اين درست که جواب «هاي»، «هوي» است اما تفاوت سياستمداران و حاکمان در درک شرايط است. بنابراين هوشمندي بايد به اين باشد که در راستاي محاسبات مخالفان محاسبهگر نباشيم. ژنرال قاسم سليماني بهعنوان يکي از اضلاع سياست خارجي نقشآفريني داشت و به عبارتي جريانساز عمق بخشي استراتژيک دفاعي بود و به تعبيري مرکز ثقل محور مقاومت بود. بنابراين در چنين فضايي ادبيات کنش و واکنشها قابل پيشبيني است و بايد فضايي طراحي شود که در آن فضاي محاسبهگري اشتباه به حداقل خود برسد تحليل و تفسيرها دوسويه است و همانطور که ايران برنامهريزي دارد مخالفان نيز برنامه دارند بر همين اساس تقابلها بايد دورانديشانه باشد تا با کمترين هزينه بيشترين سود عايد کشور شود. بنابراين خلأ ژنرال سليماني به اين زوديها قابل جبران نيست. آيا در تحليل و تفسيرها متوجه اين مهم بوديم که مخالفان بيروني در کمين سرمايههاي نظاميمان هستند؟ قدرت منطقهاي هستيم، بنابراين همواره در معرض آسيبهاي بيروني هستيم، چراکه هرگونه قدرتي، توليدگر مقاومت نيز ميشود همانطور که قدرتهاي جهاني بهدنبال تاثيرگذاري بر جوامع ديگر هستند ناگزير مقاومتها نيز توليد ميشود تا آن اثرگذاري را خنثي کنند. بنابراين اگر ادبيات ايران ديپلمات بيش از گذشته فضاي جامعه جهاني را تحت تاثير قرار دهد ناخودآگاه باب تعامل بيش از تقابل گشوده خواهد شد. نکته مهمتر ديگر اينکه هر کشوري بايد در قبال واکنشها پاسخگو باشد تا نظم بينالملل قانع شود. اکنون آمريکا بايد پاسخ اين رفتار شريرانه را بدهد. برخي جوامع با ادبيات غلط که با جنگ بايد صلح آفريد، جامعه جهاني را به رعب و وحشت انداختهاند. بر همين اساس بايد اعتراف کرد که در جنگ هزينه حاکمان جوامع با هزينهاي که مردم ميپردازند قابل مقايسه نيست. شايد آگاهي به اين تفاوت باعث شود حاکمان جوامع درباره هر واقعه تلخي خسارتهايي که به جان و مال مردم ميشود را در نظر بگيرند در تقابل طرفهاي ماجرا خسارت خواهند ديد. به همين دليل است که برخي ميگويند جنگ هيچ برندهاي ندارد. ديپلماسي ايران همواره بر هر روش و منشي جدا از آن تاثيرگذار بوده است و بايد آن را به فال نيک گرفت. اين حق ايران است که از موجوديت خودش دفاع کند همانطور که ديگران حق دارند. بنابراين همه طرفها بايد به حقها و يا همان منافع ملي کشورهاي ديگر احترام بگذارند. استفاده از زبان جنگ و ترور يعني منطق به پايان رسيده است. زمان آن رسيده که کشورهاي منطقه به دنيا نشان دهند که منطق و ادبيات خاورميانه ميتواند از جنگ عبور کند.