پژمان بازغي:
سال 96 برايم 30 درصد ماليات نوشتهاند
بازيگر فيلم سينمايي «يک کاميون غروب»، گفت: 17 درصد از دستمزدمان بابت بيمه و ماليات کم ميشود يعني تهيهکننده ميگويد که من 17 درصد ماليات و بيمه شما را به تلويزيون پرداخت ميکنم و در نتيجه شما داريد ماليات را پرداخت ميکنيد.پژمان بازغي درباره ماليت بازيگران و هنرمندان، اظهارداشت: قبل از اينکه اين اتفاقها بيفتد از اداره ماليات برايم يک پيامک آمد که بياييد تکليف ماليات سال 96 را روشن کنيد. رفتم و ديدم که در کمال ناباوري حدود 30درصد برايم ماليات نوشتهاند. ماليات را از جايي نوشتهاند که در تصوراتشان بوده است.وي ادامه داد: ماجرا اين بوده که گفتهاند شما در سال 96 اين فيلمها را بازي کردهايد، براي هر فيلم 300 ميليون گرفتهايد و بايد 30 درصدش را ماليات بدهيد. در حاليکه چنين رقمهايي حداقل در حيطه کاري من وجود ندارد. فيلمها قيمتهايشان ثابت نيست. ممکن است که در يک فيلم چند ماه کار کنيد و بابت اين چند ماه کار دستمزد بگيريد يا بعضي فيلمها را در حد چند جلسه کار کنيد که قطعا ميزان کمتري دستمزد خواهيد گرفت.بازغي عنوان کرد: حرف من اين است که اتفاقا ماليات يکي از بخشهاي درآمدي هر کشوري است. در کشورهاي ديگر اين مالياتها خدماتي دارند، مثل درمان. اگر قرار است از صنف ما ماليات بگيرند، ما يک سنديکا تشکيل ميدهيم که مانند ساير اقشار جامعه ساعت کاري مشخص داشته باشيم مثلا روزي 8 ساعت کار کنيم نه روزي 14 ساعت. صندوق بازنشستگي، بيمه از کار افتادگي، بيمه بيکاري داشته باشيم. اينکه ما را مقابل مردم قرار ميدهند که دستمزدهاي ميلياردي ميگيرند، من تا به حال نديدهام و يا حداقل در قراردادهاي من وجود نداشته است. من تا به حال در پروژهاي که حرف و حديث داشته باشد، شرکت نکردهام.
صندوق بازنشستگي هنرمندان نداريم
اين بازيگر عنوان کرد: طبيعتا ما هم دوست داريم ماليات بدهيم ولي ما سنديکا نداريم. براي اينکه شفافسازي شود ميگويم که بسياري از مشاغل در سينما اولا خويشفرما بيمه ميشوند. يعني خودمان، خودمان را بيمه ميکنيم. مثلا دفترچه بيمه من مهر خورده است که بيمه خويشفرما که شامل حدود 10 درصد برخي از اتفاقات درماني من و خانوادهام ميشود. مساله دوم اين است که ما صندوق بازنشستگي هنرمندان نداريم. خانه سينما يک نهاد غيرانتفاعي است. يعني نميتواند درآمد داشته باشد و نميتواند صندوقي تشکيل بدهد. از اسمش مشخص است که خانه سينما است. يعني اصناف مختلف در کنار هم نشستهاند و در نتيجه نميتوانند تصميمگيري مالي کنند. اگر به مردم ميگوييد که هنرمندان ماليات نميدهند، اين را هم بگوييد که صندوق بازنشستگي ندارند، سنديکا ندارند، بيمه درمان ندارند و ... .اين هنرمند در گفتوگو با پشت صحنه «راديو تهران» اظهارکرد: ما در تلويزيون هم که کار ميکنيم، 17 درصد از دستمزدمان بابت بيمه و ماليات کم ميشود. يعني تهيهکننده ميگويد که من 17 درصد ماليات و بيمه شما را به تلويزيون پرداخت ميکنم و در نتيجه شما داريد ماليات را پرداخت ميکنيد. اگر من دارم به تلويزيون ماليات ميدهم، پس ديگر چرا بايد دوباره ماليات پرداخت کنم؟ اگر اين از قرارداد من کسر ميشود و چرا دوباره بايد ماليات بدهد؟ من موافق قانون پرداخت ماليات هنرمندان با خدماتش هستم. خيلي از کساني که خانهنشين شدهاند و متاسفانه کار نميکنند، بايد از کجا درآمد داشته باشند؟ پژمان بازغي در توضيحي درباره متني که در يکي از شبکههاي اجتماعي منتشر کرده است که از رأي دادنش پشيمان نيست، گفت: من به اين دليل از رأي دادن پشيمان نيستم چون از هيچ جناح سياسي حمايت نکردم، چون پول نگرفتم تا تبليغ کنم، من کسي را ترغيب نکردم که خلاف ميلش کاري را انجام دهد. به اين دليل پشيمان نيستم که الان نميخواهم از مردم حلاليت بطلبم. من در هيچيک از کارهاي تبليغاتي هيچ جناحي شرکت نکردم. بهعنوان يک ايراني و کسي که براي کشورش کار ميکند و در آن زندگي ميکند يک رأي داشتم و رأي خودم را انداختهام.وي درباره اينکه آيا موافق يا مخالف اظهارنظر سياسي سلبريتيها است، بيان کرد: من مخالفت يا موافقت کسي را تاييد نميکنم، چون آدم سياسي نيستم. من بهعنوان يک ايراني که در کشورش زندگي ميکند و رأي ميدهد، من هم رأي ميدهم.بازغي در پاسخ به پرسش يکي از مخاطبان برنامه که پرسيده بود آيا شما هم از «کودکشو» خداحافظي ميکنيد، گفت: خير. اگر براي «کودکشو» فصل بعدي هم وجود داشته باشد بازهم در خدمت شما هستم. من نميدانم دليل شخصي هنرمندان براي جداييشان چه بوده است. ما هم جزئي از مردم هستيم. حالا من شغلم اين است که فيلم بازي ميکنم، يکي شغلش طبابت است. ممکن است در کارهاي ديگر هم اشتباه وجود داشته باشد ولي کسي به آنها نميپردازد مانند داستان پرونده مرحوم عباس کيارستمي و پزشکان که حل نشد و کسي هم به آن نپرداخته، چون کسي، پزشکي که ايشان را عمل کرده بود نميشناخت و کسي او را در تلويزيون هم نديده بود، اما حالا ما را ميشناسند و فکر ميکنند هر طور که دلشان ميخواهد، رفتار کنند.