دونالد ترامپ رئيسجمهور آمريکا از پيشنهاد بوريس جانسون نخست وزير بريتانيا در مورد سرنوشت برجام استقبال کرد. جانسون پيشنهاد داده است که چيزي بهعنوان «توافق ترامپ» جايگزين برجام شود. منظور از «توافق ترامپ» ظاهرا طرحي است که رئيس جمهور آمريکا بهطور يکجانبه درباره نحوه حل و فصل اختلافات کشورش با جمهوري اسلامي ارائه خواهد کرد. بهنظرم چنين طرحي بيشباهت به «معامله قرن» ترامپ براي حل منازعة اسرائيل و فلسطين نخواهد بود. معامله قرن توسط تيمي از نزديکان ترامپ و بدون مشارکت طرفهاي اسرائيلي و فلسطيني تهيه شده و گويا قرار است پيش از انتخابات پارلماني اسرائيل در اواسط اسفندماه از آن رونمايي شود. علت اينکه کاخ سفيد مقامهاي فلسطيني و اسرائيلي را در تدوين معامله قرن دخالت نداده اين است که همکاران ترامپ، مذاکره با آنها را بيهوده تلقي کردهاند! از نگاه تدوينکنندگان معامله قرن، حل بحران بين اسرائيل و فلسطينيها به «سازشهاي دردناکي» از سوي هر دو طرف منازعه نيازمند است که هيچکدام نميخواهند به آنها تن در دهند. بنابراين، نه مذاکرات بين خود آنها بر سر اصول کلي حاصلي دارد و نه مذاکرات آمريکا با هر يک آنها در اين مورد خاص! از اين جهت، تنها راهحل منازعه از نگاه زمامداران کاخ سفيد، ارائه فرمولي در برگيرنده موضوعات اساسي از سوي ترامپ و سپس تلاش براي متقاعد کردن طرفين به منظور پذيرش آن بهعنوان «تنها راهحل عملي و واقعبينانه بحران» در خاورميانه و آغاز مذاکره بين آنها به قصد اجراي آن است. عجيب اينکه مقامهاي فرانسوي هم اين راهحل را نسبت به دستيابي دو طرف به توافقي از طريق مذاکره مؤثرتر دانستهاند به اين شرط که فرمول مورد نظر ترامپ متوازن باشد. ظاهرا ترامپ در مورد ايران هم به همين نتيجه رسيده است. از نگاه او مذاکره با جمهوري اسلامي از نقطه صفر، اتلاف وقت است و کمکي به رفع اختلافات نميکند. از اين رو، او درصدد ارائه فرمولي است که اگر قرار به مذاکره باشد، مذاکرات بر سر آن فرمول صورت گيرد. بهنظرم جانسون پيش از ارائه علني پيشنهاد خود را با ترامپ هماهنگ کرده و چه بسا که به توصيه او اين پيشنهاد را مطرح کرده باشد! با اين حساب، اين احتمال جدي است که در ماههاي آينده رئيسجمهور آمريکا طرحي را براي حل تمام اختلافات با ايران تحت عنوان «توافق ترامپ» در سطح بينالمللي مطرح کند و در پي جلب حمايت کشورهاي مختلف از آن برآيد. بهنظرم ممنوعيت غنيسازي اورانيوم در حد صنعتي و محدوديت رسمي ساخت موشکهاي دوربرد با قابليت حمل کلاهک، اساس درخواستهاي ترامپ از ايران باشد. در مقابل او عاديسازي روابط با آمريکا، رفع کامل تحريمهاي اقتصادي و بسيج صدهاميليارد دلار سرمايه بينالمللي براي سرمايهگذاري در ايران را بهعنوان امتياز به جمهوري اسلامي ارائه خواهد کرد. براي حل مشکلات منطقهاي نيز احتمالا ترامپ خواستار عدم مقابله ايران با اجراي معامله قرن و پيوستن جمهوري اسلامي به يک معاهده اقتصادي و امنيتي منطقهاي خواهد شد؛ موضوعي که سياست خاورميانهاي جمهوري اسلامي را بلاموضوع ميکند و تاثيرات ژرفي بر سياست داخلي ايران ميگذارد. طبعا مهمترين پرسشي که در اينجا مطرح ميشود، نوع موضعگيري ايران در مقابل چنين طرحي است. روشن است که ايران طرح را رد خواهد کرد اما ترامپ بر اين گمان است که سياست فشار حداکثري و جنبههاي وسوسهآميز طرح نهايتا شانسي براي موفقيت آن پديد خواهد آورد! مايک پنس معاون ترامپ گفته است که سياست کشورش استقرار صلح از طريق زور است! ارائه چنين طرحي نيز مصداقي از سياست مورد نظر پنس به شمار ميرود.