در چند انتخابات اخير، نگرانيهايي از بابت خريد و فروش آرا، پولهاي کثيف و هزينههاي ميلياردي کانديداها وجود داشته است. اين نگراني هم از چند بعد قابل بررسي است. کانديدايي که هزينه ميلياردي ميکند و با پول کثيف وارد پارلمان ميشود، طبيعتا بعد از ورود به مجلس وامدار اسپانسرها و حاميان مالياش ميشود و بايد در مسير خواستههاي آنها حرکت کند نه رايدهندگانش. در اکثر موارد کانديداها توان و پول کافي براي پرداخت هزينههاي ميلياردي در انتخابات را ندارند، اگر هم داشته باشند مطمئنا به درد نمايندگي مجلس نميخورند. مثلا ديده شده برخي از کانديداها هزينه 20 ميليارد توماني در انتخابات ميکنند؛ افرادي را بهعنوان دلال براي خريد راي مردم به قيمت 100 تا 150 هزار تومان ميفرستند. نميتوان گفت همه مردمي هم که مشکل مالي دارند، تحتتاثير اين موضوع قرار ميگيرند، اما قاعدتا اين اقدامات بيتاثير نيست. خصوصا در شهرستانها، خريد و فروش راي و کمکهاي مالي برخي افراد به نمايندگان بيشتر رواج دارد و مطرح است. اين افراد وقتي با چنين رايي به مجلس ميروند، نماينده کارچاقکن ميشوند و به روابط و زدوبندهاي غيرمجاز ورود ميکنند. اين مسائل قطعا در تضعيف جايگاه مجلس در درازمدت تاثيرگذار است. البته همه کمکها به کانديداها را نميتوان زير سوال برد، اما کمکها نبايد در مسير وامدار کردن کانديداها باشد. اين توقعات اشتباه متاسفانه از سوي رايدهندگان هم گاهي وجود دارد و توقع دارند نماينده مشکلات رفاهي و منطقهاي را حل و فصل کند؛ درحاليکه نماينده مسئوليت ملي و کلان برعهدهاش است. همين نگاه باعث ميشود برخي نمايندگان از نظر آنها يکبار مصرف باشند و ديگر راي نياورند. بايد نگاه به جايگاه نمايندگي و مجلس تغيير کند تا پارلمان باز هم در راس امور قرار گيرد و به وظايف قانونگذاري و نظارتي خود به درستي عمل کند.