بستن

فقدان ریش‌سفید در کشور به شدت حس می‌شود

فقدان ریش‌سفید 
در کشور به شدت 
حس می‌شود
آرمان ملی - رضا پورحسین : در سالگرد روزهایی که لایحه ملی شدن نفت به وسیله دکترمحمد مصدق به مجلس شورای ملی تقدیم می‌شد و بحث‌ها درباره آن شدت گرفته بود به چند و چون رقم خوردن این رویداد مهم تاریخ معاصر ایران پرداخته ایم. رویدادی که در پس آن یک دیکتاتوری محض رقم خورد و فضای باز سیاسی کشور را به کلی نابود کرد. مکی ، حائری زاده و بقایی رجال سیاسی استخوان‌داری بودند که توانستند در آن دوران در کنار مصدق راهی مجلس شوند و به پشتوانه قدرت سیاسی خود ملی شدن نفت را به سرانجام برسانند. متاسفانه ما امروزه رجالی در این سطح نداریم و رجال سیاسی غالبا اصطلاحا استخوان‌دار نیستند. اگر رجال استخوان‌دار داشتیم حوادث اخیر رقم نمی‌خورد. متاسفانه فقدان ریش سفید در کشور به شدت حس می‌شود . به همین سبب نیاز است این رویداد در این روزها به خوبی مطالعه شود تا هم از جریان سازی‌های رسانه‌ای آن و هم از اختلافات رجال سیاسی آن دوران درس بگیریم تا دوباره کشور به ورطه ای خطرناک سقوط نکند. «آرمان ملی» در راستای بررسی آن روزها گفت‌و‌گویی با خسرو معتضد، پژوهشگر عرصه تاریخ معاصر داشته است که قسمت دوم آن را در ادامه می‌خوانید.

کدام چهره‌ها نقشي اساسي در ملي شدن نفت داشتند؟

شخص ديگري که در ملي شدن نفت نقشي اساسي داشت مهندس کاظم حسيبي بود. کاظم حسيبي يک ملي‌گرا و عضو مجلس ملي بود. حسيبي به دستور محمدرضا شاه پاي به اين عرصه گذاشت و تبديل به يک مهندس نفت شد. وي شخصيتي تکنوکرات داشت ولي در آمريکا وقتي از او پرسيدند آينده نفت ايران چه مي‌شود در جواب گفت استخاره مي‌کنيم. برخي در آن زمان مي‌گفتند گزارش شرکت نفت ابتکار شاه بوده است اما حسيبي در آن زمان جواب داد و گفت پهلوي دوم که زبان انگليسي را کاملا مسلط بوده است پس چه نيازي داشته کسي براي او ترجمه کند و اينگونه ادعاها در اين زمينه را رد کرد. از سوي ديگر مصدق نتوانست به مجلس پانزدهم راه يابد زيرا قوام‌السلطنه حزب دموکرات ايران را تشکيل داد که غالب اعضاي آن بورژوا بودند. در آن دوره طبقه بورژوا به دو دسته ملي و غرب‌گرا تقسيم مي‌شدند که نماد ملي آن مصدق بود و افرادي با اين تفکر پيرامون مصدق جمع شدند. اين طيف هدف اولشان کشور بود و آن را بر هر چيزي ارجح مي‌دانستند. يکي از چهره‌هاي شاخص ديگر اين طيف حسين مکي است که بعدها با مصدق دچار اختلاف شد . البته اين اختلافات بين همه سياسيون و هم حزبي‌ها وجود دارد و هيچ‌نقطه منفي ندارد. در تمام نقاط جهان شاهد بوده‌ايم که رهبران جنبش‌ها و انقلاب‌ها نيز دچار اختلافاتي شده‌اند. شخص شاخص سوم اين جريان بقايي بود. بقايي به علت اينکه در توطئه قتل افشاردوست نقش داشته است امروزه محبوبيت چنداني ندارد و خوش‌نامي وي به حداقل رسيده است . بقايي نقش‌هاي چندگانه‌اي در اتفاقات آن روزها ايفا مي‌کرد به‌نحوي که برخي معتقد بودند وي عامل سي آي اي است، اما من چنين اعتقادي ندارم. بقايي يک چهره جاه‌طلب و شهرت طلب بود و از اينکه مردم پيرامون وي جمع شوند بسيار خشنود مي‌شد و حتي شاهد بوديم پيشنهاد نخست وزيري محمدرضا شاه را رد کرد و گفت من براي اين کار ساخته نشده‌ام و خود را بالاتر مي‌دانست. شخصيت بقايي شباهت زيادي به سيد ضيا و مورخ‌الدوله سپهر داشت زيرا هميشه از اين شخصيت‌ها به‌عنوان نخست وزير بعدي و جايگزين ياد مي‌شد. اين اسنادي که امروزه منتشر مي‌شود و در برخي از آنها مشاهده مي‌کنيم رابطه بقايي و آمريکا را بارها تکرار مي‌کنند زياد معتبر نيست. ساير اطلاعاتي که در بستر اين اسناد نيز وجود دارد جنبه‌اي جانبدارانه در آنها حس مي‌شود. اين صحبت‌ها را در مورد آيت‌ا... کاشاني نيز مي‌زدند و مي‌گفتند با دستگاه جاسوسي انگلستان رابطه دارد. اين حرف‌ها را فقط بخاطر اختلاف مواضع کاشاني و مصدق مي‌زنند و سند محکم ديگري در اين رابطه وجود ندارد. مکي، حائري‌زاده و بقايي رجال سياسي استخوان داري بودند که توانستند در غياب مصدق راهي مجلس شوند.

