اشاره: آنچه ميخوانيد بخشهايي از متن سخنراني محمدرضا اصلاني در نشست رونمايي از کتاب نفيس مجموعه آثار خوشنويسي ميرزاغلامرضا اصفهاني به کوشش دکتر مظفر بختيار است که از سوي نشر کتابسراي نيک منتشر شده. مجموعه آثار خوشنويسي ميرزا غلامرضا اصفهاني در فصول سياهمشق، 145 قطعه؛ کتابت 47 قطعه؛ کتيبه و لوحهنگاري 17 قطعه؛ طرح مهر و واگيره 24 قطعه؛ شکسته 26 قطعه؛ تعليمي و سطرنويسي 46 قطعه و مستندات 7 قطعه تابلو و اثر هنري از ميرزا غلامرضا به چاپ رسيده است. اين آثار از 30 مجموعه شخصي، چهار موزه و کتابخانه دانشگاه تهران جمعآوري و عکاسي شدند.
از سه منظر بايد به اين کتاب نگاه کرد: يکي اهميت هنر ميرزا غلامرضا است، دومي اهميت مولف آن مرحوم دکتر بختيار است و قسمت سوم کار ارزندهاي است که ناشر و تيم فني کتاب براي چاپ آن انجام دادند. دکتر بختيار از سال 64 کار را شروع کرد. باتوجه به اينکه از ميرزا غلامرضا آثار غيراصل بسياري موجود هست، کارشناسي و دستيابي به نسخه اصلي آثار ايشان کار سخت و زمانبر و حساسي بود که دکتر بختيار با ظرافت و دقت بسياري انجام دادند. دکتر بختيار کار پژوهشي عظيمي را انجام داد و تمام سعيشان اين بود که اين آثار اصيل باشد و کپي نباشد. خود دکتر بختيار از معتبرترين کارشناسان بود، بااينحال ايشان از نظر کارشناسي افراد ديگر مانند آقاي عتيقي و کارشناسان ديگر هم استفاده ميکردند تا از اصالت آثار مطمئن باشند. اينها را به انضمام زندگينامه ميرزا غلامرضا در اين کتاب داريم. زندگينامهاي هم که دکتر بختيار جمعآوري کرده بسيار ارزنده و درخور است.
با توجه به اينکه ما آثار مکتوب بسيار کمي داريم و آنچه که هست بيشتر در مدح آثار است و قطعات مکتوب کمي موجود است که اشاره شده در آن به هنر ميرزا غلامرضا اما زندگينامهاش بهصورت کامل نبود. و آنچه در اين کتاب داريم حاصل تلاش و پژوهش عظيم دکتر بختيار است. اين پژوهش را دقيقا از 64 شروع کردند و تا پايان حياتشان يعني 94 مشغول جمعآوري و پژوهش بودند. دقيقا 30 سال تلاش ايشان را ما در اين کتاب داريم. ده سال پاياني عمرشان سرعت کار بهدليل بيماري کم شده بود اما همچنان مشغول بودند. اگر دو فرزندنشان پس از ايشان نبودند اين کار به سرانجام نميرسيد. بخش قابل توجهي از کار را ليتوگرافي هم کرده بوديم، عکاسي کرده بوديم، اما بعدا در ده سال بعد از شروع کار، ديگر آن تصاوير خيلي به کار نيامد، چون ابزارهاي جديد و تکنولوژي جديد ديجيتال آمده بود. و دکتر بختيار باتوجه به وسواس کاري شديدي که داشتند گفتند که مجدد عکاسي بشود و از آن ليتوگرافي اوليه استفاده نکردند. در همين ميان بود که ما کار را به انتشارات کتابسراي نيک سپرديم و انصافا با گشادهدستي و گشادهرويي کار را قبول کردند. چون کمتر نشري بود که با وسواس دکتر بختيار بتواند کنار بيايد. اما من شاهد بودم که وقتي مثلا دکتر بختيار به رنگ بخشي از گوشه کار در عکاسي ايرادي ميگرفتند ناشر با صبوري کنار ميآمد. حتي مقدمهاي که دکتر نوشتند شايد بيستبار خود دکتر بختيار آن را بازنويسي کردند و ناشر کنار ميآمد. چون دکتر ذاتا آدم محققي بود و تا پايان هم داشت همين مقدمه را اصلاح ميکرد، دسترسي به منابع کتابخانه بريتيشموزيم، کتابخانه دانشگاه تهران و... داشتند و با وسواس زيادي با ريزبيني بسيار زيادي و وسواس علمي کار را پيش ميبردند. اين صبوري ناشر بخش سوم ماجرا بود.
اما درباره خود ميرزا غلامرضا. ما خوشنويسان بسيار بزرگي داشتهايم در طول تاريخ و تنها خوشنويساني که در دنيا ميتوان با خوشنويسان ايراني مقايسه کرد خوشنويسان چيني هستند که آثارشان فقط تکنيک ندارد و واقعا خوشنويسيشان يک هنر اعلا است. يک راهبرد ذهني و عيني است درواقع. همين مساله در خوشنويسي ما به نحو ديگري وجود دارد. تقريبا ميتوان بگويم که تمام خوشنويسان ما جزو گروه عرفا بودند. يک سبقه عرفاني دارند. يک تمرکز عرفاني گويا براي خوشنويسي وجود دارد.
يکي از تفاوتهاي ميرزا غلامرضا با خوشنويسان قبلي در کرسيبندي نستعليق است. بعد از ميرعماد سبک کاملا متمايزي ايجاد کرد. همچنين يک کار شاخص ديگري که ميرزا غلامرضا کرده بود، تبديل سياه مشق به يک هنر بود و با خوشنويسي سياهمشق، سياهمشق را بهعنوان هنري مجزا معرفي کرد. سياهمشق را به هنري اصيل تبديل کرد که مضمون خط در سياهمشق مطرح نيست و خود حروف نقش بنيادين پيدا کردهاند و ناقل زيباييشناسي شدهاند و در ذات خودشان مطرح شدند نه در معنايي که به ذهن متبادر ميکنند. اين کار را بعدها در کار هنرمندان اروپايي هم ميبينيم. شايد بتوانيم بگوييم که واضع اين امر ميرزا غلامرضا است. هرچند آنقدر که بايد به آن نپرداختهايم و ميتوانستيم آن را به دنيا عرضه کنيم بهعنوان هنر ميرزا اما نکرديم.