تحولات اخير منطقه و ايران بهخصوص پس از ترور شهيد سپهبد قاسم سليماني را چطور ارزيابي ميکنيد؟
ايران در يک بافت موقعيتي ويژه قرار دارد. نظام ويژه حکومتي همواره بر عرصه مقاومت و ايجاد محيطي در جهت گسترش مقاومت عليه ايالات متحده آمريکا سخن گفته است. در بالغ بر دو دهه گذشته ما شاهد آن بوديم که هويت انقلاب اسلامي از جنبه ايجابي به جنبه سلبي تمايل پيدا کرده و بيش از آنکه به اصول و ارزشهاي انقلابي برخاسته از طغيان مردم در بهمن 57 در رژيم سابق توجه داشته باشد به جنبه سلبي آن يعني نفي قدرت ايالات متحده در جهان بعد از انقلاب اسلامي به ويژه ماجراي سفارت آمريکا در تهران تمايل پيدا کرده است، به گونهاي که ارزشهاي انقلاب و ارزشهايي که در آن آخرت مردم را به عنوان مرحله سعادتآميز پسادنيايي مطرح ميکرد و نهتنها دنياي اخروي که دنياي کنوني مردم را با رفاه و توسعه و پيشرفتي روبهرو ميساخت که شايسته ملت ايران است. لذا بيش از هر چيز به نفي استکبار و امپرياليسم آمريکا تمايل پيدا کرد و آرام آرام اين معناي سلبي محوريت اساسي در تعريف و بازتعريف هويتي انقلاب اسلامي پيدا کرد. تمايل به مقاومت و حمايت از مقاومت در بيرون مرزها بيش از توسعه ملي و رساندن کشور به جايگاه رفيع توسعه در ميان کشورهاي منطقه و نظام بينالملل موجب ايجاد حرکتي در راستاي نفي ايالات متحده آمريکا شد که به هر تقدير به عنوان سمبل استکبار و امپرياليسم جهاني داراي ويژگيهاي خاصي در ادبيات انقلاب اسلامي نه تنها در انقلاب اسلامي که در عرصههاي گوناگون انديشگي نگرشهاي چپ و تقابلي با ايالات متحده آمريکا در جايگاههاي گوناگون بود. امروز با توجه به ضربه هولناکي که ايالات متحده آمريکا در عراق به ايران زده است سپهر انديشگي از متن به حاشيه و سپهر تصميمگيري عاطفي جاي خود را به انديشگي خردورزانه سياسي سپرده است. اين يک واقعيت است و بايد قبول کنيم ملت ايران که در فشار اقتصادي بسيار بالا و فشار سياسي بسيار روزافزون قرار دارد يکي از مهمترين اسطورههاي خود را روي زمين خونين مشاهد کرده است و اکنون توان و طاقت آن را ندارد که اين معنا را ناديده انگارد و خواهان آن است که زمينههاي تقابلي فراهم آيد. اين يک حقيقت است که نميتوان آن را ناديده گرفت. مردم ايران با توجه به فشارهاي موجود و خلأ موفقيتي که احساس ميکنند اکنون يکي از موفقترين نظاميان خود را در عرصه يک حرکت راديکاليستي از سوي ايالات متحده آمريکا در کشوري ثالث و با يک عمليات بسيار هولناک از دست دادهاند. ايران پيش از آن بارها بر اين نکته تاکيد داشته که اگر ايالات متحده آمريکا اقدامي انجام دهد به فوريت با آن برخورد خواهد کرد و اکنون ديگر در بافت موقعيتي قرار گرفته که اگر به آنچه قبلا وعده داده و اکنون اوج گرفته پاسخ نگويد با پرسشهاي جدي و وضعيت نامناسبتري روبهرو خواهد بود و از طرفي اگر بخواهد پاسخ بگويد در بافت موقعيتياي قرار ميگيرد که در اين بافت به هر صورت نيازمند ثروت بسيار بالايي است. اينکه ما بخواهيم در برابر کشوري به نام ايالات متحده آمريکا بايستيم از يک سو به امدادهاي غيبي، حمايتهاي مردمي، ايجاد فضاي مناسب در جهت ايجاد يک گستره وحدتآميز در ميان ملت و انسجامي نياز داريم که در داخل کشور به خاطر رويدادهايي که قبل از اين تجربه کردهايم با چالش و نقصان روبهرو شده است. از طرف ديگر نيازمند ثروت کلان هستيم.
