هرچه زمان جلوتر ميرود فضاي جامعه بيشتر انتخاباتي شده و اظهارنظرها از دومنظر بيشتر رخ عيان مينمايد. از يکسو بحث و نظر پيرامون مشارکت مردم و آوردن آنان به پاي صندوقهاي رأي بهعنوان انتخابکنندگان و در ديگرسو تشويق و ترغيب کساني که داراي پتانسيل و توانمندي نمايندگي مردم را دارند بهعنوان انتخابشوندگان بيشتر ميشود. درهمين رابطه ليدرهاي هردو جريان سياسي اصلاحطلبي و اصولگرايي به ميدان آمده و سعي در اقناع حاميان خود براي مشارکت دارند. اصولگرايان هنوز تکليفشان مشخص نيست و درگير دعواهاي درون جناحي خويش هستند. در درون جريان اصلاحطلبي هم اما وضعيت بهگونهاي است که به علت عملکرد نامطلوب دولت روحاني بهويژه در دوره دوم و نمايندگان مجلس و شوراي شهرتهران که با حمايت اصلاحطلبان راي آوردهاند و بهخصوص فعل و انفعالات و حوادث اخير که موجب يأس و دلزدگي بدنه اجتماعي و درنتيجه تصميم به قهر با صندوقهاي راي شده و ازجانب طيفي از اصلاحطلبان نواهاي نگرانکنندهاي مبني بر عدم مشارکت و تحريم انتخابات به گوش ميرسد که به مثابه سمي مهلک براي بقا و تداوم اصلاحات است دراين بين اما بازهم نقشآفريني رهبريت کاريزماتيکي چون رئيس دولت اصلاحات ضروري و اجتناب ناپذير مينمايد. درحالي که کمتر از 3 ماه به موعد برگزاري انتخابات مجلس يازدهم زمان باقي مانده و با آغاز ثبتنام نامزدها انتخابات رسما وارد فاز اجرايي گرديده و اصلاحطلبان اصيل و شناسنامهدار با پتانسيل رايآوري بالا که به لحاظ برخي محذورات انگيزه و رغبت آنچناني براي ثبت نام و حضور به کارزار انتخاباتي نداشتند، بهطوري که اين خود بيانگر آسيبي جدي و اساسي بر پيکره يک جناح سياسي به شمار ميرود که اگر عقلا و زعماي قوم تدبيري انديشه نکنند اي بسا اثرات مخربي بر پيکره و اساس آن حزب يا جريان سياسي وارد کرده و چون خوره از درون تهي سازد. همچنان که درصدر مطلب گفته شد جريان اصلاحطلبي بهرغم تمامي مشکلات و مصائب پيش رو به علت برخورداري از پشتوانه و عقبه مردمي و دارابودن رهبريت کاريزماتيک رئيسجمهور دوران اصلاحات با ممزوج نمودن اخلاق و سياست و استفاده از خرد جمعي جرياني سياسي تحولخواه و معتقد به ايده مردمسالاري که از دوم خرداد 76به اين سو استارت آن زده شده که تابه امروز اين نهال نوپاي دموکراسيخواهي و مردمسالاري درجامعه ريشه دوانده و شاخ و برگ گسترده است که نياز به صيانت دارد. در سوي ديگر مجلس شوراي اسلامي با دارابودن نمايندگاني تحولخواه يکي از ارکان اصلي صيانت رهبر کاريزماتيک جريان اصلاحطلبي است که از هر دوسوي جريانات سياسي تندرو (اصولگرا، اصلاحطلب) مورد هجمه قرار ميگيرد اما همه اين نامهربانيها را به جهت لطمه نديدن اصلاحطلبي سالهاست تحمل کرده و ميکند. وي چندي است که سيبل تهاجم گروهي از درون جريان اصلاحطلبي که معتقد به مشارکت مشروط يا عدم مشارکت در انتخابات بوده و هستند قرار گرفته است، ولي بنا به گفته خودش: همه را فداکاري براي ايران دانسته و تمامي زخم زبانها و نيش و کنايههاي دوست و دشمن را به جان خريده است. اکنون کساني که از شخصيت تاثيرگذار رئيس دولت اصلاحات درکشاندن مردم به پاي صندوقهاي راي وحشت دارند که اينگونه به تب وتاب افتادهاند. اخيرا تحليلهاي بسياري از موضعگيريهاي اخير ايشان صورت گرفته است. برهمين مبناست که افراطگرايان از هر دوسو محبوبيت و مقبوليت همهجانبه اين اسوه اخلاق و رواداري را بر نتابيده از هر طرف او را آماج تيرهاي زهرآگين قرار ميدهند. دراين راستا ميتوان گفت که همآوايي دوستان به ظاهر اصلاحطلب و دلواپسان و براندازان خارجنشين در هتاکي و هجمه به ايشان بيش از هرچيزي مويد اعتبار و شخصيت کاريزماي اوست.