درباره اينکه چرا FATF تعيينتکليف نميشود و تبعات نپيوستن به آن براي اقتصاد ايران چه خواهد بود؟ من بر اين باورم که عضويت در FATF يک امر اجتنابناپذير براي کشورهاست. درواقع بانکها شرطي را تعيين ميکنند براي اينکه مطمئن شوند جابهجاييها شفاف و بدون مشکل است؛ چه به لحاظ پولشويي و چه به لحاظ مباحث مربوط به تروريسم. بر اين اساس، پول سالم در بانکهاي متعلق به کشورهاي عضو FATF جابهجا ميشود. البته اين دليل نميشود که کشورهايي که FATF و شروط مندرج در آن را نميپذيرند نتوانند به حياتشان ادامه دهند. اين کشورها هم با طرفهايي که حاضر هستند مراوداتي را بدون پيوستن به FATF داشته باشند، روابطي را برقرار ميکنند. ولي، عملا اين حلقه در حال تنگتر شدن است و تعدادي از کشورهايي که خيلي نزديک به ما محسوب ميشوند که غالبا اروپايي هستند هم چنين شرطي را براي ورود ايران به تجارت و جابهجايي وجوه مالي قائل هستند. بنابراين، اين امر از يک جهت اجتنابناپذير است و از طرف ديگر اگر مراودات برقرار نشود، تبعاتي را در پي خواهد داشت. البته اينکه اين تبعات مثبت است يا منفي، بايد ديد تا چه حد فکر کردن به اين مساله داراي ارزش است. ميتوان گفت تبعات منفي آن شامل محدوديت يا قطع نقلوانتقالات پولي و بحث اجتناب کشورها براي تجارت ميشود. چون اين يک تصميم همراه با شک و ترديد است؛ اينکه آيا اين موضوع ممکن است معترض يا جريمهاي داشته باشد و زيانهاي مالي به کشورها تحميل کند. بنابراين، شرط بر اين گذاشته ميشود که کشور مقابل اين عضويت را بپذيرد. در مورد ايران، از نظر عدم پذيرش لوايح مربوط به FATF مباحثي مطرح است؛ يکي بحث پذيرفتن يکسري نهادها و سازمانهايي است که در اينجا مسائل مربوط به تروريسم مطرح ميشود. بحث بعدي نيز مربوط به نقل و انتقالاتي است که در بانکهاي داخلي انجام ميشوند، اينها بايد شفاف باشند و اطلاعات لازم را در اختيار FATF قرار دهند. در مورد هر دوي اينها نظراتي مطرح شده است. به اعتقاد من، نبود آگاهي نسبت به FATF باعث ميشود که خيليها بحث را از همان ابتدا منتفي بدانند. يعني اگر من از چيزي مطلع نيستم و نميدانم نتيجه آن چه خواهد بود، بهتر اين است که از قيد آن بگذرم. شايد به همين دليل است که مباحث مربوط به FATF طولاني شده و شايد به همين خاطر است که مخالفان و موافقان سرسختي دارد. درباره خيلي از مباحث، ممکن است بسياري نظرات يکساني داشته باشند اما به نظر ميرسد FATF بيشتر بحث بينابيني است. بايد به اين مساله توجه کنيم که قرار نيست از فرداي روزي که عضويت در FATF پذيرفته شد، همه چيز در اختيار ما قرار بگيرد؛ بلکه مرحله به مرحله بايد بسترهاي آن فراهم شود. يعني نرمافزارها وصل ميشوند و سيستم بانکي استانداردسازي خواهد شد. در شرايط فعلي که بحث تحريمها مطرح است، منتفي بودن FATF يا قبول آن هيچ تغييري در اوضاع کشور ايجاد نميکند. يعني ما تا زماني که تحريم هستيم چه فرقي ميکند عضو FATF باشيم يا نباشيم. يا CFT را بپذيريم يا نپذيريم. ما بيشتر بايد در مساله تحريم ببينيم اقدامات مورد نياز براي کشور کدام است؟