فراکسيون اميد، فراکسيون منتخب اصلاحطلبان است و اکثريت قريب به اتفاق آن را نيروهاي اردوگاه اصلاحطلبان تشکيل ميدهند. اينکه فراکسيون اميد نتوانسته در مجلس موفق عمل کند و گامي جدي در راستاي مطالبات مردم بردارد، دليل نميشود که اين فراکسيون را چيز ديگري بناميم؛ فراکسيون اميد، فراکسيون اصلاحطلبان است، اما اصلاحطلبان ناموفق! ما در انتخابات گذشته تلاش زيادي کرديم تا مردم پاي صندوقهاي رأي بيايند و به اين افراد رأي دهند. حال اگر بخواهيم آنان را انکار کنيم، به خود ظلم کرده و کارنامه جريان اصلاحات را سياه کردهايم. به همين دليل معتقدم اعضاي فراکسيون، اصلاحطلباني بودند که به اقتضاي شرايط کارآمدي لازم را از خود بروز نداده و در برخي مسائل بد عمل کردند. کارنامه بخشي از اين افراد اساسا به جريان اصلاحات گره خورده و انکار آن ناممکن است. امروز چه کسي ميتواند بگويد آقايان عارف، حضرتي يا صادقي اصلاحطلب نيستند و نسبتي با جريان اصلاحات ندارند؟ نبايد اصلاحطلباني را که کاميابي لازم را در مأموريتهايي که به آنها محول شده، غير اصلاحطلب ناميد. عملکرد نه چندان مطلوب اعضاي فراکسيون اميد در طول دوره چهارساله مجلس دهم ميتواند سبب شود که دقت اصلاحطلبان در انتخاب کانديداها و معرفي آنها به مردم افزايش يابد. اصلاحطلبان بايد حساسيت ويژهاي براي گزينش افراد و توانايي آنها در موضوعات مرتبط با پارلمان داشته باشند و اگر قرار بر ارائه ليست از سوي جريان اصلاحات باشد، بايد کيفيت افراد نسبت به کميت و تعداد کانديداها در اولويت قرار گيرد. براي نمونه در شهر تهران که 30 کرسي نمايندگي وجود دارد، اگر 30 چهره کارآمد و برجسته اصلاحطلب تأييد صلاحيت نشده باشند، حتما نبايد ليستي 30 نفره داد يا با جريانهاي ديگر ائتلاف کرد. ليست ضعيف اما اصلاحطلب، دردي از مردم دوا نميکند و اين مسأله بايد مورد توجه قرار گيرد. اصلاحطلبي نه يک پروژه بلکه يک فرايند طولاني است. هرچند که فضاي سياسي کشور در حال حاضر عليه اصلاحطلبان است و شرايط را کمي سخت کرده اما ما اين تجربه را در زمان انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي داشتيم. در آن زمان و پس عدم تاييد صلاحيت گسترده نمايندههاي اصلاحطلب مجلس ششم، مردم و برخي جريانهاي سياسي از حضور در قدرت چشم پوشيدند و در نتيجه جريان رقيب با حداقل آرا وارد مجلس شد. تصور کنيد، اگر در انتخابات مجلس هفتم، رئيس مجلس ششم مجددا تأييد صلاحيت شده بود ميتوانست به مجلس راه يابد، آيا در اين صورت جريان اصولگرا به ليدري آقاي حداد عادل ميتوانست آنگونه بر سر راه دولت سنگاندازي کند و مشکل بيافريند؟