«ماليات جايگزين نفت ميشود». جملهاي که ديگر به يک کليشه تبديل شده است. هر مسئول و نمايندهاي هم که در هر جمعي حاضر ميشود اين سخن را به جمله «تحريمها تبديل به توفيق اجباري شدهاند»، پيوند ميزند تا افزايش مالياتها مقبوليت بيشتري بين جامعه پيدا کند. البته از لحاظ علمي هم مالياتها علاوه بر رشد درآمد دولت، شفافيت را هم به اقتصاد بازميگرداند و کمتر کارشناسي را ميتوان يافت که مخالف افزايش پايههاي مالياتي باشد. در اين حال صحبتهاي اين گروه از مسئولان اين اميد را به وجود ميآورد که با لغو معافيتها و برخورد با فرارهاي مالياتي هزينههاي بودجه بدون نفت را تامين کنند، اما درعمل به نظر ميرسد همان بخش شفاف اقتصاد که بيشترشان درآمد چنداني ندارند به راحتالحلقومي تبديل شدهاند که دولت هرگاه با کاهش درآمدهاي نفتي مواجه ميشود اين گروه را تحت فشار ميگذارد. زيرا همچنان همان گروهها و اقشاري معاف از ماليات هستند که آورده چنداني براي اقتصاد ندارند. يکي از اين گروهها بازيگران، کارگردانان، خوانندهها و در کل هنرمنداني هستند که تصميمگيران، آنها را با انتشارات و مطبوعات همکاسه کردهاند تا معافيت مالياتي آنها توجيهپذير باشد. در حالي که هرساله گروهي از اين افراد بودجه هنگفتي را دريافت ميکنند تا از طريق آن، فيلمها و سريالهايي عليه دولت بسازند که نمونه بارز يکي از اين سريالها در بهار و تابستان امسال در شبکه سه به نمايش درآمد. يا امروز خوانندههايي بر سر کار آمدهاند که با برگزاري يک شب کنسرت، ميلياردر ميشوند، اما فيلمهاي منتشرشده نشان ميدهد که حتي توان اجراي زنده روي صحنه را ندارند و با لبزدن به مخاطب خود کمفروشي ميکنند. اما همين افراد، اکنون که از کاهش معافيت مالياتي سلبريتيها صحبت به ميان آمده دولت را به انواع مختلف تهديد ميکنند. در همين زمينه پيام دهکردي که سابقه بازي در سريال «گاندو» را در کارنامه دارد، اخيرا اعلام کرده است که اگر معافيت مالي هنرمندان لغو شود، قيام خواهد کرد! البته اين بازيگر هم دلايل خاص خود را دارد. در کنار او، هنرمنداني هم حضور دارند که خود نسبت به تبعيضآميزبودن اين معافيتها انتقاداتي را مطرح کردهاند. در اين بين، همزماني مطرحشدن اين بحث با بيانيهاي که گروهي از هنرمندان با عنوان «صداي آبان» منتشر کردهاند، اتهام سياسيکاري را متوجه دولت ميسازد؛ گروهي از کارشناسان هم ادامه معافيت مالياتي هنرمندان را بهنوعي پرداخت حقالسکوت به سلبريتيهايي ميدانند که با بودجههاي عمومي برنامه ميسازند، محبوب ميشوند و در اينستاگرام فالوئر جمع ميکنند تا در مواقع لزوم افکار عمومي را تحت تاثير قرار دهند. همانهايي که شعار مردميبودن سر ميدهند، اما آمريکا و کانادا را براي تولد و شناسامهگرفتن فرزند خود ترجيح ميدهند و حاضر به پرداخت ماليات در کشوري نيستند که کارگران و کارمندان در آن ماليات ميپردازند. اين افراد حتي در فيلمها و برنامههاي خود فرار مالياتي پزشکان را به بوته نقد و به بيان بهتر سخره ميگيرند، اما سر بزنگاه به اسم مردم بيانيهاي عليه دولت منتشر ميکنند تا تاثير خود بر افکار عمومي را نشان دهند. اما براي مردم و شهروندان اهميتي ندارد که بازيگر و خواننده محبوب آنها معاف از ماليات باشد، امروز جامعه به دنبال رفع تبعيضي است که در آن همان سلبريتيها با بيشترين درآمد، معاف از ماليات هستند، اما گروههاي کمدرآمد جامعه بهموقع بايد ماليات خود را بپردازند.
راه حمايت از هنر معافيت مالياتي نيست
يک اقتصاددان در گفتوگو با «آرمان ملي» ميگويد: دولت اعلام کرده است که قصد دارد بودجه جاري سال آينده را بدون اتکا به درآمدهاي نفتي تنظيم کند. اين براي اولين بار است که چنين اتفاقي رخ ميدهد؛ زيرا شواهد نشان ميدهد که ميزان صادرات نفت کشور بسيار کاهش پيدا کرده و فروش آن به حدي نيست که بتوان روي آن حساب ويژهاي باز کرد. وحيد شقاقيشهري ادامه ميدهد: زماني که دولت از بودجه بدون نفت صحبت به ميان ميآورد، بدين معناست که ميخواهد درآمد مالياتي خود را افزايش دهد. در بيشتر کشورهاي دنيا بيش از 80 درصد هزينههاي دولت از طريق ماليات تامين ميشود. در حالي که در اقتصاد ايران ماليات يک مولفه تزئيني بوده و کمتر از 30 درصد بودجه دولتها از ماليات تامين شده است. چنانکه بعد از نفت، اوراق بدهي و واگذاريها بخشي از هزينه مورد توجه دولتها قرار دارد. بنابراين ميبينيم که ماليات در اقتصاد ايران جايگاه بالايي نداشته است. از آنجايي که برقراري نظام جامع مالياتي براي دولتها مورد اهميت نبوده، به همين دليل آنها به سمت معافيتهاي مالياتي رفتهاند و به توسعه پايههاي جديد مالياتي بهايي ندادهاند. او با اشاره به سنتيبودن نظام مالياتي ايران، ميافزايد: عدماستفاده از سيستمهاي مدرن شفافيت را از بين برده و عدهاي هم بدون دليلي خاص از پرداخت ماليات معاف شدهاند. اما نکته حائز اهميت اين است که اين معافيتها هيچگاه سود و منفعتي براي ايران نداشتهاند. حتي ميتوان اين معافيتها را يکي از دلايل رشد فساد، رانت و بده و بستان در اقتصاد دانست. اين معافيتها نهتنها سودي نداشتهاند، بلکه مصداق عيني تبعيض در جامعه به حساب ميآيد. هرگز گزارشي از اثرگذاري اين معافيتها منتشر نشده که حداقل مردم و کارشناسان بدانند که اشخاص حقوقي و حقيقي که ماليات نميپردازند چه آوردهاي براي کشور داشتهاند؟ شقاقي همچنين توضيح ميدهد: نبايد فراموش کنيم که پشت هر معافيتي، يک فساد و رانتي خوابيده است. متاسفانه اخباري به گوش ميرسد که گويا برخي نمايندگان لابيهاي گستردهاي را ايجاد کردهاند و از طريق اعطاي معافيت به هر حال به منافع خود ميرسند. متاسفانه امروز برخي از مناطق اقتصادي از معافيتهايي برخوردارند که خود باعث رشد شرکتهاي صوري در اين مناطق شده است. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي تصريح ميکند: حال در اين شرايط که توده مردم و دهکهاي کمدرآمد فشار مضاعفي را تحمل ميکنند و دولت بهدنبال اصلاح قيمت بنزين و يارانههاي پنهان است، پس ادامه اين معافيتها توجيه و دليل منطقي حداقل از لحاظ اقتصادي ندارد. زماني که دولت راهي براي فروش گسترده نفت ندارد، بايد اهتمام ويژهاي براي اصلاح نظام مالياتي کشور داشته باشد. وي با اشاره به ادامه معافيت مالياتي فعاليتهاي هنري، فرهنگي، انتشاراتي و مطبوعاتي اظهار ميکند: به هر حال دولت بايد از فرهنگ و هنر حمايت کند. اما راه آن ايجاد معافيت نيست؛ اقتصاد ما امروز از نبود شفافيت رنج ميبرد. ماليات نيز ابزاري براي بهبود شفافيت است. حال براي اينکه فعالان حوزه فرهنگي و هنري متوجه فشاري نشوند، ميتوان سقفي براي آنها در نظر گرفت. او اضافه ميکند: امروز در کنار شرکتهاي فرهنگي که اشخاص حقوقي به حساب ميآيند، افراد حقيقي يعني هنرمندان هم فعاليت دارند. امروز برخي از هنرمندان داراي دستمزدهاي نجومي و درآمدهاي ميلياردي هستند. امروز از در فيش حقوقي کارگران و کارمندان قسمتي با عنوان ماليات بر حقوق ديده ميشود، اما چطور بازيگراني که دريافتي ميلياردي دارند نبايد ماليات بپردازند؟ اين يکي از نمادهاي تبعيض در جامعه به حساب ميآيد و اين امر روح و روان ملت را آزار ميدهد. شقاقي يادآور ميشود: انتظار ميرفت که دولت امسال معافيتها را حذف کند، اما گويا اين انتظاري بيش از حد از دولت است. البته بايد پذيرفت که در شرايط کنوني اقتصاد، انتشارات و مطبوعات به سود چنداني دست پيدا نميکنند و قطعا توان پرداخت ماليات ندارند، اما بايد بين اشخاص حقيقي و حقوقي تفکيک قائل شد و اتفاقا براي هنرمنداني که دستمزد بالايي دارند ماليات بيشتري در نظر گرفت. در اين ميان دولت حتي با پرداخت تسهيلات ارزانقيمت ميتواند به حمايت از فعاليتهاي فرهنگي نظير فعاليتهاي انتشاراتي و مطبوعاتي جنبه عملي ببخشد. او البته هشدار ميدهد که اگر براي هنرمندان مالياتي وضع شود، بعيد است که آنها حاضر به پرداخت مستقيم آن شوند. اين افراد قطعا در قراردادهاي خود شرکتهاي طرف مقابل را مجبور به پرداخت اين ماليات ميکنند؛ نظير آنچه امروز در فوتبال کشور مشاهده ميشود، اما با وضع ماليات بر مجموع درآمد و ماليات بر ثروت ميتوان راههاي مختلف دورزدن ماليات را مسدود کرد. به هر حال امروز هر که زور بيشتري دارد، انتفاع بيشتري از اين سيستم ميبرد و قشر ضعيف فشار بيشتري را تحمل ميکنند.
باجدهي دولت به سلبريتيها
يک فعال کارگري در گفتوگو با «آرمان ملي» ميگويد: برخلاف گذشته که منابع مالي بودجه به درآمدهاي نفتي وابسته بود، طي چند سال اخير ما با محدوديتهايي مواجه شديم و اهميت اخذ ماليات افزايش يافت، طوريکه در حال حاضر مهمترين و رسميترين درآمد کشور به منابع مالياتي مربوط ميشود. زيرا درآمدهاي نفتي قابل اعتنا نيست و دولت هم بودجه جاري سال 99 را بدون در نظر گرفتن منابع نفتي تنظيم کرده است. حميد حاجياسماعيلي اظهار ميکند: مبناي دريافت ماليات در تمام کشورهاي دنيا مبتني بر درآمد است. چنانکه هر کس درآمد و ثروتي دارد، بايد ماليات آن را بپردازد. حال هر کس که داراتر باشد ماليات بيشتري هم پرداخت ميکند، در گروههاي کمدرآمد معافيت خاصي وجود ندارد. اما گويا در ايران ماجرا به شکل ديگري رقم خورده، هر که درآمد و ثروت بيشتري دارد، ماليات کمتري هم پرداخت ميکند يا معاف از ماليات ميشود. اينها بدعتهاي جديدي است که در دنيا به وجود آمده و نظير آن را نميتوان يافت. او ميافزايد: دولت امروز بايد با جديت بيشتري افزايش پايههاي مالياتي را دنبال کند و معافيتهاي موجود را تمام و کمال لغو کند. اين معافيتها آسيب جدي به اقتصاد وارد ميکند. همين معافيتها باعث شده تا شرکتهاي رانتي و خصولتي زمام بازار را در دست بگيرند و بخش واقعي اقتصاد را از فضاي کسبوکار دور نگه دارند. اين گروههاي رانتي که به بيشترين درآمدها و بودجهها دسترسي دارند و با صادراتي که انجام ميدهند ارز قابلتوجهي را به جيب ميزنند، اما نکته جالب توجه اين است که مالياتي هم نميپردازند. حتي بعضي از سازمانها و ارگانها ديده ميشوند که يا فعاليتي انجام نميدهند يا فعاليتهاي آنها ضددولت است، اما صرفا يک مکاني را براي بودجهخوري راهاندازي کردهاند و از بودجه کشور به محل درآمدزايي آنها تبديل شده است. اکنون ديگر وقت آن رسيده که بودجه اين نهادها قطع شود و اگر هم ميخواهند فعاليتي انجام دهند ماليات آن را بپردازند. اکنون بيش از 50 درصد بخش غيردولتي را خصولتيها تشکيل دادهاند، پس اگر دولت سوداي توسعه و بهبود نظام مالياتي را در سر دارد بايد اين افراد هم ماليات بپردازند. حاجاسماعيلي با اشاره به تحريمها و فشارهاي اقتصادي آمريکا عليه ايران توضيح ميدهد: اين فشارها فقط روي دولت نيست، بلکه مردم و بخش خصوصي هم با مشکلات و رنج عديدهاي دست و پنجه نرم ميکنند. بخشي که بيشترين ماليات را ميپردازد. اين کارشناس اقتصادي با اشاره به معافيت مالياتي هنرمندان تشريح ميکند: امروزه بسياري از فعالان حوزه سينما و تلويزيون درآمد چند برابري نسبت جامعه کارگري و کارمندي دارند. چنانکه دريافتي بعضي از آنها از سود و درآمد برخي از تاجران و بازرگانان پيشي گرفته و اين تفاوتشان اين است که بازيگران در مدت زمان کوتاهي به اين درآمد دست پيدا ميکنند، اما تاجران حتي روزهاي تعطيل را مشغول به فعاليت هستند. اتفاقا اين گروه از هنرمندان بايد در اولويت موديان مالياتي قرار بگيرند. تاکيد رئيس سازمان برنامه و بودجه بر ادامه معافيت مالياتي اين گروه از اخبار شوکآوري بود که در شرايط کنوني جامعه را بيش از هر زماني نااميد ميکند. حال از نمايندگان مجلس انتظار ميرود که در مقابل اين رويه بايستند و از هر فرد و شرکتي متناسب با درآمد و ثروتي که دارند ماليات بگيرند. حاجاسماعيلي با اشاره به بيانيهاي که اخيرا جمعي از هنرمندان با عنوان «صداي آبان» امضا کردهاند خاطرنشان کرد: متاسفانه بسياري از تصميمات سياستزده هستند و بسياري از مسائل اقتصادي تحت تاثير تصميمات سياسي به اجرا گذاشته ميشوند. اين نگاه سياسي باعث ميشود که منافع بلندمدت کشور قرباني خواستههاي گروهي خاص شود. از اين رو هر بار گروهي باجخواهي ميکند و دولت هم مقابل آنها رفتاري منفعلانه دارد. بدون تعارف ادامه اين معافيتها يک نوع باجدهي به افرادي است که به دليل فعاليتي که در شبکههاي اجتماعي دارند، ميتوانند له يا عليه دولت اقداماتي انجام دهند، البته اين تصميم صرفا از دولت بيرون نيامده و افراد ديگري در اين تصميمگيري دخيل هستند و به نظر ميرسد که اکنون هم تحت تاثير فضاي سياسي کشور قرار بر ادامه معافيت مالياتي افرادي است که درآمدهاي ميلياردي در اختيار دارند.
فرهنگ از اقتصاد مهمتر است!
در حالي که طي چند روز اخير مردم در شبکههاي مجازي نمايندگان مجلس رو مورد خطاب قرار داده و از آنها ميخواهند لغو معافيت مالياتي سلبريتيها را در دستور کار قرار دهند، اما به نظر ميرسد که تعداد زيادي از نمايندگان هم نظري مشابه محمدباقر نوبخت دارند و ادامه معافيت مالياتي گروهي از ميلياردرها را به نفع فرهنگ و هنر کشور ميدانند! در همين زمينه يک عضو کميسيون اقتصادي مجلس در گفتوگو با «آرمان ملي» ميگويد: لازم است که معافيت مالياتي فعاليتهاي هنري، فرهنگي، انتشاراتي و مطبوعاتي ادامه داشته باشد. معصومه آقاپور عليشاهي ميافزايد: من جزو موافقان اين پيشنهاد هستم؛ زيرا فرهنگ، از اقتصاد هم مهمتر است. به گفته او اگر قرار باشد معافيت اين گروه لغو شود، يعني هنرمندان جز و نشريهها، جرايد و انتشارات هم ماليات بپردازند که اين امر فرهنگ کشور را دچار آسيب ميکند. نبايد فرهنگ را فداي چند مورد استثنائي کرد. آقاپور درباره تعريف پايههاي جديد مالياتي براي هنرمنداني که درآمد ميلياردي دارند توضيح ميدهد که اين افراد بايد مشمول ماليات بر عايدي سرمايه شوند. لغو اين معافيتها باعث ميشود اکثريت فداي اقليت شود. اين نماينده مجلس درباره فضاي عمومي مجلس نسبت به اين طرح ميگويد که هنوز فضايي شکل نگرفته و طي ماههاي آينده درباره آن تصميمگيري ميشود.