آنتولوژي شعر «در گستره هفتاد» پاسخي به يک ضرورت تاريخي و نيز خاستگاهي براي يک نگرش فراتقويمي است که در پناه آن ميتوان به بازخواني و بازانديشي زبان و ادبيات غيرتقويمي پرداخت. شعري که فارغ از نگرش همزماني، خاستگاه خود را در اسلوبِ درزماني و تاريخيِ متن مييابد و به همين نسبت به پسزدن گروه مخاطباني ميپردازد که با نگاه يک برهه زماني دهساله به وارسي جريان شعر هفتاد پرداختهاند و ملاک تميز و شناختشناسيشان در شناسنامه دهساله اين جريان ادبي منحصر و محصور ميگردد.
اما در مواجهه با کتاب «در گستره هفتاد» و در اين ميان در معارضه با محتواي متن با چند گرايش در انتخاب و گزينش اشعار مواجهايم؛ بهطوري که گاه امکان حصول منطقي به يک ساختار تشخصيافته، متعين و تئوريزهشده از جريانِ موسوم به شعرِ پيشرو را سلب و نوعي دوگانگيِ منظر در انتخابِ آثار را سبب ميشود. فارغ از سابقه تاريخي برخي از نامهاي مورد بهرهبرداري در مجموعه حاضر و بهاستثناي بعضي از اشعارِ موجود در کتابِ «در گستره هفتاد» که در برخورد با آنان با عدم چالاکي و فقدانِ بهکارگيري متفاوت عناصر فرمي، نحوي و زباني مواجه ميشويم، عمده عناصر اشعار طبعشده در مجموعه، داراي ويژگيها و عناصرِ مشترکي از قبيلِ متفاوتنويسي، بهرهمندي از امکاناتِ بديعِ زبانِ فارسي، عدول و خروج از نحو متعين، طرد زيباييشناسي هنجارمند، رعايت تناسب ميان زبان با فرم و محتوا، شهودِ سويههاي غريبِ زبان و تجربهاندوزي در حوزه فرم و زبانِ شعر، غلبه نگاهِ دراماتيک، بهرهمندي از عناصر ديداري، محورگريزي محتوايي، تلاش در جهت رسيدن به چندصدايي در بستر متن، چيرگيِ معناي صورت بر صورتِ معنا و... است.
ابوالفضل پاشا و آفاق شوهاني گردآوردندگان و پژوهشگران کتاب «در گستره هفتاد» در بخش پاياني پيشگفتارِ کتاب، نُه نکته روششناختي را درخصوصِ اسلوب و چگونگيِ روشِ گردآوريِ اين مجموعه توضيح دادهاند که پيش از هرگونه پيشداوري و قضاوت منحط - که ظاهرا از ضروريات روشنفکري!! در عصرِ کنوني است - منتقدانِ احتماليِ اين مجموعه را به تدقيق و تفتيش در آن دعوت مينمايم تا با تفحص در پيشگفتار مذکور - عليالخصوص بند 8 آن - از هرگونه داوري محتمل خودداري کرده تا بتوانند به علل و عواملِ عدم حضورِ بعضي از نامها در اين اثر پي برده، ناخواسته و نادانسته در برابر وجدان بيدار تاريخ و حقيقت به خاموشي ضمير خود همت نگمارند.