صبح چهارشنبه يک فروند بوئينگ 737 متعلق به شرکت هواپيمايي اوکرايني دقايقي پس از بلندشدن از فرودگاه امام، در استان تهران، سقوط کرد. درست دقايقي پس از اعلام اين خبر، برخي سياستمداران خارجي اظهاراتي مبني بر برخورد خواسته يا ناخواسته موشک ايراني به اين هواپيما را مطرح کردند و طي دو روز اخير بر بازار شايعات دامن زدند. حال اين پرسش به وجود ميآيد که اين افراد بر مبناي چه مستنداني چنين فرضيههايي مطرح ميکنند؟ واکاوي دلايل سوانح هوايي يک کار تخصصي و کارشناسي است. شايعهپردازان با انتشار چند ويدئو در فضاي مجازي گفتههاي خود را مستدل نشان ميدهند؛ در حالي که نقطه اصابت موشک و هواپيما در هر يک از اين فيلمها متفاوت است و اشتراکي بين آنها ديده نميشود؛ حتي در يکي از فيلمها برخوردي بين موشک و هواپيما صورت نميگيرد. انتشار يک فيلم مدرک مستدل و ادلهاي مناسب نيست. بالاخره استناد سياستمداران خارجي به کدام يک از اين فيلمهاست؟ چطور از تاريکي شب ميتوان تشخيص داد که چنين فيلمها و تصاويري متعلق به آسمان ايران است؟ متاسفانه اين روزها ملت ايران داغ زيادي ديدهاند و هر يک به شکلي عزادار هستند. با اين تحليلهاي غيرکارشناسي عجولانه فقط درد ملت بيشتر ميشود. حتي اگر فرض بگيريم برخوردي بين موشک و هواپيما به وجود آمده، بايد سعهصدر به خرج داد تا جعبه سياه هواپيما باز شود و بعد از آن با مدارکي متقن، اطلاعاتي شفاف در اختيار افکار عمومي قرار بگيرد. هدف از ارائه اين تحليل تبرئه هيچيک از طرفين نيست؛ منظور دعوت به صبر تا زمان بازخواني اطلاعات جعبه سياه است. در دو روز گذشته صرفا شاهد اظهارنظرات عجولانه بودهايم، اما هيچکس نتوانسته اطلاعاتي دقيق در اختيار رسانهها قرار دهد. جاستين ترودو، نخستوزير کانادا از هزاران کيلومتر آنطرفتر کارشناسي سانحه هواپيما انجام ميدهد! آقاي سياستمدار، شما بايد دنبال سياست باشيد و نه به دنبال سانحهاي که در ايران رخ داده است. اگر ايران بخواهد واقعيت را کتمان کند، مگر اوکراينيها از بررسي اين حادثه پا پس کشيدهاند؟ سازمان هواپيمايي کشور علاوهبر کانادا و اوکراين، از فرانسويها و آمريکاييها بهعنوان سازنده موتور و طراح هواپيما هم دعوت به همکاري کرده است. احتياجي نيست که از حالا رهبر هر کشوري يک سناريو بنويسد و فيلمهاي آن را پخش کند. اين صحبتها رنگ و بويي از صداقت ندارد و صرفا افکار عمومي را در تيررس شايعات قرار ميدهد. در اين روزها بهدنبال حوادث سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم درد و غم زيادي را تحمل ميکنند، حال اکنون بهجاي تسلي خانواده جانباختگان حوادث، با شايعات بر درد دل آنها ميافزاييم. بايد اجازه دهيم اطلاعات اين پرواز بهطور کامل موشکافي شود و از طريق رسانههاي رسمي به اطلاع مردم برسد. البته برخي صحبت از بياعتمادي مردم به ميان ميآورند، اما در کميسيون بررسي سانحه، نمايندگان کشورهاي ديگر هم حضور دارند و اگر ايران هم بخواهد موضوعي را مخفي نگه دارد، مطمئنا سازندگان بوئينگ و اوکراينيها اين مساله را بهطور شفاف به اطلاع جهان ميرسانند. بوئينگ براي جلوگيري از سقوط سهام خود هم که شده، راضي به