بستن

سكوت عربستان و امارات پيام مثبتی دارد

سكوت عربستان و امارات
پيام مثبتی دارد
آرمان ملی: دو اتفاق طی هفته‌های گذشته موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر داد و سبب شد که منطقه با واقعیات جدیدی روبه‌رو شود. برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم کشوری به یکی از پایگاه‌های آمریکا حمله کرد و رسما مسئولیت آن را بر عهده گرفت. پیش از این حمله کشورهای زیادی در قالب پیام‌های دیپلماتیک تلاش داشتند تا ایران را از واکنش نشان دادن به ترور سردار سلیمانی بازدارند. با این همه تلاش‌هایشان کارگر نیفتاد تا سرانجام جمهوری اسلامی در حمله‌ای موشکی به پایگاه عین الاسد پاسخ نیروهای آمریکایی را داد. این مساله سبب هراس برخی کشورهای منطقه شد و ترافیکی دیپلماتیک در تهران ایجاد کرد. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با احمد دستمالچیان سفیر اسبق ایران در لبنان به بررسی این موضوعات پرداخته است. او می‌گوید. نقطه عطف این تحولات، پاسخی بود که جمهوری اسلامی ایران در قبال شرارت آمریکا در ترور سپهبد شهید قاسم سلیمانی داد و پایگاه عین ‌الاسد را موشک‌باران کرد. دستمالچیان همچنین معتقد است که سکوت کشورهایی نظیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی این مساله نشانه بسیار خوبی است و این رفتار نشان می‌دهد که آنها نیز دریافته‌اند که تنش در منطقه می‌تواند فاجعه آفرین باشد و این فاجعه دامن گیر آنها نیز می‌شود. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

تحولات ديپلماتيک اخير در منطقه خاورميانه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

طي دو سه هفته اخير تحولات بسيار مهمي در منطقه اتفاق افتاد که دست برتر جمهوري اسلامي ايران در اين تحولات مهم به وضوح آشکار شد. نقطه عطف اين تحولات، پاسخي بود که جمهوري اسلامي ايران در قبال شرارت آمريکا در ترور سپهبد شهيد قاسم سليماني داد و پايگاه عين ‌الاسد را موشک باران کرد. ايران پيشتر هشدار داده بود که حتما به اين اقدام تروريستي واشنگتن جواب خواهد داد. اين پاسخ پيام‌هايي بسيار مهم و سهمگيني براي آمريکا داشت و نشان داد جمهوري اسلامي ايران در مواقعي که بخواهد از حيثيت خود دفاع کند، از هيچ‌تلاشي فروگذار نخواهد کرد و مسامحه‌اي در کار نخواهد بود. در بيانيه‌ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تصريح شد که اگر هر يک از پايگاه‌هاي آمريکا در کشورهاي منطقه حرکتي عليه ايران انجام دهند، آن پايگاه هدف حمله قرار خواهد گرفت و حق پاسخ منطقي به اقدامات خصمانه براي ايران محفوظ است. اين تحولات باعث شد که کشورهاي منطقه نسبت به قدرت و جديت جمهوري اسلامي ايران در برخورد با اقدامات خصمانه اطمينان يابند و تلاش کنند که گام‌هايي جدي در راستاي کاهش تعهدات بردارند.

امير قطر به ايران آمده بود و ديدارهايي با رئيس‌جمهور مقام معظم رهبري داشت. اين سفر که در نوع خود به سبب عدم برنامه‌ريزي قبلي عجيب به‌نظر مي‌رسيد، چه هدفي را دنبال مي‌کرد؟

پس از شهادت سردار سليماني اولين سفري که از سوي يک مقام رسمي کشورهاي حاشيه خليج فارس به ايران صورت گرفت، سفر آقاي «تميم بن احمد آل ثاني» وزير خارجه قطر بود. او در تهران به مقامات جمهوري اسلامي اعلام کرد که دوحه نهايت تلاش خود را انجام مي‌دهد تا از تشنج منطقه‌اي به دور باشد و در درگيري‌هاي منطقه مشارکت نکند. اين پيام نشان داد که آنها فهميده‌اند که اگر درگيري صورت گيرد و پايگاه‌هاي آمريکا در قطر نيز در اين مساله مشارکت داشته باشند، امنيت قطر نيز به خطر خواهد افتاد و مشکلات زيادي نه تنها براي اين کشور، بلکه براي ديگر کشورهاي حاشيه خليج فارس نيز پديد خواهد آمد. با توجه به ادامه يافتن تنش‌ها در سطح منطقه فکر مي‌کنم که امير قطر نيز به‌دنبال پيگيري همين موضوع است و مي‌خواهد نقشي در کاهش تنش‌ها ايفا کند.

فکر مي‌کنيد با توجه به اينکه برخي گمانه‌زني‌ها پيرامون احتمال خروج نيروهاي آمريکايي از قطر مطرح شده است، دستاورد سفر امير قطر به ايران چه بود؟

ظاهرا و بر اساس شنيده‌ها مي‌توانم بگويم در خصوص همين مسائل صحبت‌هايي مطرح شده است. قطري‌ها گفته‌اند اگر جمهوري اسلامي ايران مقداري از لحن تند خود بکاهد، کشورهاي منطقه نيز تلاش خواهند کرد که همکاري متقابلي را با ايران آغاز کنند. آن طور که گفته شده هدف اين همکاري، پايان دادن به حضور نيروهاي آمريکايي خواهد بود. به‌طور کلي چنين گفت‌وگوهايي چه در قالب ديپلماسي رسمي و چه در قالب ديپلماسي غيررسمي در جريان است و بايد ديد چه زماني و تحت چه شرايطي اين گفت‌وگوها به نتيجه خواهد رسيد. همانطور که از سوي مقامات رسمي کشورمان اعلام شده، هدف نهايي ايران در سياست منطقه‌اي خود خروج آمريکا از منطقه است و اينکه کشورهاي منطقه نيز در اين راستا با تهران همراه و هم نظر هستند اتفاق خوبي است.

از منظر شما دليل اين تغيير نگاه در کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس چيست؟

آمريکا در جريان ترور سردار سليماني کاري نامشروع و مبتني بر تروريسم دولتي انجام داده بود و حتما بايد پاسخ آن را دريافت مي‌کرد. ضربات موشکي ايران به مواضع آمريکايي‌ها نيز در همين راستا بود. دونالد ترامپ مدتي بود که تحت فشار صهيونيست‌ها براي اقدامي عليه ايران بود و وي زير بار اين کار نمي‌رفت. رئيس‌جمهور آمريکا مي‌دانست اگر بخواهد عليه کشورمان اقدامي کند، با چنين مشکلاتي در منطقه مواجه خواهد شد. به هر حال ترامپ سر تسليم در مقابل صهيونيست‌ها فرود آورد و خودش را وارد يک قمار بزرگ و مرگبار کرد که هم به احتمال زياد نتيجه انتخابات آينده را واگذار خواهد کرد و هم دنيا را وارد يک چالش بسيار جدي و مهم کرده است. آمريکا و شخص ترامپ همچنان بازيچه دست صهيونيست‌ها هستند، بي‌شک بايد هزينه‌هاي بسيار سنگين و مهلکي را دريافت کنند. به‌نظر مي‌رسد کشورهاي عربي خليج فارس به اين نتيجه رسيده‌اند که نبايد بيش از اين به آمريکا متکي باشند. کشورهاي عربي جنوب خليج فارس متوجه اين موضوع شده‌اند که نمي‌توانند آمريکا را شريک مطمئني براي تامين امنيت خود بدانند. کشورهاي عربي خليج فارس با توجه به اينکه پشت خود را خالي مي‌بينند، به مشارکت همگاني در منطقه احساس نياز مي‌کنند. اگر کشورهاي عربي نابخردي کرده و نتوانند خود را با شرايط جديد منطقه وفق دهند، همانگونه که در بيانيه سپاه پاسداران آمده بود، چنانچه کوچک‌ترين حرکتي از طرف آمريکايي‌ها از پايگاه‌هاي اين کشورها صورت پذيرد، بي‌ترديد کشورهاي عربي خليج فارس مسئول خواهند بود و به‌عنوان کشورهايي که با ايران وارد جنگ شده‌اند، با آنها برخورد خواهد شد.

