روز گذشته و پس از جدايي استراماچوني، وزير ورزش با استعفاي فتحي مديرعامل استقلال موافقت کرده است. بهنظرم يک مقدار مماشات صورت گرفته است. به هر حال اگر قرار است مديري براي مجموعه ورزشي انتخاب شود بايد اين موضوع با منطق انجام شود. همچنين به سوابق اجرايي افراد در گذشته توجه کنيم که در پستهاي قبلي خود موفق بودند يا نتوانستند موثر باشند. افراد زيادي در پستهاي مختلف مشغول به فعاليت هستند، اما در سمتهاي خود تاثيرگذاري ندارند. آنها بهطور صرف سوابق خود را طبق سياستهاي مشخص درست کردند و به طور اصولي اين گونه انتخابها طبق باندبازي، گروهي، قبيلهاي و سياسي است. اگر افراد با سياست آقايان پيش بروند براي مديريت انتخاب ميشوند در غير اينصورت اين اتفاق رخ نميدهد.بههر حال اين حق طبيعي مردم و جامعه است که از مسئولان بخواهند کساني را انتخاب کنند که کارآمدي داشته باشند. اگر ساختار مديريتي درست باشد در آن صورت هر مديري که براي يک باشگاه انتخاب ميشود به سمت بهترشدن تشکيلات حرکت ميکند و اين ديدگاه براي باشگاهها خيلي خوب است، اما در سطح کلان هم شاهد اين موضوع نيستيم. ما بايد آگاه باشيم که هر دولتي خدماتي داشته است و بايد آن بخش که خوب بوده استمرار دهيم و ضعف را به قوت تبديل کنيم. در عرصه ورزشي هم بايد همين اتفاق رخ بدهد. بايد ببينيم چه نکات مثبتي را داشتند و آنها را پيگيري کنيم و نکات ضعف را تبديل به قوت کنيم. اما متاسفانه، چون نگاه عالمانه در انتخاب اصلح وجود ندارد شاهد حواشي هستيم که نميتواند اثر مثبتي براي آن تشکيلات داشته باشد و دل علاقهمندان به آن رشته و باشگاه را شاد کند. به هر حال هر فردي از طريق واسطهاي براي برعهده گرفتن سمتي معرفي ميشود. مهم اين است فرد مدنظر مدير کارآمدي باشد. همچنين اينگونه نيست که در ورزش فقط بحث اقتصاد مطرح باشد و امروز در سطح دنيا از ورزش بهرهبرداري سياسي، اجتماعي و فرهنگي ميشود. همه مديران شبيه هم هستند، چون باشگاه را بهطور روزمرگي اداره ميکنند. ما بايد به اين سمت برويم که اگر مديراني به ورزش ميآوريم کارآمد و اثرگذار باشند. من يا فتحي فرقي نداريم. به هر حال خاطرات مردم است که قضاوت ميکند چه کساني داخل ورزش موفق بودهاند يا نبودهاند. ما کساني را داشتهايم که يک باشگاه و تشکيلات آن را نابود کردهاند و افراد موفقي هم داشتهايم و نميتوانيم با يک چوب همه را برانيم. استقلال مشکل مالي دارد، اما آنها ميخواهند بازيکن خارجي در نيم فصل جذب کنند. به هر حال زماني که به بازيکن داخلي حقوق نميدهند و قادر به انجام تعهد نسبت به بازيکن خارجي نيستيد اين مشکلات پيش ميآيد که مربي تيم را ترک ميکند. اين موضوع نشان ميدهد نه تنها نظارت و دخالتي وجود ندارد بلکه خودشان هم در اين اتفاقات ميتوانند شريک و سهيم باشند.