تصمیمگیری براساس اینکه چون تحت فشار خارجی قرار ميگیریم، تحریم بیشتر میشود وخارجیها خوششان نمیآید، برای مسائل کشور چندان اصولی نیست. مسائل کشور را باید با توجه به اولویتهای ملت رقم زده و جلو ببریم. ابتدا باید ببینیم که از دنیا چه میخواهیم و بر همان مبنا حرکت کنیم. در این راستا شاخص تصمیمگیریها نیز دو نکته است؛ نخست قانون اساسی و دوم ملت ایران که این دو باید رعایت شود. در هر نوع تصمیمی نه فقط در مورد FATF، برجام و... درباره همه مسائلی که مربوط به ملت ایران است، شاخص قانون اساسی و خواست مردم ایران است و بایستی به اینها نگاه کرد و بر این مبنا تصمیم گرفت و جلو رفت. بنابراین خوش آمد خارجیها یا واکنش آنها نباید ملاک و معیار اصلی قرار گیرد. هر چند باید از هر تصمیمی که بخواهد برای ملت هزینه داشته باشد، اجتناب کرد و دنبال تصمیمی بود که برای ملت گشایش ایجاد کند. مساله اصلی برای پیوستن به کنوانسیونها و قراردادهای بینالمللی اولویتهایی است که در قانون اساسی آمده و خواستی است که ملت ایران دارند. برخی از این کنوانسیونها تبدیل به عرفبینالمللی میشوند و ممکن است در آینده پیوستن و نپیوستن ما تاثیری نداشته باشد و بدون پیوستن به یک کنوانسیون از آنجایی که تبدیل به عرف شده ملزم به رعایت آنها باشیم. این برای ملت ایران هزینهبر خواهد بود و باید دقت کرد که پیش از اینکه کنوانسیونی تبدیل به عرف شود، دیدگاه و نظرات خود را ارائه کنیم، رزرو خود را داشته باشیم و بهاین کنوانسیونها بپیوندیم تا لااقل استثنا و حق شرطی برای کشورمان در کنوانسیون قائل شوند. اما وقتی نپیوندیم و این کنوانسیونها عرف شوند و همه ملزم به رعایت، آنموقع دستان خود را بستهایم و تسلیم هنجاری شدهایم که برای مقابله با آن هزینه زیادی بدهیم. البته هستند منتقدینی که به دلایلی پیوستن به این لوایح و کنوانسیونها را برنمیتابند. در این راستا باید از این منتقدان سوالهای فنی و تخصصی پرسیده شود. پرسش این است که گیریم ایران به هیچ یک از کنوانسیونها نپیوندد و از آنهایی که قبلا در دوره شاه تصویب کرده نیز خارج شود، آیا ایران میتواند مثلا حقوق بشر را نقض و خارج از چارچوبها حرکت کند؟ پاسخ منفی است. از سوی دیگر اگر به مقررات و استانداردهایی که گروه ویژه اقدام مالی پیشبینی کرده نپیوندیم و از دیگر مقررات هم خارج شویم، میتوانیم این استانداردها را نقض کنیم؟ تحتفشار قرار نخواهیم گرفت؟ اینها استانداردهایی است که کمکم تبدیل به عرف میشود. ازاین روست که گفته میشود پیش از اینکه این مقررات و استانداردها تبدیل به عرف شود بهتر است بپیوندیم و با ملاحظات و رزروها، دیدگاهها و نظرات خاص خودمان را مطرح کنیم. بنابراین برای مسائل کشور و مصالح ملت باید اینگونه به مسائل بنگریم نه به صورت شعاری، تبلیغی و احساسی. باید واقعبین بود و دید که در دنیا چه اتفاقاتی در حال افتادن است. امروز 198 کشور به FATF پیوستهاند و گروه اقدام مالی را تایید میکنند. خود اروپاییها برای دور زدن تحریمها اینستکس را تعریف کردند بعد مخالفان FATF میگویند اگر بپیوندیم نمیتوانیم تحریمها را دور بزنیم. این در حالی است که بانیان خود FATF بانی اینستکس برای دورزدن تحریمها هستند. قرار نیست که با تصویب FATF تراکنش صورت حساب شما در اختیار ایالات متحده آمریکا قرار بگیرد. مثل اینکه با سازمان ملل کار میکنید بعد بگویید دیگر به سازمان ملل گزارش نمیدهیم چون آمریکا عضو این سازمان است. آمریکا عضو سازمان ملل و شورای امنیت است، اما ایران به سازمان ملل گزارش میدهد. لذا باید اول این مساله را حل کنیم که به کنوانسیون میپیوندیم نه به آمریکا. مسلما اگر پیوستن بهآمریکا و اسرائیل باشد مخالفیم، اما اگر پیوست به هنجارهای بینالمللی است که جامعه جهانی بر آن اجماع دارند موافقیم، بایستی معیارهای خود را به صورت تخصصی تعریف کنیم.