در گذشته براي توسعه حقوق شهروندي شاهد اجراي نظارتهاي اجتماعي بوديم. براي مثال در 40 سال گذشته در شهرهاي مختلف کشور بهويژه در شهرهاي کوچک نظارت اجتماعي بيشتر از امروز بود. در اين شرايط اگر فردي کوچکترين خلاف يا رفتار خلاف عرف انجام ميداد با واکنش جامعه روبهرو ميشد. همچنين افراد در شهرهاي بزرگ بهدليل اجراي قوانين اجتماعي بايد اصول و قوانين را رعايت کنند. در اين وضعيت اگر قوانين به شکل مناسب انجام نشود، حقوق شهروندي از بين ميرود، چون در شهرهاي بزرگ بايد بر اساس قوانين حدود هر فرد مشخص و بر اساس آن قوانين را رعايت کرد. وقتي افراد در جامعه به خود اجازه ميدهند از حدود خود فراتر رفته و حق ديگران را ناديده بگيرند، ديگر افراد نيز ميآموزند که هر فردي بايد خودش کارش را انجام دهد. براي مثال هم اکنون در روستاها شاهد نظارت اجتماعي هستيم. در اين وضعيت افراد بهدليل نگاههاي ديگران و بيم بروز حرف و حديثها کارهاي خلاف عرف انجام نميدهند. در گذشته بهدليل وسعت اندک شهرها افراد با يکديگر در ارتباط بودند و همسايهها به همديگر رسيدگي ميکردند. اين در حالي است که هم اکنون در کلانشهرها همسايهها يکديگر را نميشناسند. بنده 25 سال پيش در پاريس زندگي ميکردم و در آن دوران همسايهها از برقراري ارتباط در لابي ساختمان محل سکونتشان با يکديگر خودداري ميکردند، هر چند در آن دوران همسايهها در کشور ما از حال و روز يکديگر با خبر بودند. در ايران قديم بهدليل نظارت اجتماعي محبتهاي افراد نسبت به يکديگر فراوان بود. اين در حالي است که با گسترش شهرها ديگر نظارت اجتماعي از بين رفته و ميتوان بر اساس قوانين اقدامات را انجام داد. يکي از چالشهاي جامعه ما اجرا نشدن قوانين به شکل مناسب است. بايد دانست که علت اجرا نشدن قوانين نبود پاسخگويي مناسب از سوي دستگاههاست. در کشور ما قوانين به وفور وجود دارد، اما نظارت و اجراي قوانين به شکل مناسب انجام نميشود. با اين تفاسير امنيت در اجراي قوانين وجود ندارد. براي مثال در اغلب ادارات کارمندان بهدليل نداشتن امنيت شغلي به شکل مناسب کار نميکنند. با بررسي هر يک از اين نارساييها بايد تاکيد کرد که حقوق شهروندي به شکل مناسب رعايت نميشود. براي مثال وقتي افراد جامعه بدانند که در صورت بروز هرگونه خلاف فردي از او درباره چرايي اقداماتش سوال ميکند، طبيعتا افراد پاسخگو تربيت شده و از هر گونه اقدام غيرقانوني امتناع ميکنند. هم اکنون با بررسي وضعيت خانوادهها بايد گفت که مرد خانواده حق پدري و حق همسري را به شکل مناسب رعايت نميکند. براي مثال اگر پدر خانواده فرزندش را به هر دليل مورد ضرب و شتم قرار دهد، فرزند نميداند کدام سازمان بايد به وضعيت او رسيدگي کند. هم اکنون در جامعه ما ارتباطات انسانها با يکديگر بر اساس ارتباط انساني نيست، بلکه يک ارتباط ماشيني است، يعني در اين جامعه افراد بر اساس پول، سودجويي و منافع با يکديگر ارتباط برقرار ميکنند. براي مثال وقتي يک پسر جوان خواستار ازدواج است، قبل از هر گونه تصميمگيري فرد مورد نظر را بر اساس پول پدرش، موقعيت اجتماعي، فرهنگي و ... مورد بررسي قرار ميدهد. در اين وضعيت بايد تاکيد کرد که اگر حقوق شهروندي رعايت شود، طبيعتا حقوق زناشويي و فرزندي نيز رعايت ميشود. در جامعه کنوني اغلب حقوق اجتماعي افراد از بين رفته و به اين دليل روز به روز جامعه پسرفت کرده است. در اين وضعيت رفتارها بر اساس فضايل انساني و اسلامي نيز اعمال نميشود. اين در حالي است که توجه به فضايل اجتماعي از لحاظ اجتماعي در اهميت دادن به حقوق شهروندي خلاصه ميشود. هم اکنون جامعه ما به جامعهاي به شدت وابسته به پول و منافع طلب تبديل شده است. در اين جامعه فرد براي دستيابي به اهداف خود از هر گونه دروغگويي، کلک، نيرنگ و ... استفاده ميکند. بيشک با وجود نظارت اجتماعي در جامعه وضعيت جامعه اين چنين نميشود. هم اکنون در شهرهاي کوچک نظارت اجتماعي به شکل مناسب وجود دارد. هر چند در جامعه شهري نظارت اجتماعي چندان مناسب انجام نميشود.