چه پتانسيلي در آن زمان وجود داشت تا توانست اوضاع را براي ملي شدن نفت سامان دهد؟

متاسفانه ما امروزه رجالي در اين سطح نداريم و رجال سياسي اصطلاحا استخوان‌دار نيستند. اگر رجال استخوان دار داشتيم حوادث اخير رقم نمي‌خورد. متاسفانه فقدان ريش سفيد در کشور به شدت حس مي‌شود. حتي در زمان رضا شاه و احمد شاه چنين ريش‌سفيدهايي وجود داشته است. مستوفي الممالک و مخبرالسلطنه با سخنراني‌هاي خود اوضاع را آرام مي‌کردند. اگر ريش‌سفيد داشتيم حوادث اخير به خوبي مديريت مي‌شد و ما همچنان درگير تبعات آن نبوديم. در آن برهه زماني مصدق توانست با قدرت سياسي خود اين جريان را سر و سامان دهد و با نمايندگان مجلسي که به او پيوستند ملي شدن نفت را در دستور کار قرار دادند. نيک نامي مصدق پشتوانه مردمي نيز براي او ساخت. مصدق هيچ‌گاه از دولت حقوق دريافت نکرد و هميشه به درستکاري شناخته مي‌شد. حتي زماني که وزير دارايي بود نيز هيچ‌مبلغي از دولت دريافت نکرد و هميشه مي‌گفت من مال و اموال دارم و نيازي به اين پول‌ها ندارم. پدر مصدق شخصيتي ثروتمند بود و چندين ملک براي او باقي گذاشته بود . مردم اين پاک‌دستي‌ها را به خوبي مي‌بينند. اين روال تا انتخابات شانزدهم مجلس شوراي ملي پيش مي‌رود و آن روزها در جامعه شايعه مي‌شود که دربار قصد دخالت در انتخابات را دارد و با نفوذ نمايندگان مورد نظر در اين مجلس ، توسعه اختيارات محمدرضا شاه تصويب شود. محمدرضا شاه در اين برهه زماني احساس مغبون‌بودن مي‌کرد و هميشه حسرت جايگاه و قدرت پدرش را مي‌خورد. برخي افراد فرصت‌طلب نيز در دربار وجود داشتند که اين احساس را تندتر مي‌کردند. اينکه اختيارات محمدرضا محدود بود به نفع خودش بود. همانطور که شاهد بوديم پادشاه ژاپن به علت اينکه اختيار زيادي نداشت پس از شکست در جنگ جهاني مشکلي برايش پيش نيامد. به محمدرضا شاه تلقين شد که يک مجلس موسسان تشکيل دهد تا بتواند اختيارات خود را افزايش دهد. در اين راستا قصد داشتند در وهله اول مجلس ملي را منحل کنند و در ادامه مجلس سنا تشکيل دهند که جلوي مجلس ملي را بگيرد. اين افراد از وجود يک مجلس آزاد و واقعي ناراحت بودند. مجلسي که پژواک آزادي پس از خفقان 16‌ساله عصر رضا شاه