يکي از مسائل مهم منطقه در حال حاضر تلاش دولت و مجلس عراق براي اخراج نيروهاي آمريکايي است. اين تلاش به نتيجه خواهد رسيد؟

عراق در حال طي کردن مراحل قانوني خروج نيروهاي آمريکايي از اين کشور است. پارلمان عراق اين موضوع را با رأي نمايندگان تصويب و به دولت عادل عبدالمهدي ابلاغ کرده است. دولت نيز آيين نامه نحوه خروج نيروهاي ايالات متحده است. من مطمئنم اين اتفاق خواهد افتاد؛ چراکه با تصويب پارلمان و ابلاغ آن به دولت مساله جنبه قانوني پيدا کرده و از سوي ديگر آمريکايي‌ها متوجه شده‌اند که در اين درياي خروشاني که بعد از شهادت سردار سليماني و شهيد ابومهدي مهندس اتفاق افتاده، ديگر نمي‌توانند امنيت خود را حفظ کنند. به همين دليل در قبال انتقام سخت ايران واکنشي نشان ندادند. اين نشان مي‌دهد که آمريکا در نقط ضعف قرار گرفته و مجبورند منطقه را در همين شرايط ترک کنند. البته بايد تاکيد داشت که اين صرفا خواست ايران نيست و کشورهاي ديگري در منطقه نيز از جمله همين عراق، سوريه و لبنان همين درخواست را دارند. طي روزهاي گذشته سيد حسن نصرا‌... به وضوح اين مساله را مطرح کرد و گفت که آمريکا ديگر جايي در منطقه ندارد.

برخي کشورهاي منطقه نظير عربستان و امارات که پيشتر روابط خصمانه‌اي با ايران داشتند، ترجيح دادند سکوت پيشه کنند. ارزيابي شما از اين سکوت چيست؟

سکوت کشورهايي نظير عربستان سعودي و امارات متحده عربي نشانه بسيار خوبي است. اين رفتار نشان مي‌دهد که آنها نيز دريافته‌اند که تنش در منطقه مي‌تواند فاجعه‌آفرين باشد و اين فاجعه دامن گير آنها نيز مي‌شود. نه عربستان و نه امارات متحده نمي‌خواهند تنش بيش از اين افزايش يابد. حتي گمانه‌زني‌هايي وجود داشت مبني بر اين که قاصدي از رياض به ايالات متحده رفته و از آمريکايي‌ها خواسته تا جنگي جديد را در منطقه کليد نزنند. نگاهي به برآيند وضعيت موجود نشان مي‌دهد که پيام قدرت برتر منطقه‌اي جمهوري اسلامي اکنون دريافت شده و حتي متحدان منطقه‌اي دونالد ترامپ نيز اين پيام را به وضوح شنيده‌اند. اين مساله مي‌تواند سرآغاز نظمي جديد در خاورميانه باشد. کشورهاي منطقه بايد بفهمند که در امنيت به خود متکي باشند و با رفع تنش در اين مسير گام بردارند. با توجه به اينکه عربستان در حال حاضر پس از اين بحران‌ها منزوي شده و شکست خورده و هيچ‌دستاورد سياسي و نظامي طي ساليان گذشته نداشته و آن چيزي را که از آمريکا متوقع بود که از اين کشور حمايت کند نيز اجابت نشده، در حال نزديک شدن به واقعيت‌هايي است تا خودش را از اين باتلاق خودساخته بيرون بياورد.

آيا نياز است که ابتکاراتي جديد در حوزه ديپلماتيک براي بازگرداندن صلح و ثبات در منطقه مطرح شود؟