اخيرا مجلس طرحي 3 فوريتياي را به تصويب رسانده که طي آن 200 ميليون يورو براي مقابله با آمريکا اختصاص داده، اين مصوبه و اجرايي شدن آن را چگونه ميبينيد؟
بايد اين نکته را بدانيم که پرواز يک هواپيماي جنگي مانند رفتن يک اتوبوس از شمال به جنوب تهران نيست، بلکه هر پرواز يک هواپيما، هر حرکت يک کشتي جنگي و هر حرکت نيروهاي نظامي هزينههاي بسياري دارد. هنوز چندي از ماجراي بحران بنزين در ايران نگذشته است. دولت و حکومت اعلام کرده که براي گذران زندگي مردم نيازمند آن است که مردم هزينه واقعي سوخت خود را بپردازند. حالا اکنون مردم بايد بپذيرند که اين مقدار پول در مسير يک حرکت نظامي هزينه ميشود و جايي که ميتواند اين پذيرش را داشته باشد مجلس شوراي اسلامي است. مجلس شامل نمايندگان مردم است. اگر نمايندگان تصويب ميکنند که مردم هزينه يک حرکت نظامي و افزايش و گسترش قدرت نظامي کشور را رجحان ببخشند مصوبه آنها قانوني خواهد بود. اين مردم هستند که يا بايد از نمايندگان خود تشکر کنند، چون به آن مصوبه احترام ميگذارند يا بايد مطالبه کنند که اگر اين مصوبه را انجام ميدهيد، در درون کشور با چه مقدار پول و هزينه ميخواهيد حداقل نيازهاي مردم را مرتفع کرده و در کنار اين حرکت پايدار با مطلوبيت بيشتري قرار دهيد. لذا آنچه مسجل است اينکه از منظر قانوني اين جايگاه مجلس است که بايد اين مصوبه را تصويب کند. نمايندگان مجلس نمايندگان مردم محسوب ميشوند و اکنون آنها هستند که تصميم ميگيرند چه مقدار پول صرف هزينه نظامي شود. آنان بايد پاسخگوي مردم در برابر تصميمهاي خود باشند.
برخي مطرح ميکنند که ايران ميتواند در مقابل آمريکا در حوزههاي مختلف ايستادگي کند، اساسا اين تحليل چه ميزان عملي است؟
بايد بپذيريم که اکنون در وضعيتي هستيم که مردم از يک سو در بغض و از سوي ديگر کينه نسبت به حرکتهايي قرار گرفتهاند که جامعه ملي ما را به تنش واداشته است. اين تنشها بايد کنترل و به مسير درست هدايت شود. پرسش اين است که آيا با اعلام تروريستي بودن ارتش ايالات متحده آمريکا ما خواهيم توانست زمينههايي را ايجاد کنيم که اين تقابل منطقي موجب ايجاد فضاي مثبت براي آينده کشور شود يا اساسا ميتوانيم ارتش رسمي يک کشور را تروريست اعلام کنيم؟ اگر ايالات متحده آمريکا سپاه پاسداران را تروريست اعلام کرده، با وجودي که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عنوان نهادي انقلابي خود را مطرح ميکند و جزء ارتش ايران محاسبه نميشود، آيا عملکردي که آمريکا در اين زمينه انجام داده عملکردي مثبت بوده است؟ اگر ما در برابر آنها ارتش آمريکا را تروريست اعلام کنيم ميتوانيم تحريمهايي را در ارتباط با محاصره اقتصادي، سياسي و دفاعي ارتش آمريکا در نظر بگيريم؟ ابزار اعمال قدرت ما بر ارتش آمريکا و وزارت دفاع اين کشور چه اندازه است؟ آيا کشورهاي ديگر از فعاليت ما حمايت خواهند کرد؟ اگر کشورهاي ديگر پذيراي آنچه ما تصويب ميکنيم نباشند ما ميتوانيم آنها را مجازات کنيم. به طور مثال اگر شرکت بزرگي مثل يک شرکت چيني که با آمريکا همکاري ميکند ما ميتوانيم آن شرکت چيني را در تحريم خود قرار دهيم؟ لذا بايد گفت که در اين مسير پرسشهاي زيادي وجود دارد. اما منطق ايجاب ميکند که ما از يکسو پاسخگوي نياز مردم در ابعاد گوناگون باشيم و از سوي ديگر حرکتهاي بخردانه و داراي جايگاه عقلاني در رسيدن ملت به منافع و اهداف آنها را دنبال کنيم.
