حال و هواي اين روزهاي جامعه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
بهرغم شکاف قابل توجهي که ميان بدنه مردم و جامعه به خصوص قشر متوسط و پايينتر که به لحاظ مشکلات جدي معيشتي در مضيقه قرار دارند و دلخوري و اعتراض که نسبت به وضعيت اقتصادي دارند، وجود داشته است، طبيعتا بخشي از آن در حوادث آبانماه بروز پيدا کرد و حوادث ناگواري رقم زد و تا مدتها جامعه و مردم را دچار نا اميدي زيادي کرد و شرايط به سمتي رفت که عملا با يک بحران سياسي روبهرو شديم و مجلس و دولت نيز دچار چالش بزرگي در اين عرصه شدند. در اين برهه زماني شهادت سپهبد قاسم سليماني رقم خورد امري که براي تمامي مردم و مسئولان به شدت دردناک و ناباورانه بود و پذيرش آن همچنان براي ما سخت و دشوار است زيرا ايشان در زمينه مقاومت، ايثار و دفاع از کشور يک اسطوره بود و انسجامي در منطقه ايجاد کرده بود که منجر به امنيت بيشتر در کشور ما شد و از ورود هرگونه جنگ و نا امني به داخل کشور ممانعت کرد. سپهبد شهيد سليماني نگاهي ملي داشت و از حزب و جريانهاي سياسي فراتر رفته بود و بهدنبال منافع سياسي نبود. به واسطه همين نگاه ملي بود که کل ملت در سوگ از دست دادن وي نشستند. علاوه بر اين سپهبد سليماني با شهادتش نيز اوضاع کشور را سامان داد و يک وحدت و يک انسجام ملي بينظير در کشور ايجاد کرد. در اين فضايي که کشور پر از مشکلات عديده بود، ما شاهد يک وداع تاريخي از يک اسطوره و نماد عيني وحدت ملي بوديم. مقولهاي که در اين زمان مهم است اين است که اين انسجام و وحدت تا کجا ادامه خواهد داشت و اين کاملا بستگي به رفتار مسئولان دارد که چگونه اين برهه و شرايط حساس را مديريت کنند و چگونه در اين عرصه تصميمگيري کنند. اميد است مسئولان از اين سرمايه اجتماعي بسيار عظيمي که به هر حال قطعا فضل الهي نيز در آن نقش اساسي داشته است، صيانت کنند و به هيچعنوان موضوع سپهبد سليماني را جناحي نکنند و از آن بهرهبرداريهاي سياسي در فرآيندها و انتخابات پيش رو نکنند و اجازه دهند اين اسطوره ملي و اين نماد وحدت براي همه مردم و همه تفکرها و همه جناحهاي سياسي باقي بماند. لذا نقش سياستگذاران ما و مسئولان ما در همه حوزهها يک رسالت مهم و حساس است که بتوانند از اين سرمايه اجتماعي انباشته شده بسيار ارزشمند براي توسعه و پيشرفت کشور و براي وحدت و نزديکي مردم و حکومت با محوريت نجات کشور از اين بحرانهاي ايجاد شده، استفاده کنند و نه در حوزههاي حزبي و جناحي سياسي.
چگونه ميتوان شور و اعتماد را به مردم بازگرداند و آنها را همچنان بهصورت متحد در صحنه سياست حفظ کرد؟
بايد به اين توجه کرد که سپهبد سليماني عملا به يک شاخص و يک ترازو براي عملکرد مسئولان کشور تبديل شده است. همه ما و همه مسئولان بايد به اين نتيجه رسيده باشند که اگر توجهمان را به حقوق مردم، حفظ تماميت ارضي و حل مشکلات مردم معطوف کنيم و به فکر عزت و سربلندي مردم باشيم راهي جز ادامه راه فراجناحي سپهبد سليماني در پيش نداريم. پس از چهار دهه از گذشت پيروزي انقلاب اسلامي اين اتفاق با وجود اينکه بسيار تلخ بود اما ميتوان آن را يک هديه الهي دانست و البته يک فرصت استثنايي براي مجموعه تصميمگيران و تصميمسازان کشور که يک بار ديگر بازنگري در رويکردها و تصميمات خود داشته باشند و به اين نتيجه برسند که علاوه بر تمامي مشکلاتي که در کشور وجود دارد و علاوه بر اينکه قشر متوسط و ضعيف تحت فشار اقتصادي زيادي هستند، اگر با همين بضاعتي که کشور دارد، مسئولان بهدنبال حل مشکلات کشور باشند، مردم در کنار مسئولان و مقامات کشور خواهند بود و اگر غيراز اين باشد مردم با هيچکدام از مسئولان تعارف ندارند و پيمان مودت و قرارداد همراهي هميشگي با هيچکس نبستهاند. لذا فکر ميکنم در زمان حال که در آستانه انتخابات مجلس يازدهم شوراي اسلامي هستيم، مسئولان در حوزه اجرا و نظارت و ساير دستاندرکاران حوزه انتخابات بايد رويکرد و استراتژي خود را مبني بر حضور حداکثري و تمام سلايق در انتخابات قرار دهند. از سوي ديگر همه کساني که دل در گرو اين جامعه و پيشرفت و توسعه کشور و انقلاب دارند نيز بايد به صحنه بيايند و با برگزاري يک انتخابات پر شور بهترينها را راهي مجلس کنند و کشور را در مسير پيشرفت رو به جلو هدايت کنند. در اين فضا نبايد شهروندان جامعه را به خودي و غيرخودي و چند جناح تقسيم کرد و بين آنها اختلافات را بيشتر کرد. مسئولان نبايد جامعه را شقه شقه کنند و برخورداري از اين انسجام ملي در راه توسعه کشور بهترين عملکرد ميتواند باشد. اين روزها به ما ثابت کرد که تمامي جريانها و جناحهاي سياسي ميتوانند حول يک محور جمع شوند. تفکرات مختلف موجود در کشور نقاط مشترک ملي زيادي دارند و در عمل متحد هستند.
با توجه به اشاره شما به مقوله انتخابات مجلس، پيشبيني شما در مورد اتفاقات انتخابات جاري چيست؟
همه رويدادهاي پيش رو بستگي به عملکرد نهادهاي نظارتي و اجرايي دارد و واقعيت جامعه ما اين است که مردم کشور ما نسبت به سياسيون و جريانهاي سياسي اعم از اصولگرا و اصلاحطلب بدبين شدهاند و اعتماد گذشته را به آنها ندارند و عملا شاهد هستيم بياعتمادي گستردهاي در کشور حکمفرما شده است. علاوه بر اين بياعتمادي يک دلخوري عميق نيز در دل مردم به وجود آمده است که قطعا بحق است زيرا فشارهاي زيادي را روزانه تحمل ميکنند. متاسفانه واقعيت اين است در سالهاي گذشته نهادهاي انتخاباتي عملا قدرت خود را از دست دادهاند و ديگر جايگاه گذشته را ندارند و تا حدود زيادي از عرصه تصميمگيري فاصله گرفتهاند نهادهايي که با افول خود منجر به افول اصلاحات و جريان اصلاحطلبي در کشور شدهاند و عملا امور به دست نهادهاي ديگر افتاده است. با اين وجود بخشي از مردم ريشه مشکلات کشور را در نهادهاي انتخابي ميبينند و شاهد هستيم بيشتر اعتراضات به سمت اين نهادها است. در اين ميان بزرگترين ظلم به جريان اصلاحات بهعنوان جرياني معتقد به نظام و علاقهمند به کشور وارد شده است زيرا در اين برهه زماني حق آحاد مردم بيشتر تضييع شده است در حالي که نهادهاي انتخابي فعلي بيشترين تلاش را براي مردم تهران انجام دادهاند اما با توجه به نگاه فوق بيشترين انتقادها به آنها وارد شده است در حالي که اين جريان عملا در نهادهاي موثر کشور کمترين سهم را دارد و اين از نگاه مردم غافل مانده است و اينجاست که جريان اصلاحات مظلوم واقع شده است.
مشارکت مردم در انتخابات پيش رو را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ آيا باز هم مردم به صندوقها اعتماد ميکنند؟
اينکه ميزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي تا چه ميزان است، بستگي زيادي به عملکرد نهاد نظارتي دارد و مردم به خوبي اين را خواهند ديد و خواهند سنجيد و پس از آن در انتخابات شرکت خواهند کرد. در مورد اينکه کدام جناح در انتخابات موفقتر خواهد بود نيز بستگي به اين دارد که آيا دستگاههاي نظارتي اجازه ورود متخصصان اصلاحطلب را به کارزار انتخابات ميدهند يا خير. اين روزها شاهد هستيم که جريان اصولگرا دچار تشتت شده و زمزمههايي به گوش ميرسد که آنها با چند ليست وارد انتخابات ميشوند و شايد به اين علت ميزان آراي آنها کاهش يابد. از سوي ديگر اين مطلب گوياي آن است که نگاه دستگاههاي نظارتي به جناحهاي مختلف متفاوت است. از يکسو جناح اصولگرا آنقدر نماينده تاييد شده دارد که مجبور است با چند ليست وارد انتخابات شود از سوي ديگر آنقدر به جريان اصلاحات سخت گرفته ميشود و آنها را محدود ميکنند که شکل دهي يک ليست نيز براي آنها سخت ميشود.
عملکرد دولت را اين روزها چگونه ارزيابي ميکنيد؟
متاسفانه در همين زمينه انتخابات شاهد بدعتي عجيب بوديم و آن اين است که شاهد بوديم هيات اجرايي انتخابات که زير نظر دولت است تعداد زيادي از اصلاحطلبان را در همان مرحله اول رد صلاحيت کرد. بخش عمدهاي از اين اتفاق برميگردد به اتفاقات مجلس و آنها هنگامي که متوجه شدند ديگر جايگاهي در مجلس نخواهند داشت عملا در ترکيب هياتهاي اجرايي با يک مصوبه تغييراتي ايجاد کردند و از آن بهره بردند. جريان اصلاحات به واسطه همين اتفاق به شدت به عملکرد هياتهاي اجرايي معترض است اما در آينده اميدوار هستيم نگاه دستگاههاي نظارتي متفاوت و مبني بر حضور حداکثري جناحها باشد. اين امر بايد در اين روزهاي سخت بيشتر مورد توجه قرار گيرد. شايد با همين يک مورد بتوان بسياري از موارد را حل کرد و اعتماد را به جامعه برگرداند. دولت و ساير مسئولان بايد بدانند که نگاه جهاني امروزه به عملکرد آنهاست و آينده کشور در گرو تصميمات آنهاست. جريان اصلاحطلب بهعنوان حامي اصلي دولت در هر دو دوره که قطعا بدون اين حمايت دولت موفق نميشد، به شدت نسبت به تصميمگيريهاي دولت به خصوص در دوره دوم اعتراض داريم و از آنها ناراحت هستيم و بسياري از مشکلات موجود کشور را بهخاطر تصميمگيريهاي دولت ميدانيم. البته اينکه در اين سالها فشار زياد بر کشور وارد ميشود را نيز مدنظر قرار ميدهيم، اما باز هم دولت ميتوانست عملکرد بهتري داشته باشد و در بخشي که آزادي عمل داشت بهتر کار کند. دولت کاري کرد که در برخي مناطق جريان اصلاحات عملا هيچنمايندهاي ندارد و با معرفي نماينده از سوي خود به مشکل برخورده است.
دولت در عرصه خارجي بايد چه رويکردي در پيش گيرد؟
اقدام مسئولان و دولت در عرصه خارجي بايد مبتني بر تدبير، هوشمندي و عزت کشور باشد. مردم و همه جريانات هم اقتدار کشور را در مقابل ساير کشورها ميخواهند و هم انتظار دارند ديپلماسي قدرتمند و گفتوگو سرلوحه امور مسئولان در عرصه خارجي باشد. تصميمات غيرمعقولانه ترامپ در اين عرصه تاثير زيادي داشت و کار را براي کشور به مراتب سختتر کرد. در اين برهه زماني بايد دقت بيشتري مسئولان در اقدامات خود داشته باشند و از سرمايه عظيم ايجاد شده براي کل کشور استفاده کنند و از اين پشتوانه بهصورت معقولانه استفاده کنند.