جمهوري اسلامي ايران ابتکاراتي را نظير طرح صلح هرمز از قبل مطرح کرده و اين ابتکارات پتانسيل خوبي براي مانور دارد. جمهوري اسلامي ايران هميشه اعلام آمادگي کرده که با کشورهاي همسايه در صلح و امنيت کامل باشد و دست برادري تهران همواره و در بدترين حالت نيز به سوي اين کشورها دراز بوده و در حال حاضر اين رياض است که بايد به نداي مثبت ايران پاسخ دهد و براي حل و فصل مسائل منطقه در کنار همسايه شمالي خود قرار بگيرد. تنها راه‌حل و فصل تنش در منطقه همکاري کشورهاي منطقه براي برقراري صلح و ثبات و تامين امنيت است. امنيت خريدني نيست؛ امنيت با خريد سلاح برقرار نمي‌شود؛ امنيت با دخالت خارجي در منطقه تامين نمي‌شود که اگر چنين امري امکانپذير بود تا الان صلح در خاورميانه برقرار شده بود اما مي‌بينيم که برعکس، تنش‌هاي سال‌هاي اخير به‌دليل دخالت نيروهاي خارج از منطقه به وجود‌آمده است. متاسفانه در سال‌هاي اخير شاهد هستيم که با تحريک نيروهاي خارجي برخي کشورهاي منطقه تسليم شده و خودشان را در اختيار آنها قرار دادند. اگر بنا باشد امنيت در خاورميانه برقرار شود، تنها راه همکاري دسته جمعي، جامع و کامل کشورهاي منطقه است تا با هم به تفاهم برسند چگونه در اين محيط بسيار حساس در کنار هم با صلح و ثبات زندگي کنند؛ کما اينکه ما در قرون متمادي همسايه بوديم و به حکم اجبار همسايه مي‌مانيم و بايد با هم با آرامش زندگي کنيم. پيش از اين نيز تهران طرح «پيمان عدم تعرض» و پيش‌تر نيز برقراري «سيستم جامع امنيتي مشترک» را پيشنهاد داده بود. ايران هميشه آمادگي داشته و به اين علت که مسئول برقراري امنيت خليج فارس و تامين انتقال آزاد انرژي در تنگه هرمز است، مصّر است که بتواند در اين رابطه با کشورهاي منطقه همکاري کند.

ترافيک ديپلماتيک در تهران صرفا به قطر مربوط نمي‌شود. نخست وزير سوريه و وزير خارجه پاکستان نيز به تهران آمده‌اند. در اين شرايط چه نگراني در کشورهاي مختلف منطقه وجود دارد که اين همزماني را پديد آورده؟

ايران و سوريه که روابطي ديرينه دارند اما همزماني اين سفرها براي اين است که کشورها از کانال‌هاي مختلفي پيگير کاهش تنش هستند. براي نمونه عمران خان که چندين بار ميان ايران و عربستان ميانجي گري کرده و تلاش داشته تا اوضاع را دگرگون کند، احتمالا تصميم دارد بار ديگر با مقامات کشورمان به تبادل نظر بپردازد. فکر مي‌کنم دليل سفر آقاي شاه محمود قريشي هم هماهنگي براي انجام اين سفر باشد. کاهش تنش در حال حاضر خواست تمام کشورهاي منطقه است.

بعد از ترور سردار سليماني و اتفاقات ديگر در منطقه فکر مي‌کنيد آيا اين امکان وجود دارد که دست کم در ميان‌مدت آرامش به منطقه بازگردد؟

هر چند ترور سردار سليماني خسارت بزرگي براي جمهوري اسلامي ايران و منطقه خاورميانه بود و نيروي ارزشمندي را از دست داديم، اما ميراثي که آن شهيد بزرگوار بر جاي گذاشت هنوز زنده است و فکر نمي‌کنم در آينده مشکلي جدي منطقه و ايران را تهديد کند. ايشان مقاومت را تبديل به يک مساله ماندگار کردند. تشکيلاتي سازمان يافته که از سوي ايشان ايجاد شد، متکي به فرد نبود. اين جريان و اين تشکيلات که از سوي شهيد سليماني و همراهانشان سازمان يافته بود، هنوز زنده است و مي‌تواند کارهاي خود را پيش ببرد. همين فعاليت باعث مي‌شود صلح و امنيت به منطقه بازگردد؛ چرا که هدف نهضت مقاومت مبارزه با آتش افروزي و استکبار است. در حقيقت سردار سليماني فرشته صلح، آرامش و امنيت براي منطقه بود. او بود که داعش و تکفيري‌ها را شکست داد و از عراق و سوريه بيرون کرد، مي‌خواست صلح و آرامش به منطقه بازگردد. هدف اصلي داعش بر هم زدن آرامش بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی