آرمان ملي- سعيده اسکندري: 5روز پس از حادثه سقوط هواپيماي خطوط هوايي اوکراين در تهران، امير قطر به ايران سفر کرد. سفري غير منتظره که پس از حضور او در مراسم ترحيم سلطان قابوس در عمان و بدون برنامهريزي قبلي صورت گرفت. اگرچه اين سفر با توجه به وضعيت کنوني ايران و منطقه از منظر سياسي اهميت بسياري داشته و ميتواند حاوي نکات بسياري باشد، اما به نقل از برخي منابع خبري خارجي، حمايت مالي قطر از ايران براي پرداخت پول غرامت ناشي از سقوط هواپيما عمده دليل انجام گرفتن اين سفر عنوان شده است. پس از اين سفر و ديدار امير قطر با مقام معظم رهبري و رياستجمهوري نشريه ميدل ايست بهعنوان اولين منبع خبري، در گزارشي از پيشنهاد دوحه به تهران براي پرداخت غرامت هواپيماي اوکرايني به تهران خبرداد و ضمن اشاره به موضوع پذيرش ايران در شليک اشتباه موشک گفت: «امير قطر قصد دارد تمام غرامت مربوط به هواپيما و 176 سرنشين آن را به ايران پرداخت کند». اين نشريه مبلغ مالي مورد نظر از سوي دولت قطر براي پرداخت به ايران را 3 ميليارد دلار عنوان کرده و ميگويد: «تصميم امير قطر، ناشي از قدرداني از موضعگيري ايران در رابطه با تحريمهاي اعمال شده از سوي برخي کشورهاي عربي مانند عربستان سعودي و امارات عليه دوحه در سال 2017 است».
اولين سفر رسمي
تلاقي زماني اين سفر با اعلام برآورد نهايي ميزان خسارتي که دولت ايران بايد در جريان حادثه سقوط هواپيما به ازاي هواپيماي ساقط شده و براي خانوادههاي آسيب ديده پرداخت کند، اين استدلال را قوت بخشيد، ضمن اينکه از ابتداي سال 2013 که شيخ تميم به مقام پادشاهي کشور قطر منصوب شد، اين اولين سفر رسمي وي به ايران بود که در اوج تنشهاي سياسي بين ايران و آمريکا صورت گرفت. هر چند، خبرگزاريهاي ديگري، در کنار اين استدلال، حضور امير قطر در ايران را امري در راستاي ميانجيگري در روابط بين ايران و کشورهاي منطقه ارزيابي کردند. شيخ تميم در اين سفر، ضمن اشاره به بحران سياسي قطر، در ديدار با رئيسجمهور ايران و در بخشي از سخنانش اينطور گفت: «کمکهاي ايران را در زماني که ما تحت محاصره قرار گرفتيم، نميتوان فراموش کرد. ايران مواضع بسيار خوبي نسبت به ما گرفت و به ما و ملت قطر کمک کرد و حتي در کنار تمامي تسهيلات، آسمان کشورشان را نيز در اختيار ما گذاشتند و من از شخص رئيسجمهور و جمهوري اسلامي ايران تشکر ميکنم.» بحران سياسي قطر در سال 2017 با قطع روابط ديپلماتيک 4 کشور عربي مصر، امارات، بحرين و عربستان سعودي با اين کشور به وقوع پيوست. در اين زمان، ايران، در مقابل کشورهاي مخالف، بالاترين حمايت خود را از قطر به عمل آورد. گفته ميشود که مواضع علني امير قطر در خطاب قرار دادن ايران بهعنوان قدرتي بزرگ و ضامن ثبات در منطقه، پس از حضور دونالد ترامپ در رياض و حمايت از ايران و حماس، دليل اصلي قطع رابطه کشورهاي عربي با قطر بود. از همان زمان بودکه ايران براي تامين مايحتاج اوليه و مواد غذايي و همچنين گشايش خط هوايي و مسائل سياسي به کمک قطر شتافت و همين حمايتها موجب شد جمهوري اسلامي ايران در منطقه مورد توجه ويژه مقامات دوحه قرار بگيرد.
تکذيب حمايت مالي
با همه اين مسائل، روز گذشته، ادعاهاي مطرح شده در باب حمايت مالي قطر از ايران در پرداخت غرامت سقوط هواپيما، از سوي سخنگوي دولت تکذيب شد. علي ربيعي در سخناني، مبناي اين ادعاها را غير عقلايي و غيرواقعي دانسته و بيان کرد: «اساسا قرار نيست، قطر غرامتي به ايران پرداخت کند و در عرف بينالمللي نيز چنين موضوعي، وجود ندارد. قطر تنها قصد دارد روابطش با ايران را پرقدرت سازد». يک کارشناس حوزه حقوق بينالملل که خواست نامش فاش نشود با «آرمان ملي» گفتوگو کرده، در اين باره ميگويد: «اين که کشوري بخواهد در شرايط سخت به کشور ديگري کمک کند، امري بديهي است، اما اظهارات صورت گرفته در اين باره اين تلقي را در ذهن ايجاد ميکند که ايران در وضعيت بسيار بد ارزي قرار داشته و در برابر ادعاهايي که از سوي کشورهاي درگير در اين حادثه مانند اوکراين و کانادا جهت پرداخت غرامت به افراد و هواپيماي ساقط شده صورت گرفته، توانايي مالي چنداني ندارد. در شرايط کنوني، اينکه کشوري بخواهد به ايران در زمينه تامين نياز مالي کمک نمايد در عرف بينالمللي موضوعيت دارد، اما اينکه آن کشور بخواهد هدف از حمايت مالياش را علنا پرداخت غرامت درنظر گرفته شده معرفي کند، از منظر حقوقي چندان صحيح به نظر نميرسد، ضمن اينکه بدون شک، اين حمايت مالي در مقابل توقعاتي را نيز ايجاد ميکند». به گفته اين کارشناس مسائل حقوق بينالملل، بحث کمک کشورهاي قدرتمند به کشورهاي ضعيف و نيازمند امري متعارف است. همانند اقدامي که ژاپن در قالب نهادهايي همچون جايکا (آژانس همکاريهاي بينالمللي ژاپن) با کشورهاي مختلف در قالب تعريف پروژههاي آموزشي، ارتباطاتي را ايجاد و همکاريهايي را تعريف ميکند و مابهازاي آن همکاري صورت گرفته، به کشور نيازمند کمکهاي مالي ميکند. با اين حال، براي همه اين امر آشکار است که کمک مالي قطر بهعنوان کشوري بسيار کوچکتر و کمقدرتتر به ايران، بهعنوان يک قدرت بزرگ منطقهاي، خلاف روال عادي بوده و حتي طرح آن نيز غيرمنطقي به نظر ميرسد و در عرف بينالملل مرسوم نبوده و موضوعيت ندارد.
قبول مسئوليت و پرداخت خسارت
در همين راستا، ولوديمير زلنيسکي، رئيسجمهوري اوکراين روز شنبه، خواستار پرداخت غرامت از طرف جمهوري اسلامي ايران شده است و از دولت ايران خواسته که مسئوليت کامل در قبال سقوط هواپيمايي اوکرايني را بپذيرد. ادعاي پيشنهاد 3 ميليارد دلاري قطر به ايران براي پرداخت غرامت در حالي مطرح ميشود که با رقم واقعي خسارتي که ايران بايد بپردازد، فاصله زيادي دارد. در اين راستا معاون بيمه مرکزي ايران، خسارت ناشي از سقوط هواپيماي بوئينگ 800-737 اوکرايني را بين 100 تا 150 ميليون دلار برآورد کرده است که با توجه به مشخص بودن جمهوري اسلامي ايران بهعنوان مقصر و با توافق بين ايران و اوکراين در مورد نحوه پرداخت، اين خسارت از سوي دولت ايران و نه شرکتهاي بيمه ايراني پرداخت خواهد شد. جدا از اين مبلغ، 24 ميليون دلار خسارت براي هر مسافر و خدمه و بار در نظر گرفته شده است. در مجموع اين رقم 100 ميليون دلار برآورد شده است که ممکن است با توجه به بيمهنامه اوکرايني اين رقم تغيير کند و تا 150 ميليون دلار که بيش از 1500 ميليارد تومان ميشود، برسد. با اين حال، رقم اعلام شده به مراتب بسيار کمتر از 3 ميليارد دلاري است که بهعنوان پيشنهاد قطر براي کمک به ايران مطرح شده است.