گردشگري در شرايط کنوني ميتواند به عبور از بحران و شرايط حاد اقتصادي به دولت کمک کند به شرط آنکه دولت خود دروازههاي گردشگري را نبندد و دوقفله نکند. اگر دولت کليد را برعکس بچرخاند و درها را باز کند ميتوان گفت يکي از حوزههايي که در شرايط فعلي به کمک دولت ميآيد و در شکستن تحريف ظالمانه دشمن نقشآفريني کند، بخش گردشگري است. بنابراين اميدواريم شاهد رونق بيشتر اين بخش در سالهاي آينده باشيم. در اين صورت در يک فضاي متفاوت جلوه ديگري از گردشگري را در کشور به تماشا مينشينيم. همچنين نبايد فراموش کرد که بخش خصوصي ناوگان عظيمي از حملونقل را در اختيار دارد و همچنين داراي زيرساختهاي مناسب براي توسعه راهها و حملونقل است. مساله ديگر آن است که هنگامي که گفته ميشود در کشور يک تريليون و 800ميليارد تومان نقدينگي داريم يعني اين مبلغ در دست مردم است. بنابراين هدايت نقدينگي و حجم فوقالعادهاي است که بايد مديريت شود. اگر نقدينگي به سوي صنعت گردشگري سوق پيدا کند دولت نيز کمک شاياني به بخش گردشگري انجام ميدهد و در نهايت 10 يا 20درصد نقدينگي به سمت گردشگري هدايت ميشود. تورم حاصل رها و سيالسازي نقدينگي در کشور است و اين کار ما را از خطر تورم نجات ميدهد و به دولت کمک ميکند. دولت امروز با مشکلات مالي عديدهاي دست و پنجه نرم ميکند و توان سرمايهگذاري ندارد. بنابراين ميتوان سرمايهگذاري بخش خصوصي را به سوي گردشگري سوق داد. البته اين دولت است که بايد شرايط را مديريت و هدايت و بخش خصوصي نيز بايد شيريني سرمايهگذاري در اين بخش را بچشد. اگر بنا باشد صرفا بخش خصوصي سرمايهگذاري کند اما خروجي لازم از آن سرمايهگذاري را دريافت نکند در اين صورت دلسرد خواهد شد. براين اساس نميتواند حاشيه سود خود را به ميزان قابلملاحظهاي مشاهده نميکند و اين سود کم خواهد بود و با دست اندازهاي جدي مواجه ميشود و قطعا همکاري لازم را ندارد. بنابراين بهنظر ميرسد که دولت بايد دست و پاي بخش خصوصي را در حوزه گردشگري باز کند و زنجيري که بهدليل محدوديتها فعاليت هاي بخش خصوصي را محدود کرده از دستان او بگسلد. در اين صورت قطعا بخش خصوصي در اين ميدان پوياتر حرکت خواهد کرد و کمک ويژهاي را به دولت ميکند. علاوه برآن بين شش تا هفتميليون ايراني خارج از کشور وجود دارند که با خويشان و اقوام خودشان داخل کشور ارتباط دارند و به ديد و بازديد ميپردازند. بهعنوان مثال صرفا ايرانيهاي مقيم آمريکا امروز بيش از دوهزار ميليارددلار سرمايه در اختيار دارند. فعال سازي بخش خصوصي به اين معناست که از اين حجم سرمايهگذاري که کاملا از آنها غفلت کردهايم بتوان بهرهمند شد. سرمايه ايرانيهاي خارج از کشور حجم قابلقبولي است که بايد آن را به سوي بخش خصوصي بهويژه گردشگري جذب کرد. بنابراين فعال سازي بخشخصوصي به آن معني است که از اين ظرفيت غفلت نکنيم. بنابراين ميتوان تورهاي مختلف گردشگري در خارج از کشور داشت و در انواع و اقسام گردشگري تورهاي گردشگري بهراه انداخت . از انواع گردشگري ميتوان به گردشگري پزشکي، علمي اشاره کرد که گردشگران آن در کشور حضور دارند و امروز در عرصههاي مختلف شاهد رفتوآمد گردشگران در سطح شهرها و مناطقگردشگري ايران هستيم. علاوه براين در بخشاقتصادي نيز شاهد حضور گردشگران تجاري و صنعتي به کشور است. گردشگران طبيعت نيز پذيراي گردشگران طبيعت گرد هستند. اين ارتباطات به همراه فعالسازي بخشخصوصي ميتواند مردم را وارد ميدان گردشگري کند. ورود مردم به اين ميدان قطعا منشأ تحرکبزرگ در صنعت گردشگري است و بايد به ورود پايدار مردم به اين عرصه برنامهريزيهاي لازم صورت بگيرد. در واقع يکي از ارکان مهم در صنعت گردشگري مردم هستند که در زمينههاي مختلف قادر به کمک به اين حوزه هستند. بهعنوان مثال گردشگر بهعنوان استفادهکننده از صنايع وابسته گردشگري مانند صنايعدستي ميتواند به توسعه گردشگري در کشور کمک کند. توسعه خدماتگردشگري گردشگران ايراني را به بازديد از مناطق تاريخي و ديدني ايران مشتاق ميکند. بنابراين همچنان ميتوانيم بر اساس سياستگذاريهاي درست و با کمک دولت و بخش خصوصي با قدرت بيشتري در بخشخصوصي قدم برداريم. آنچه بيش از هميشه به آن محتاجيم حضور قدرتمند گردشگران در توسعهگردشگري کشور است تا آنها ياريگر دولت براي شناسايي و معرفي مناطق گردشگري ايران باشند.