تحليل شما از پاسخ ايران در هدف قرار دادن پايگاه آمريکاييها در عينالاسد عراق و پيامدهاي آن چيست؟
جنگ محدود و مقابله نظامي آمريکا و ايران چه از منظر ادبيات نخبگان حاکم بر کشورها و چه از نظر ديدگاه صحنه عملياتي آغاز شده و نميتوان آن را ناديده گرفت، اما شرايط نشان ميدهد اين جنگ محدود تمايل محسوسي به گسترش از خود نشان نميدهد. حداقل در سطح روئين ما شاهد تمايل شديد براي گسترش آن نيستيم، اما در سطوح زيرين لايههايي وجود دارد که در صورت فعال شدن گسلهاي موجود در آن با توجه به رخدادهايي که در ماههاي اخير صورت پذيرفته ميتواند اين کنترل در جهت جلوگيري از گسترش جنگ محدود به جنگ فراگيرتر را از ميان بردارد. مسائلي که مطرح است به ادبيات ناظر بر رهبران دو سوي اين پرونده يعني رهبران حاکم بر تهران و واشنگتن بازميگردد که نوعي راديکاليسم گفتاري را در عرصه برخورد با يکديگر تحتنظر قرار داده و با يکديگر از طريق رسانهها و شبکههاي اجتماعي سخن ميگويند. همانگونه که آمريکا امروز در آستانه انتخابات 2020 قرار دارد در ايران نيز انتخابات اسفندماه و سايه انتخابات 1400 بر انتخابات مجلس گسترده است. دولت و حکومتمردان با وجود تهديدهاي بسيار آشکار ايالاتمتحده آمريکا، بهگونهاي که 12 تن از نيروهاي اصلي سپاه پاسداران در خارج کشور را حذف ميکنند و بهرغم تلاشهايي که براي ايجاد زمينه مناسب در بهرهبرداري از فضاي ناشي از حذف فيزيکي سردار سليماني صورت ميپذيرد، هنوز پيکر وي را به خاک نسپردهاند، زمينههايي از انشقاق را به نمايش ميگذارند. يک مدعي تئوريپردازي در صحنه نظاميگري نزديک به محافل سياسي و نظامي تعريف شده در ساختار قدرت ايران علنا پشت تريبون به تهديد نيروهاي ديگر موجود در انقلاب ميپردازد. از سوي ديگر فرماندهان نظامي اقدام ايران براي مقابله به مثل در ارتباط با حمله موشکي به عينالاسد را مقدمهاي بر انتقاد بزرگتر ميدانند. اين در همان حال است که وزير امور خارجه ايران مصاحبه و در عين حال توئيتي را منتشر ميکند که اقدام نظامي بامداد چهارشنبه همان ضربه نظامي است که مدنظر ايران بوده و ايران ديگر تنش نميخواهد. در واشنگتن نيز به همين شکل در ساعتهاي بعد از حمله موشکي به پايگاههاي آمريکايي در عراق شاهد خويشتنداري در بيان سخن از سوي ترامپ هستيم. با وجودي که او اعلام به سخنراني در ارتباط با اين موضوع ميکند سخنرانياش را حذف کرده و دستور پيگيري براي خسارات جاني و مالي وارد شده به واشنگتن را ميدهد. در نهايت بيانيه رسمي آنها و برخي از محافل و سازمانهاي رسمي در عراق نمايانگر آن است که به زعم آنها هيچ کشتهاي نه از سوي نيروهاي آمريکايي و نه عراقي از اين حملات حاصل نيامده ولي در جبهه مقابل به نقل از محافل نزديک به نيروهاي نظامي آمار متفاوت در باب کشته شدن افراد نظامي در اين پايگاهها به واسطه حمله موشکي ايران نقل ميشود. البته دير يا زود مسائل مربوط به آن در دنياي آزاد نقل و انتقال اطلاعات و امکان راستيآزمايي اين خبر فراهم خواهد شد. همه اينها نشاندهنده اين است که اين تقابل و جنگ محدود آغاز شده، اما دو طرف در وضعيتي هستند که از فراگيرتر شدن آن و از سرعت تحولات مربوط به آنچه در عراق بين ايران و آمريکا وجود داشته ميخواهند جلوگيري کنند. ترامپ اکنون تحتفشار دموکراتها و پرونده استيضاح است و گرچه گفته همين الان نيز حاضر به استيضاح شدن است و پاسخگو خواهد بود، اما به هر تقدير کنگره آمريکا به ويژه مجلس نمايندگان با اکثريت دموکراتها و ژنرالهاي دموکرات نگران شروع جنگي هستند که به جاي تاثيرگذاري منفي بر آراي ترامپ در انتخابات 2020 او بتواند از اين وضعيت به عنوان فرصت استفاده و زمينههايي را ايجاد کند که با درگير شدن آمريکا در يک جنگ فراگيرتر تا حدودي مساله انتخابات و استيضاح را از متن به حاشيه براند. آنچه مسجل است اينکه در هر دو ديدگاه بهواسطه اين بافت موقعيتي؛ چه در تهران و چه در آمريکا تمايل در لايههاي زيرين به گسترش جنگ محدود به فراگير از اين جهت ديده نميشود، اما در همين حال در هر دو کشور راديکاليستهايي وجود دارند که بيش از آنکه به موقعيت توجه کنند به آمال، آرزوها و عقايد خود توجه دارند و اينها هستند که جامعه آمريکا را ميتوانند به سرعت از جنگ محدود وارد جنگي فراگيرتر کنند. اکنون در منطقه يک اشتباه ميتواند مخاطرات بسياري را به همراه داشته باشد. اگر آمريکا پذيراي تعداد کشتههايي باشد که برخي از محافل در ايران مدعي هستند، انتظار واکنش دور از ذهن نيست. اما اين ميتواند يک سيکل ضربههاي پينگپنگي را ايجاد کند که در نهايت در يک بزنگاه دامنه آن گسترش مييابد.
برخي معتقدند با توجه به ترور سردار سليماني از سوي آمريکا و همزمان اعلام گام پنجم کاهش تعهدات برجامي ايران، اروپاييها شرايط مخالفت و موضعگيري ندارند، تحليل شما از گام پنجم و رويکرد اروپاييها چگونه است؟
گام پنجم ايران، گامي در عمل محتاط و در بيانيه محافظهکارانه است، ولي در عين حال سعي ميکند ابهت کنش و اقدام ايران را به نمايش بگذارد. به بيان ديگر از يک سو ايران اعلام ميکند از تمام تعهدات خود در برجام خارج شده ولي از سوي ديکر اعلام عبور و خروج از برجام را نميپذيرد و در داخل برجام باقي ميماند. از يک طرف اگر نگاه به اعلام خروج از همه تعهدات کنيم و همه تعهدات را در يک جملهگذاري بسيط و گسترده مدنظر قرار دهيم بايد بگوييم برجام تمام است و ايران بايد به جاي اينکه اينگونه اعلام کند خروج از برجام را در وضعيتي که نيازمند تقابل با ايالات متحده آمريکا به عنوان يک کنشگر جنگي در وضعيت فعلي است اعلام کند. در حالي که اعلام ميشود از همه تعهدات خارج ميشويم ولي تفسيري که از خروج از تعهدات در عمل وجود دارد ديگر آن تفسير گسترده تلقي نميشود، چرا که ايران اساسا از برجام اعلام خروج نکرده است. لذا واژگاني که در تفسير و تبيين اقدام کنوني در گام پنجم بهکار بردم در اين زمينه قابل بررسي است.