در يک سال اخير شاهد بروز بارندگيهاي شديد در استانهايي بودهايم که در يک روز ساعت به اندازه يک سال بارندگي داشتند و موجب راه افتادن سيل ويرانگر در آنها شد. اين بارانهاي سيلآسا دليلش گرم شدن زمين است که باعث بينظمي در ميزان نزولات آسماني شده است و در نتيجه، مناطقي که بارندگي کمتري دارند، اين روزها شاهد بارانهاي شديد سيل آسا باشيم. همچنين اين بارندگيها مقطعي هستند و اينطور نيست که بارشهاي اين چند روز را نشانهاي از پايان بحران آب در اين مناطق بدانيم. پس بايد آماده باشيم که از اين بارشها بهترين بهره را ببريم. از سويي آنقدر در مديريت اين شرايط بد عمل ميکنيم که اين روزها نعمت خداوند براي ما عامل بدبختي و گرفتاري شده است و به جاي اينکه بارش باران مشکل کمبود آب را برطرف کند، مشکلات آبي را بيشتر کرده است. سيل علاوه بر خسارتي که به کشاورزي و دامداري ميزند، بستر خاک را ميکند و به همين دليل آب بهصورت مستقيم وارد خاک نميشود و آب گل آلود در رودخانهها و دشتها جاري خواهد شد که همين باعث ميشود تا ماشينها و آدمها را با خود ببرد و همه چيز را نابود کند. آب اينقدر گل و لاي دارد که مانند «ماست روسي» وقتي وارد مخزن سدها ميشود، عمر سدها را نيز کوتاه ميکند. به همين دليل است که اگر آبي هم باشد، نميتوانيم آن را ذخيره کنيم. ما ظاهرا فکر ميکنيم اين باران نعمت است که در واقعيت نيست، چون باران به دشتهايي که از خشکسالي نشست کردهاند، نميتواند نفوذ پيدا کند. جاهايي هم که آسفالت و سنگفرش هستند، آب باران را نگه نميدارند. اين در حالي است که مسئولان ميتوانستند کاري کنند که در اين وضعيت کم آبي، سيل جاري نشود و آب را بهتر ذخيره نماييم، فقط کافي بود که در ارتفاعات آبخيزداري صورت بگيرد، يعني در دامنه کوهها دو کار اصلي بايد انجام ميگرفت؛ اول اينکه جويهاي عمود بر شيب احداث کنند و در رودهاي کوچک، سدهاي کوچک ميساختند که امر نخست بر عهده وزارت جهاد کشاورزي و بعدي وظيفه وزارت نيرو است. اگر اين کارها انجام ميشد، ديگر شاهد اين مصائب نبوديم. در چنين حالتي لازم است، نخست در دشتها تاسيسات تغذيه مصنوعي تعبيه شود تا آب به روستاها و خانههاي مردم راه پيدا نکند که اين با تاسيس صدها استخر يا چاه ميسر خواهد شد. اما چون وزارت نيرو از آبهاي زيرزميني پول نميگيرد، هيچ اقدامي را در اين رابطه صورت نميدهد. آب ناشي از سيلهاي يک سال اخير ذخيره نميشود و حتما در آينده کمبود آب را تجربه خواهيم کرد و در نتيجه در کشاورزي هم شرايط مطلوبي را شاهد نخواهيم بود. وقتي سيل راه ميافتد، 20سانتي متر رويي زمينهاي کشاورزي را از بين ميبرد. از سوي ديگر گل و لاي سيلابها عمر سدها را کوتاه ميکند و در نتيجه سدها آب کمتري را ذخيره ميکنند. پس بايد براي اينکه عمر سدها کوتاه نشود، راهکارهاي لازم را انجام دهيم، چون در تداوم چنين شرايطي آب سدها کاهش پيدا خواهد کرد. براي جلوگيري از اين بحرانها، بايد سه کار اساسي مدنظر تصميم گيران قرار بگيرد. اول آبخيزداري، دوم ايجاد سد رسوبي و در نهايت شست و شوي هيدروليک آب سدها که با انجام اين سه مورد ميتوان به آيندهاي پر آب اميدوار باشيم.