کمتر از 3ماه ديگر ايران شاهد رخدادي سرنوشتساز درعرصه سپهر سياسي خواهد شد. رخدادي که درآن قرار است ملت ايران بار ديگر با حضور در پاي صندوقهاي راي براي تعيين 290کرسي نمايندگي براي يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي با تمسک به آيه شريفه «اَنَّ ا... لايُغَيِّرُما بِقَومِ حَتّي يُغيِّرُ ما بِاَنفُسِهِم» درتعيين سرنوشت سياسي خود براي 4سال آينده سهيم باشند. لذا بر مجريان و ناظران و در يک معنا حاکميت فرض است که بستر و شرايط لازم براي مشارکت همگاني و حداکثري مردم را فراهم و راههاي حضور را تسهيل نمايند. درحالت فعلي که کشور از بعد داخلي و خارجي در شرايط خطير و حساسي به سرمي برد توجه و بها دادن به اين شرايط اهميت و ضرورت مشارکت در انتخابات را مضاعف ميکند. انتخابات مظهر دموکراسي و نماد و نمود اصلي مردم سالاري ديني ميباشد که با حضور و مشارکت گسترده آحاد مردم تبلور مييابد. ازطرفي هم حضور ومشارکت گسترده زماني محقق خواهد شد که شرايط و امکان حضور براي همگان چه انتخابکننده و چه انتخابشونده بهطور يکسان فراهم گردد و همچنين به راي و نظر مردم بها داده شده و صرفا براي گرم کردن تنور انتخابات و زينت المجالس نباشد. به تجربه ثابت شده در تمامي انتخابات پارلماني و ساير انتخاباتي که در40سال عمر جمهوري اسلامي برگزار شده هر زمان که سختگيري چنداني صورت نگرفته و تنوع کانديداها از جناحها و گروههاي سياسي با هر ديدگاه و سليقهاي در صحنه حضور داشتهاند شاهد مشارکت حداکثري مردم در انتخابات بودهايم و درنتيجه خروجي اينگونه انتخابات تشکيل مجلسي با تنوع نمايندگان برخاسته از راي و نظر اکثريت مردم از طيفها و سلايق گوناگون بوده است، بهطوري که دورههاي اول و ششم مجلس شوراي اسلامي از مصاديق اين نظريه محسوب ميشوند. حال انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را پيش رو داريم که قرار است در 2 اسفند 98 برگزار شود ولي برخلاف انتخاباتهاي گذشته اين بار شاهد فضاي سردي هستيم. تاکنون سه فرايند از اين انتخابات را پشت سر گذراندهايم اولين فرايند که مربوط به ثبتنام کانديداها بود اين فرايند بنا به دلايلي ازقبيل عملکرد نامناسب و منفعلانه فراکسيون اميد مجلس دهم و عدم ايفاي تعهدات دولت تدبيرواميد در 6 سال گذشته و بيتوجهي دولت عليالخصوص دولت دوازدهم به عقبه و بدنه اجتماعي 24ميليوني مردم به روحاني و عدم اقناع اين بدنه و نيز تشديد تحريمهاي ظالمانه آمريکا که منجر به پديد آمدن شرايط بد اقتصادي و به خطر انداختن معيشت مردم و کوچکتر شدن سفره آنان گرديده، استقبال چنداني از سوي برخي جريانات سياسي از جمله اصلاحطلبان براي ثبتنام درانتخابات صورت نگرفت بهطوري که درخواستها و فراخوانهاي متعدد براي کانديداتوري از سوي شخصيتهاي تاثيرگذار هم نتيجه چندان مناسبي درپي نداشت ولي بااين همه و باعلم به يأس و سرخوردگي مردم بهعنوان پِي و شالوده اصلي انتخابات بازهم عدهاي از نيروهاي بالقوه و شناخته شده جريان اصلاحطلبي بهويژه در تهران با اميد به اينکه شرايط مساعدي براي حضور حداکثري حاصل گردد براي نامزدي انتخابات پيش رو ثبت نام کردند. در فرايند بعدي که مربوط به بررسي صلاحيت نامزدها در هياتهاي اجرائي بود با اعلام نتايج تعيين صلاحيتها برخلاف معمول اين بار با رد صلاحيت زودرس چهرههاي شاخص اصلاحطلبي شوک عجيبي به جامعه وارد شد و همگان را شگفت زده و انگشت به دهان گذاشت، چراکه اينگونه اقدام در اين مرحله تاکنون بيسابقه و يا حداقل کمسابقه بوده که دولتي کانديداهاي همسوي خود را غربال نموده و ردصلاحيت کند جا دارد که به چنين وزير کشوري با چينش هيات اجرائي اين چنيني درپايتخت دست مريزاد گفته شود چراکه با اين عمل ناصواب کار هياتهاي نظارتي را آسانتر نموده است. در زمانهاي که جمهوري اسلامي ايران سيبل تهاجمات دشمنان قرار دارد و نوک پيکان حملات استکبار جهاني به سرکردگي آمريکا مملکت را نشانه گرفته و تنها حضور گسترده مردم درصحنه است که ميتواند خنثيکننده کيد دشمنان قسم خورده ايران بوده و از آنجايي که حضور مردم بهعنوان صاحبان اصلي نظام و انقلاب درانتخابات همواره يک فرصت بوده و نه تهديد، آيا عاقلانه است که با فراهم آوردن شرايطي اين فرصت را به تهديد تبديل کرد! درشرايطي که مقام معظم رهبري و تمامي دلسوزان نظام براي مشارکت و حضور حداکثري مردم پاي صندقهاي راي تاکيد جدي دارند اينگونه برخورد جناحي و حذفي امري عقلايي نبوده و نه تنها موجب سردي فضاي انتخاباتي شده بلکه يأس و سرخوردگي نيز در جامعه تشديد ميشود. از باب اينکه گفته شده جلوي ضرر از هرجا گرفته شود خير است، انتظار ميرود وزير کشور و هياتهاي اجرائي در فرصت باقيمانده در تصميمات خود تجديدنظر نموده تا شاهد انتخاباتي گرم و پرشور با حضور سلايق مختلف باشيم.