آرمان ملي: در روزهاي اخير شاهد بوديم که برخي شخصيتهاي سياسي يک جناح بر اين باور بودند که ايران در قبال ارجاع پرونده به کميسيون مشترک برجام بايد نظارتهاي آژانس را به صفر برساند و از پروتکل الحاقي خارج شود. خروج از برجام به معناي اين است که تحريمهاي دوران احمدينژاد دوباره بازميگردد و در اين صورت احتمالا روسيه و چين هم مجبورند به آنها پايبند باشند. در راستاي بررسي اين اظهارنظرها «آرمان ملي» گفتوگويي با فريدون مجلسي تحليلگر مسائل بينالملل داشته که در ادامه ميخوانيد:
چرا برخي از چهرههاي سياسي دنبال خروج ايران از پروتکل الحاقي هستند؟
برخي جناحها و احزاب سياسي در کشور وجود دارند که قصد آنها از چنين اظهارنظرها و جناحبنديها اين است که يک دو قطبي جنگ و صلح ايجاد کنند. برخي بر اين باورند که يک درگيري به نفع ايران خواهد بود و ما بدون آسيبي سربلند از آن خارج خواهيم شد. اين افراد چنان بر اين اعتقاد اصرار دارند که مخالفان را ترسو ميدانند.
عواقب خروج جمهوري اسلامي ايران از برجام چيست؟
خروج جمهوري اسلامي ايران از برجام به معناي اين است که تحريمهاي شديدي که در اواخر دوران احمدينژاد بود، دوباره احيا شده و تحريمهاي بينالمللي کشور را چنان تحت فشار قرار ميدهد که حتي روسيه و چين نيز مجبورند به آنها پايبند باشند. اين است که صحبتهاي اين جريانهاي تندرو را ميتوان غير منطقي و خارج از چارچوبها و اصول سياسي دانست. از سوي ديگر صحبتهاي اين گروهها را جدي نبايد گرفت. زيرا آنقدر قدرت دارند که ميتوانستند با فشارهاي عملي کشور را از برجام خارج کنند و اين صحبتها صرفا از سوي آنها براي کارشکني و دوقطبي کردن کشور است. اينها ميدانند که جمهوري اسلامي ايران فقط با يک طرف مواجه نيست و کار آنگونه که فکر ميکنند آسان نخواهد بود اما همچنان اين صحبتها را تکرار و ذهنها را مخدوش ميکنند.
جمهوري اسلامي ايران بايد چه مسيري را در پيش گيرد؟
اينکه طرفهاي برجام به چارچوب اين توافق بازگردند، دور از ذهن است و رسيدن به تعادل بدون رد و بدل شدن امتياز بعيد است. هر کشوري براي بقا در اين عصر نيازمند تعاملات سياسي و اقتصادي با ساير کشورهاست. هر کشوري که خارج از قواعد و نرمهاي شناخته شده ديپلماتيک حرکت کند، دچار مشکل خواهد شد؛ خواه اروپاييها باشند و خواه کشورهاي ديگر. درباره کساني که چنين صحبتهايي را مطرح ميکنند بايد گفت 24 ميليون رايدهنده در برابر آنها قرار دارند؛ يعني اکثريت ملت که اين تفکرات تند را قبول ندارند. دولت نبايد به آساني توافق امنيتي برجام را از دست بدهد و بايد در راستاي تحقق آن تلاش کرده و در برجام باقي بماند و در راستاي آن با ساير طرفها گفتوگو کند. کساني که نگاهي صلحطلبانه دارند نميتوانند با مخالفان برجام همراهي کنند. خارج شدن از برجام کار سختي نيست و همين فردا ميتوان آن را محقق کرد و براي آن جشن هم گرفت اما نميتوان بر واکنشهاي احتمالي بعد از آن چشم بست. هر کدام از طرفهاي برجام که دنبال تنشزدايي هستند بايد در اين توافق باقي بمانند و براي احياي دوباره آن تلاش کنند. دود خارج شدن از برجام به چشم مردم کشور خواهد رفت که به هيچ وجه از آن استقبال نميشود زيرا مردم کشور ما نيز صلح جو هستند.
چه اتفاقاتي سبب شد تا برجام از دوران اوج خود فاصله گيرد؟ آيا صرفا بدعهدي طرفهاي غربي سبب افول برجام شد؟
در کنار مخالفتهاي بيروني، مبارزه با برجام در داخل کشور هم وجود داشت. در همان زمان که مخالفتهاي داخلي بر عليه برجام شروع شد شرکتهاي اروپايي در ايران مستقر شده بودند و در حال سرمايهگذاري بودند و هيچ بدعهدي در آن برهه زماني رقم نخورد و اين رفتارهاي تند بود که نخستين جرقههاي التهاب را زد و آنقدر اين موضع گيريهاي تند منطقهاي ادامه يافت تا حساسيت ساير طرفها را برانگيخت و کار را براي حفظ برجام سخت کرد. در وهله اول بايد بين جنگ و صلح يکي را انتخاب کرد. متاسفانه اين موضعگيريها بوي جنگ ميدهد. همين موضعگيري در طرف مقابل نيز ايجاد شده است. در نهايت بايد اذعان کرد امتيازاتي که کشور در قبال برجام بهدست آورد مهم و اساسي بود اما متاسفانه به خوبي از آنها استفاده نشد. تغيير رويکرد شايد راهکار دور شدن از تنگنا باشد.