيشتر ازبکستان صعود کرد. يعني طبق روال استيلي نميدانست يک قانوني در فوتبال وجود دارد که اگر تيمها در مرحله گروهي همامتياز شوند، قانون تفاضل گل، تيم صعودکننده را مشخص ميکند. حتما بعد از شنيدن اين خبر با حالت گريان گفته: چرا زودتر به آدم خبر نميديد؟ چرا ما رو در جريان آخرين قوانين فوتبال قرار نميديد؟ تفاضل گل ديگه چيه؟! فيفا چر اين فوتبال رو سخت کرده؟! چرا وقتي تيمها همامتياز ميشن، با يهتلفن يا برگزاري مسابقه کشتي تيم صعودکننده انتخاب نميشه؟! اوف به فيفا!نتيجه تمام موارد فوق باعث شد که تيم المپيک ما با حفظ شايستگي چيزي از ارزشهايش کم نشود و صعود نکند. اينکه با هر شکست چيزي از ارزشهايمان کم نميشود به اين دليل است که ما اصلا به المپيک صعود نميکنيم که ارزشهايمان مشخص شود!
اي کاش در اردوي پيش از مسابقات لااقل دکتر احمدينژاد و عليآبادي لباس تيمملي را ميپوشيدند و در تمرينات حاضر ميشدند تا حساب کار دست تيمهاي مقابل بيايد. عليآبادي هم يه دو خط انگليسي حرف ميزد، وجدانا از سر خجالت هم که شده، به ما ميباختند و تيمهاي ديگر به جاي فوتبال، ميرفتند و زبان انگليسيشان را مثل دکتر عليآبادي قوي ميکردند.
حالا اين تازه اول کار است، بگذاريد پرسپوليس و استقلال، که استراماچوني و کالدرونشان رفتهاند، تيمملي، که کارلوس کيروشش رفته، وارد گود شوند؛ کاري ميکنند که آب بريزيم روي دست تيمملي اميد و استيلي!
همين دو سال پيش بود که کمترين توقعمان قهرماني پرسپوليس در آسيا و بردن اسپانيا و پرتغال در جامجهاني بود. حالا نگران اين هستيم که اصلا به مرحله گروهي مسابقات جامجهاني صعود ميکنيم يا نه! تاج هم از فدراسيون فوتبال رفته و با خيال راحت هم رفته، چون ميداند ميراثي در دوران مديريتش از خود به جاي گذاشته که ميشل پلاتيني هم نميتواند آن را درست کند.
خلاصه از آنجايي که همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد، از المپيک هم حذف شديم. به نظر من شما از فوتبال ايران، همين حضور در زمين مسابقه را بگيريد، يک دلالي باقي ميماند که هم پولش خوب است و هم دردسرهاي ورزش و مسابقه و قهرماني را ندارد. قهرمان را هم با يک تلفن مشخص ميکنيم و نيازي به هدر دادن انرژي جوانان کشور و آسيبديدگي آنها هم نخواهد بود.پينوشت: هرچند بيربط اما اين را بگويم که لال از دنيا نروم؛ محققان گفتهاند که گاندوها در فصل زمستان تمايلي به خوردن ندارند و کماشتها ميشوند، پس مردم سيلزده نگران نباشند!