بود. هر چقدر اختناق بيشتر باشد واکنش‌هاي بعدي نيز بدتر خواهد بود. در اين عصر مصدق عنوان کرد قصد شرکت در انتخابات سنا را دارد و اين ديگران را غافلگير کرد . بالاخره اين مجلس به پشتوانه هژير و سپهبد رزم آرا تشکيل شد. مصدق در اعتراض به اين امر چهار روز در دربار تحصن کرد و بالاخره به همراه برخي از همراهانش به حضور شاه پذيرفته شد، اما شاه عملا مسئوليت آن را قبول نکرد و اذعان کرد من صرفا يک مقام تشريفاتي هستم اما کمک مي‌کنم تا انتخاباتي آزاد برگزار شود، اما برخلاف قولي که داده بود و طبق اسناد در انتخابات دست برده شد. آراي مردم تهران به مسجد سپهسالار و به قسمت فرهنگستان منتقل شد و سرتيپ صفاري به کمک چند نفر شبانه در اين آرا دست مي‌برند و نتيجه انتخابات را تحت تاثير قرار مي‌دهند. گويا طبق آراي مردم مصدق اول بوده است، کاشاني دوم ،‌حائري سوم و نريمان و بقايي برترين نفرات بوده‌اند که در آراي آنها دست برده مي‌شود. در شهرستان تمامي نماينده‌هاي نفوذي رأي مي‌آورند و در تهران نيز اين اتفاق رقم مي‌خورد و همه هژير را در اين تقلب انتخاباتي مقصر مي‌دانند به همين دليل چند روز بعد به دست برخي افراد در مسجد سپهسالار کشته مي‌شود. بعدها مشخص مي‌شود سيد حسين امامي عامل قتل وي بوده است که روابطي با فدائيان اسلام داشته است. سيد محمد صادق طباطبايي پسر آيت‌ا... طباطبايي مسئول نظارت بر انتخابات بوده و بلافاصله دستور تکرار انتخابات را مي‌دهد و از شاه درخواست انحلال مجلس را مي‌کند و محمدرضا شاه بخاطر اينکه قصد سفر به آمريکا را داشت و در راستاي آرام شدن اوضاع با اين درخواست موافقت مي‌کند و انتخابات مجدد با کمک سرلشکر زاهدي برگزار مي‌شود. در آن برهه زماني زاهدي که عامل کودتا بود رابطه حسنه‌اي با مصدق و کاشاني داشت و مصدق در رابطه با وي مي‌گفت که آدم اصيلي است. حتي حسين فاطمي و مکي نيز با زاهدي روابطي نزديک داشتند و به‌صورت دوستانه به خانه يکديگر مي‌رفتند. زاهدي به‌عنوان رئيس شهرباني انتخاباتي آزاد فقط در تهران برگزار مي‌کند و مصدق در اين انتخابات پيروز مي‌شود و به مجلس ملي راه مي‌يابد و از همان روز اول که وارد مجلس شانزدهم مي‌شود به‌دنبال استيفاي حقوق کشور است.