کتمان واقعيات نميشود. پس بازماندگان بايد اطمينان خاطر داشته باشند که بهزودي تمام اطلاعات بروز اين حادثه برملا ميشود. البته من قصد ندارم بگويم براي جلوگيري از سقوط ارزش سهام بوئينگ چنين شايعاتي مطرح ميشود، اما مشخص نيست که چرا ايران تحت فشار کشورهاي غربي قرارگرفته است؟! به سياستمداران غربي بايد گوشزد کرد که هواپيماهاي 737 مکس طراحي و ساخت اشتباهي داشتند. پيش از اين نيز سوانح زيادي آفريدند که ازجمله ميتوان به از دسترفتن جان 346 نفر در مجموع دو پرواز اندونزي و اتيوپي در آبان و اسفند 97 اشاره کرد. اتفاقاتي که اين مدل هواپيماها را بهحالت «پرواز ممنوع» درآورد و ارزش سهام بوئينگ را به حد قابلتوجهي پايين آورد. به هر حال بوئينگ يکي از منابع اقتصادي آمريکا به حساب ميآيد؛ حال اگر مشخص شود که دليل سقوط هواپيماي 737 سقوطکرده در ايران هم نقص فني و آتشگرفتن موتور بوده، آنگاه است که شرکت بوئينگ به مرز ورشکستگي ميرسد. بنابراين بعيد نيست که دولت آمريکا و کانادا براي جلوگيري از اين اتفاق تصميم به افزايش فشارهاي سايبري روي ايران گرفته باشند. ما بهعنوان يک ايراني وظيفه داريم جز واقعيات موجود در جعبه سياه به صحبتهاي بيپايه و اساس اعتنايي نکنيم. البته حتي اگر کسي برخورد موشک را رد ميکند، بايد مستندات آن را ارائه دهد تا افکار عمومي بتواند آن را بپذيرد. واکاوي سوانح هوايي به هيچ عنوان در طول دو روز امکانپذير نيست؛ اما عدهاي از قارهاي ديگر از واکاوي اطلاعات خبر ميدهند! وقتي دو خودرو در خيابان تصادف ميکنند، بررسي واقعيت ماجرا از سوي پليس ممکن است هفتهها به طول بينجامد، حال دولت کانادا چطور توانسته بدون دسترسي به اطلاعات موثق و حضور در صحنه، با اين جزئيات از نحوه وقوع حادثه باخبر شود؟ از سوي ديگر، آنها ارتباطنگرفتن خلبان با برج مراقبت را دليل ديگري براي برخورد موشک با هواپيما ميدانند. اولا بايد توجه داشت که در هر شرايطي جان مسافران براي خلبانان اولويت اول را دارد و بايد راهي براي خاموشکردن آتش پيدا کنند. در ثاني در اين حادثه خلبان با برج مراقبت فرودگاه امام خميني (ره)، تماس گرفته و پس از تيکآف و بلندشدن با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد ارتباط برقرار کرده است. از برج مراقبت مهرآباد هم اجازه ارتفاع 26 هزار پايي را به او دادهاند. تمامي اين اتفاقات صورت گرفته، اما متاسفانه بعد از پنج دقيقه، اين هواپيما به زمين اصابت کرده است. در طول اين مدتزمان کوتاه چه انتظار ديگري ميتوان از خلبان داشت؟ بر اساس تجربه، وقتي خلبان متوجه آتشگرفتن موتور ميشود، تمام تلاش خود را براي خاموشکردن آن به کار ميگيرد و سپس به موارد ديگر ميرسد. او زماني ندارد که بخواهد با برج مراقبت تماس بگيرد و از سوي ديگر، نيازي هم نبود به برج مراقبت اطلاع دهد. خلبان در صورت کنترل حادثه ميتواند برج مراقبت را در جريان ماجرا بگذارد و اگر نياز به نشستن هواپيما داشته باشد، اعلام شرايط اضطراري ميکند. متاسفانه در چند روز اخير شاهد صحبتهاي غيرکارشناسي بودهايم که گاه مشخص است اظهارنظرکنندگان هيچ شناختي از هواپيما و مديريت پرواز ندارند.