سطح تنش ميان ايران و آمريکا به مرحله حساس و تعيين کننده رسيده است. دونالد ترامپ با حرکت جنايتکارانه در فرودگاه بغداد نشان داد که براي هرگونه سناريويي آماده است. به شهادت رساندن سردار سليماني با دستور ترامپ نشان از اوج دشمني و خصومت آمريکا نسبت به ايران دارد. سردار سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه در يک شرايط غير جنگي از سوي پهپادهاي آمريکايي هدف قرار گرفت. اهميت اين موضوع از آن جهت است که بعضا شروع جنگها در تاريخ روابط بينالملل با ترور فرماندهان و شخصيتهاي سياسي و نظامي آغاز شده است. هيچ توجيه حقوقي و منطقي پشت اين ترورها نيست. در حقوق بينالملل به اين دست اقدامها، جنايت عليه بشريت نام مينهند. جنايتي که قابل پيگيري در محافل حقوق بينالملل مثل ديوان بينالمللي کيفري است. پرسش مهم اين است که در شرايط کنوني چه راهبرد و مکانيسمي بايد در مواجهه با ترامپ در پيش گرفت و سمت و سوي بحران را به سمتي که متضمن تامين منافع ترامپ نباشد، سوق دهيم و مهمتر از همه به حراست از منافع و امنيت ملي بپردازيم. بايد انگيزه و اهداف ترامپ را از اين حرکت غير انساني تجزيه و تحليل کرد و در مرحله بعدي استراتژيهاي لازم را براي خنثيسازي نقشههاي دشمن اتخاذ نمود. اما چه شد که ترامپ تصميم به ترور سردار مقاومت گرفت؟ رئيسجمهوري آمريکا با عطف به انتخابات 2020 و مهمتر از تهديد شمشير داموکلوسي که از سوي سناي آمريکا و دموکراتها در مساله استيضاح بر سرش در حال فرود آمدن است؛ تصميم به يک چنين اقدام جنايتکارانه گرفت. سقراط ميگويد ديکتاتورها براي خلاصي از شر بحرانهاي داخلي به سمت جنگ و ماجراجوييهاي نظامي روي ميآورند. وضعيت ترامپ بيشباهت به مدل ترسيمي سقراط نيست. ترامپ به کل گيج و سردرگم شده است. از يکسو نگران استيضاح و تعليق رياست جمهورياش است و از طرف ديگر انتخابات 2020 در حال نزديک شدن است و ترامپ درگير حواشي استيضاح خودش است و انرژي و تواني براي حضور جديتر در دور دوم انتخابات ندارد. از اين رو ترامپ در يک وضعيت فشار و اضطرار قرار گرفته است. به لحاظ روانشناختي انساني که در وضعيت انومي و غيرطبيعي به سر برد، انتظار رفتارهاي انفجاري و غافلگيرانه از آن فرد بسيار بالاست. تصميم به ترور حاج قاسم با توجه به بزرگي و وزن تاثيرگذارش در سطح خاورميانه به نوعي ميتواند هم توجهات در داخل آمريکا را به خارج منحرف کند و هم فشار و اضطرار رواني را از دوش ترامپ حداقل در يک بازه زماني کوتاه مدت بردارد. بيدليل نيست که امروز اهم تمرکزها و تصميمگيريها در کنگره آمريکا به نگراني از افزايش منازعه در خاورميانه و جنگ احتمالي ايران و آمريکا معطوف شده است. مجلس نمايندگان طرحي با اکثريت آراء مبني بر محدوديت مجوز کاخ سفيد در اعلام جنگ به تصويب رساندند. اين طرح به احتمال بسيار در سناي آمريکا به خاطر قلت حضور حزب دموکرات راي نخواهد آورد و تبديل به مصوبه و قانون نخواهد شد، اما همين که امروز دستور کار دموکراتها از استيضاح به مساله جنگ احتمالي ايران و آمريکا تغيير يافته، ترامپ از اين مساله بهعنوان يک پيروزي استفاده خواهد کرد. ديپلماسي هوشمندانه جمهوري اسلامي ايران ميتواند تمامي نقشههاي ترامپ را بهم بريزد. مطابق قانون ديوان، کشوري حق پيگيري کيفري دارد که يا به اساسنامه ديوان پيوسته باشد يا مصوبه شوراي امنيت را به همراه داشته باشد. از آنجا که آمريکا عضو ديوان نيست، تنها راهکار موثر، مطرح شدن اين موضوع در شوراي امنيت است. با توجه به محکوميت جهاني بهخصوص قدرتهاي بزرگ مثل چين، روسيه، طرح اين جنايت در شوراي امنيت، ميتواند وجهه ترامپ را نزد افکار عمومي آمريکا خدشهدار سازد. نفس طرح موضوع در شوراي امنيت و متعاقبا در ديوان کيفري بينالمللي، حداقل تاثيرش تصويرسازي درست از اقدام جنايتکارانه ترامپ در سطح جهاني خواهد بود.