مجلس ملي شانزدهم چگونه شرايط را براي ملي شدن نفت مهيا کرد؟

رجبعلي منصور با مصدق رابطه خوبي داشته است و با وجود اينکه طرفدار انگلستان بود اما به شدت محافظه‌کار بود و برخلاف پسرش نقشي بهتر در سياست توانست ايفا کند اما به علت ترس زيادي که از مصدق داشت نهايتا پس از دو ماه استعفا داد. از سوي ديگر مصدق در مجلس شانزدهم يک فراکسيون قدرتمندي به اسم وطن تاسيس مي‌کند و به سرعت به نفر اول مجلس تبديل مي‌شود. در همين برهه زماني آيت‌ا... کاشاني در لبنان به سر مي‌برد و محمدرضا شاه نيز در آمريکا است. محمدرضا شاه از نقاط مختلف آمريکا بازديد مي‌کند و در سخنراني‌هاي مختلف خواهان کمک و مراوده بيشتر با اين کشور است، اما با مخالفت‌هايي روبه‌رو مي‌شود که علت اصلي آن وجود ذخاير گسترده نفت در ايران بود که آمريکا تا آن زمان از آنها بي‌‌‌نصيب بود. دموکرات‌ها با انگلستان رابطه خوبي نداشتند و معتقد بودند با سياست‌هاي اشتباه انگلستان کمونيست در حال گسترش در جهان است به همين علت از تصاحب نفت ايران به وسيله انگلستان ناخشنود بودند. آمريکايي‌ها پيشنهاد دادند که طبق اصل چهارم ترومن ما سالانه به شما 23‌ميليون دلار مي‌دهيم به شرطي که مستشارهاي ما را استخدام کنيد. اين روند از سال 1326 آغاز شده بود و 80 نفر از آنها به ارتش ايران ملحق شده بودند و اين از سوي روس‌ها به‌صورت منفي ديده مي‌شد. شرايط در داخل نيز پيچيده بود به‌نحوي که نمايندگان ملي‌گرا با محافظان زيادي به مجلس مي‌رفتند تا از سوي گروه‌هاي سلطنت‌طلب و فدائيان اسلام مورد سوءقصد قرار نگيرند. مخالفت جدي فدائيان اسلام با مواد مخدر و مشروبات الکلي بود و مصدق در جواب مي‌گفت من بخاطر درآمد خوبي که دولت از اين موارد دارد نمي‌توانم مانع گسترش آنها شوم و به ماليات آنها نياز داريم. اين بدبختي‌ها بخاطر به‌غارت رفتن نفت ما توسط انگلستان بود.

ابتکار مصدق در اين برهه زماني چه بود؟

براي بهبود اين وضع کميسيوني 18 نفره تشکيل مي‌شود که از فراکسيون‌هاي مختلف نماينده در آن حضور داشت و حتي دو نفر از جاسوس‌هاي انگلستان نيز در آن نفوذ کرده بودند و همه مصوبات کميسيون را به گوش انگلستان مي‌رساندند. اين کميسيون 25 جلسه تشکيل داد که رياست آن برعهده مصدق بود. مصدق در ابتکاري جالب رزم‌آرا را به اين کميسيون آورد تا بتواند او را نيز با ملي شدن نفت همراه کند . دولت انگليس از ترس اين جلسات و ملي شدن نفت به شاه امر کرد که رزم آرا را جايگزين منصور کنيد. بدين ترتيب رزم‌آرا 8 ماه نخست وزير مي‌شود و عملا در هيچ‌طرفي کاري از دست او برنيامد زيرا مردم متوجه شدند به انگلستان وابسته است و عملا جايگاه خود را بدين ترتيب از دست داد. اين جلسات تا اسفندماه سال 1329 ادامه پيدا مي‌کند و نتيجه جلسات اين کميسيون اذعان کردن به اين امر است که چاره‌اي جز ملي کردن نفت براي کشور باقي نمانده است. مصوبه‌اي که مورد تمسخر همگان قرار مي‌گيرد، اما مصدق کوتاه نمي‌آيد و بر مصوبه اين کميسيون پافشاري مي‌کند. در اين برهه زماني کاشاني در مردمي کردن اين مصوبه نقشي اساسي ايفا مي‌کند و عملا در تسريع تصويب آن به خوبي عمل کرد. کاشاني بود که ملي کردن نفت را به خيابان‌ها و محافل مردم کشاند. اين امري بود مکمل مردمي‌بودن مصدق و زيرکي و علم او که توانست جلسات اين کميسيون را به سرانجام برساند و نفت ايران ملي شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی