بستن

صدای مردم شنیده ‌شود

صدای مردم شنیده ‌شود

آرمان ملی- رضا پورحسین: در برهه‌ای از زمان که کشور با سنگین‌ترین تحریم‌ها درگیر شده و مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی بر کشور حاکم شده، زد و خوردهای جناحی و اختلافات بین مسئولان دیگر قابل تحمل نیست و به تشدید مشکلات دامن می‌زند. مقوله‌ای که باید با سعه‌صدر مدیران و مسئولان به حاشیه رانده شود و به جای نطق‌های تخریبی در راستای ترمیم امور کشور گام‌هایی برداشته شود. مساله‌ای که در صحبت‌های معاون اول رئیس‌جمهوری نیز به وضوح به آن اشاره شده بود که گفتند آنقدر با یکدیگر به مشکل خورده‌ایم که مردم را فراموش کرده‌ایم. در راستای بررسی این موضوع و چگونگی بهبود رابطه مردم و مسئولان «آرمان ملی» گفت‌وگویی با
ناهید خداکرمی، عضو شورای شهر تهران داشته است که در ادامه می‌خوانید:
چه زمینه‌هایی باعث شده است تا مسئولان و مردم همچون اوایل انقلاب رابطه‌ای صمیمی نداشته باشند؟
ما فقط در مواقع خاصی به فکر مردم هستیم و به یاد آنها می‌افتیم و آنها را با عنوان مردم غیور خطاب می‌کنیم و انتظار داریم به صحنه بیایند اما صدای آنها را نمی‌شنویم، به نیازهای آنها توجه نمی‌کنیم. به حقیقت مسئولان مردم را فراموش کرده‌اند. در دهه اول انقلاب مسئولان باز هم تا حدودی مردمی بودند و در میان مردم حضور داشتند. خواسته‌های آنها را می‌شنیدند و آنها را در عرصه سیاست سهیم می‌دانستند. این که مردم پیشتاز بودند برای تغییر رژیم، از سوی مسئولان اول انقلاب درک شده بود. اوایل انقلاب اعتماد بین مردم و مسئولان قابل توجه بود و مردم در هر جایی و در هر مشکلی مشارکت می‌کردند و گره گشایی می‌کردند مساله‌ای که امروز به مراتب کم رنگ‌تر شده است. عملا در 30سال گذشته تنها چیزی که شنیده نشده است، خواسته‌های مردم از سوی مسئولان است. توجه به تمایلات مردم از سوی مسئولان در پایین‌ترین اولویت قرار گرفته است. در این بی‌توجهی جوانان دهه60 در تنگنای بیشتری هستند و در برهه‌ای از زمان که باید مسئولیت کشور به آنها سپرده شود، به طور کل فراموش شده‌اند و تقریبا این طیف از جامعه در دارا بودن حداقل‌ها نیز به مشکل خورده‌اند. همین عدم توجه بود که باعث شد طیف عظیمی از نخبگان متولد این دهه به کشورهای دیگر مهاجرت کردند.
آیا گروه خاصی در این به حاشیه‌رانده شدن مطالبات مردم مقصر هستند؟
شاهدیم که طیفی از اصولگرایان عملا با ایجاد اختلاف و مانع‌تراشی عرصه را بر همه تنگ کرده‌اند و منصب قدرت را به هیچ وجه رها نمی‌کنند تا جوانان فرصت پیدا کنند و توانایی‌های خود را به عرصه ظهور برسانند. مقصر اصلی به حاشیه رانده شدن مطالبات مردم نیز همین طیف هستند که انرژی زیادی از کشور را در همین بحث‌ها و اختلافات هزینه می‌کنند. مسئولان اصلاح‌طلب که برای خدمت به مردم وارد صحنه شده‌اند، غالب تلاش خود را صرف برطرف کردن موانعی می‌کنند که همین طیف تندرو ایجاد کرده است.
چگونه می‌توان خواسته‌های مردم را بهتر شنید و برای این امر چه اقداماتی باید انجام داد؟
نیاز امروز ما این است که با یک همت عمومی همه ما حتی طیف‌های اصولگرا عزم خود را برای شنیدن صدای مردم جزم کنند. یک همه‌پرسی می‌تواند بسیاری از این گره‌ها را باز کند. ما باید با پرسیدن از مردم و دادن حق انتخاب به آنها صدای آنها را بشنویم.
آیا این فاصله‌ای که بین مردم و مسئولان به وجود آمده است، بر انتخابات جاری تاثیر منفی می‌گذارد؟
متاسفانه زمان را از دست داده‌ایم. بعد از سال 96 و پس از اعتراضات اخیر عملا در صحنه مشخص شد که شکاف بزرگی میان مردم و مسئولان ایجاد شده است. چاره‌ای نمانده است جز اینکه در عرصه داخلی و در مجامع جهانی صدای مردم باشیم البته اگر عزمی برای از بین بردن این شکاف‌ها باقی مانده باشد. اگر مردم ببینند برای آزادی‌های اجتماعی و کسب و کار آنها حقوقی تعیین شده است قطعا نشاط اجتماعی آنها زنده می‌شود و به عرصه سیاست برمی‌گردند. متاسفانه شاهد هستیم کسب و کار مردم نیز با محدودیت‌هایی رو‌به‌روست. این محدودیت‌ها در عرصه گردشگری بیشتر خودش را نشان می‌دهد و با کارشکنی‌های نابجا عملا حجم زیادی ارز از کشور خارج می‌شود زیرا نمی‌توانیم گردشگری را در داخل کشور به صورت مطلوب نهادینه کنیم. مردم نیازمند درآمد و ارتقای سطح اقتصادی خود هستند و تا زمانی که این وضع باقی باشد نمی‌توان انتظار مشارکت بالا داشت. اگر خواهان خوشبختی مردم هستیم باید در مسائل اجتماعی کشور تجدیدنظر کنیم. اگر مسئولان بخواهند سیاست‌های 40 سال گذشته را بدون اصلاح پیش ببرند حتما با طغیان طبقه فقیر رو‌به‌رو خواهیم شد و این مساله‌ای به شدت خطرناک است. ما به عنوان نماینده‌های تهران هنگامی که به حاشیه شهر می‌رویم وضعیت اسفناک مردم را از نزدیک مشاهده می‌کنیم و چشم بستن بر این اوضاع غیر ممکن است. متاسفانه شورای شهر به تنهایی نمی‌تواند در این عرصه کاری انجام دهد. عملا در این صحنه مجلسی که باید راس همه امور می‌بود، دیگر کارایی ندارد. اگر صدای مردم نشویم و در سیاستگذاری‌های خود تغییر ایجاد نکنیم قطعا مشارکت در انتخابات کاهش می‌یابد و برندگان این کاهش مشارکت همان طیف تندرو هستند که امروز کارشکنی می‌کنند.
آینده جامعه را با توجه به وضعیت موجود چگونه می‌بینید؟
جوانان امروز نگاه دیگری دارند و همانگونه كه مسئولان امروز در سال ٥٧ راه و روش خود را برای زندگی انتخاب كردند، نمى‌شود با شعاردادن و حرف‌های کلی گفتن، مطالبات نسل جوان را نادیده گرفت. مردم و به‌خصوص جوانان دنبال راهى براى گفتن مطالباتشان به مسئولان هستند در حالی که مسئولان نباید چنان فاصله‌ای با مردم داشته باشند که حرف آنها را نشنوند. امروز بى عدالتى و نابرابرى در هر حوزه‌اى آزار دهنده شده از دانشگاه تا جامعه و دولت عده‌ای از رانت‌هاى مختلف بهره مى‌برند، هر وقت دلشان بخواهد و با حمايت‌های مختلف، هر آنچه مى‌خواهند مى‌گويند اما أكثريت مردم كشور از این امکان برخوردار نیستند و نمى‌تواند به دولت‌درسايه دسترسى داشته باشند و سخن خود را بگویند و دولت‌درسایه هم اصلا توجهی به مطالبات مردمی ندارد. باید به خاطر داشته باشیم که تا آزادى‌هاى اجتماعى مصرح در قانون وجود نداشته باشد، وابستگى به نفت و فقر از بين نمى‌رود در آزادى و برابرى است که از اين شرايط سخت خارج خواهیم شد. باید بدانیم که اگر مردم از زندگی خود راضى باشند هیچ تحريمی آسيب‌زا نخواهد بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی