آرمان ملي- سعيده اسکندري: چهار روز از سانحه هواپيماي خطوط هوايي اوکراين ميگذرد و بجز برخي از حدس و گمانهزنيها از سوي مقامات کشورهاي مختلف، هنوز پاسخ دقيقي به چرايي وقوع اين حادثه داده نشده است. به رغم بررسيهايي که در ارتباط با يافتن چرايي سقوط هواپيما در حال انجام است، در چند روز گذشته، گمانهزنيهايي غير رسمي از سوي مقامات کشورهاي خارجي مبني بر سقوط هواپيما به واسطه برخورد تصادفي يک موشک پدافند هوايي ايران به هواپيما عنوان شده است. در همين رابطه، «آرمان ملي» ابعاد مختلف اين سانحه هوايي را در گفتوگو با يکي از خلبانان با سابقه نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران به بحث گذاشته است. علياصغر منتخبي، خلبان باسابقه نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران که بيش از 30 سال سابقه فعاليت حرفهاي دارد، پاسخگوي سوالات ما در رابطه با اين سانحه هوايي شده است.
برخي معتقد هستند که هواپيماي خطوط هوايي اوکراين هدف موشک قرار گرفته است. با توجه به شواهد و قراين و همچنين تجربه شما در اين حوزه، اين گزاره تا چه اندازه ميتواند درست باشد؟
به عنوان کسي که سالها سابقه فعاليت در اين حوزه را داشته اين ادعا را به کلي رد ميکنم. اگر هواپيما با موشک برخورد داشته باشد، حتما بايد در آسمان و پيش از اينکه به زمين برسد، منفجر شود و يا دچار مشکلات ديگري همچون جدا شدن موتور هواپيما و يا بالهاي هواپيما در همان ارتفاعي که هست بشود و طبيعي است در چنين شرايطي خلبان، کنترل هواپيما را بلافاصله پس از برخورد با موشک از دست ميدهد. اين در حالي است که خلبان هواپيماي اوکراين پس از آتشسوزي تغيير مسير داده و سعي کرده به سمت فرودگاه بازگردد و روي باند فرودگاه بنشيند. بنابراين هواپيما تحت کنترل بوده است با اين وجود به دليل گستردگي آتشسوزي اين امکان محقق نشده است و پس از گذشت مدتي از آتشسوزي، سانحه رخ داده است. حال اين اتفاق ممکن به علت پارگي لاين بنزين، لاين هيدروليک و يا روغن هواپيما بوده باشد.
سازمان هواپيمايي ايران اعلام کرده است، موتور هواپيما آتش گرفته است و به دليل پر بودن مخزن سوخت آن، اين حادثه اتفاق افتاده است. اين گزاره را چطور ارزيابي ميکنيد؟ مگر موتورهاي هواپيما مجهز به سيستم اطفاي حريق نيستند؟
هواپيما به اين دليل که در اولين لحظات مربوط به تيکآف دچار مشکل شده و با توجه به اين که مسير هم طولاني بوده، مخزن بنزين پر بوده است. هواپيماهاي نسل قديم مجهز به سيستم خاموش کننده آتش هستند و مخازني براي خاموش کردن آتش دارند. اين امکان براي هواپيماهاي جديد نيز وجود دارد و همگي بايستي به سيستم کنترل و يا خاموش کننده آتش مجهز باشند. اما به دلايلي همچون، دير اقدام کردن خلبان و تاخيري که براي استفاده از اين سيستم داشته است و يا پاره شدن شديد و گسترده لاين اصلي بنزين که موجب شده از همان زمان شروع، آتشگرفتگي در حد وسيعي باشد، ممکن است اين امکان مورد استفاده قرار نگرفته باشد.
از همان شروع اوليه آتشسوزي اين سيستم به خلبان هشدار آتشسوزي را ميدهد؟
از همان شروع آتشسوزي در موتور هواپيما، سيستمي در کابين هست که زنگ ميخورد و يا چراغ آن روشن ميشود و اين در هواپيماها به صورت متفاوت است و بلافاصله به خلبان اخطار داده ميشود.
به نظر شما چرا خلبان با وجود آتش گرفتن هواپيما هيچ پيامي به برج مراقبت ارسال نکرده است؟ آيا اين موضوع قصور خلبان در وظيفهاي که داشته، نيست؟
زمان در اينجا خيلي نقش مهمي دارد. همانطور که گفته ميشود، مجموع زمان بلند شدن هواپيما تا زمان سقوط تنها 2يا 3 دقيقه طول کشيده است. در صورت وقوع آتش سوزي در موتور هواپيما، خلبان در شرايط اضطراري قرار ميگيرد، به اين خاطر که ارتفاع هواپيما کم ميشود و از سويي به اين دليل که از زمان بلند شدن هواپيما زمان زيادي نگذشته، قدرت موتورهاي هواپيما نيز کم است. به نظرم اولين اقدام خلبان پس از بروز حادثه، در راستاي خاموش کردن موتور هواپيما بوده است. به عنوان کسي که تجربياتي در اين زمينه داشتهام ميتوانم بگويم که با توجه به استرس بالايي که براي خلبان در لحظات اينچنيني وجود دارد، امکان دارد که وي فراموش کرده باشد به برج مراقبت پيام دهد. کارهاي زيادي است که خلبان در اين فاصله بايد انجام دهد. کارهايي مانند کنترل هواپيما، تغيير جهت هواپيما، استفاده از سيستم اطفاي حريق و مواردي اين چنيني باعث ميشود که خلبان پيامرساني به برج مراقبت را فراموش کند و اين اصلا اتفاقي غيرطبيعي نيست.
هواپيما با توجه به شواهد و فيلمهايي که وجود دارد در برخورد با زمين منفجر شده است. به نظر شما اگر موشک به آن برخورد کرده بود، نبايد در آسمان منفجر ميشد؟
اگر اين احتمال را بررسي کنيم که موشک به هواپيما برخورد کرده، هواپيما بايستي بلافاصله منفجر ميشد و تکههاي هواپيما در مسير نامشخصي ميافتاد. در حقيقت از فاصله تکههاي هواپيما نيز ميتوان اين فرض مطرح شده را بررسي کرد. در مشاهداتي که صورت گرفته تکههاي هواپيما همگي در يک منطقه افتادهاند. اين تاييد ميکند که هواپيما پس از برخورد به زمين سوخته است و آتش به دليل سوخت بسيار هواپيما گسترده شده است. غير ممکن است موشک به هواپيما و بالهاي آن برخورد کرده باشد و هواپيما بلافاصله در هوا منفجر نشده باشد. هواپيما به شکم بر روي زمين افتاده است و سرِ هواپيما نيز به سمت باند بوده است.
به نظر شما ادعاهاي آمريکاييها و شرکت بوئينگ در رابطه با اين حادثه، نميتواند مرتبط با وحشت آنها از تاثيراين رخداد بر افت سهام بوئينگ باشد؟
به نظر من يکي از دلايل تبليغ و ادعاهاي رسانههاي غربي ميتواند به خاطر سهام شرکت بوئينگ باشد. به محض سقوط هواپيما 3 درصد از سهام شرکت بوئينگ افت کرده است و اين ميزان در هواپيماهاي قبلي به 40 درصد نيز رسيد و شرکت تقريبا در حال ورشکستگي بود. شايعه برخورد موشک به هواپيما سهام شرکت را باز بالا برد.
مدت زمان بازخواني اطلاعات جعبه سياه را حداقل يک ماه اعلام کردهاند، نظر شما در رابطه با اين بازه زماني تعيين شده چيست؟
همه چيز بستگي به کيفيت و سطح دستگاهي دارد که جمهوري اسلامي ايران ميخواهد با استفاده از آن، اطلاعات جعبه سياه را بازخواني کند. روند بررسي شايد در هواپيماهاي مختلف متفاوت باشد. به عنوان مثال، در برخي از هواپيماها همچون ايرباس، جعبه سياه بايد به کشور خارجي برود و بازخواني شود و بعد برگردد. در رابطه با اين هواپيما نيز گفته شده نتايج اوليه را تا شنبه آينده اعلام ميکنند. طولاني شدن پروسه آن در صورتي خواهد بود که قرار به بررسي کامل جعبه سياه باشد و تصميم گرفته شود، آن را به يکي از چهار کشوري که در روند تحقيقات حضور دارند و مجهز به دستگاههاي بازخواني پيشرفتهتري هستند، ارسال نمايند و شايد ما در اين زمينه به کمک ساير کشورها نياز داشته باشيم.
در آخر اگر صحبت ديگري در رابطه با چرايي سقوط هواپيما داريد، مطرح بفرماييد.
مسالهاي که ميخواهم بر آن اصرار داشته باشم، مربوط به بحث و شايعه برخورد موشک با هواپيما است که من آن را کاملا منتفي ميدانم.