بستن

چامک به‌جای شعر

چامک به‌جای شعر
مرتضی اخگرکرفکوهی منتقد ادبی

علي‌رضا پنجه‌اي (1340-ساوه) شاعر، نظريه‌پرداز و منتقد ادبي، «چامک» را معادل انواع شعرکوتاه قديم و نو، به‌طور عام پيشنهاد داده است. وي علاوه بر پيشنهاد چامک به‌عنوان آلترناتيو و معادل براي هر‌گونه شعر کوتاه پارسي، پيشنهاد داده که حتي هايکو و گونه‌هاي قدمايي را مي‌توان در زبان پارسي چامک بناميم، چندان که چامه نيز درخصوص اشعار ساير زبان‌ها در پارسي و نير تمام گونه‌هاي شعري شايستگي فراواني بيشتري در محافل ادبي دارد، او در قبال تداول تمام گونه‌هاي چامه و چامک نزد مردم معتقد است: «چامه و چامک خاص به‌جوهره و غايت زيباشناسي نظر دارد.‌ اين ‌گونه‌ها با توجه به رشد فن‌آوري، قابليت تسري به نسل نو را دارد.»

پنجه‌اي در مورد گونه‌هاي جديد چامک و نيز ضرورت تاکيد بر چامه‌نگار و چامک‌نگار خطاب‌کردن به‌جاي چامه‌سرا يا چامک‌سرا چنين مي‌گويد: «هدف از اين تنوع و گونه‌گوني، پيش‌‌رونهادن انواع فرمت‌هايي ا‌ست که هريک توان فاصله از وضعيت خطي و پلکاني‌نويسي دارد، توان فاصله‌گذاري از نويسش شعر و تغيير به نگاره. چراکه چامه‌سرا يا چامک‌سرا معطوف به وزن و قافيه‌ بوده که آنها در زمان خود کاربرد مطلوبي داشته‌اند و در دوره‌اي هم نگاريدن چون در آن نقش‌بندي و ترسيم و نويسش هست نگاريدن در چامه‌ و چامک قابليت دلالت بر بهره از صوت، تصوير، ايموجي، انيميشن و پويانمايه و... را دارد، حتي اگر بگوييم چامه‌پرداز يا چامک‌پرداز مشموليت مقبول‌تري دارد. چون درهرحال چامه و چامک در هر صورتي که سيرت نماياند وسط آفرينش‌گر آن مورد پردازش قرار مي‌گيرد. درصورتي‌ که سراييدن و سرودن و گفتن و نويسش بيشتر معطوف به شعر موزون و گونه‌هاي شعر منثور پسانيمايي‌ و شاملويي ا‌ست. بنابراين بهتر است بگوييم چامه‌نگار يا چامه‌‌پرداز تا چامه‌سرا يا چامه‌نويس. چون نگاريدن و پردازيدن بر گونه‌هاي نو و تجربي نيز متمرکزتر دلالت مي‌کند.»

ايشان درخصوص چرايي پيشنهاد اين‌ گونه‌ها مي‌افزايد: «ما مي‌خواهيم شاعر را از بالا بکشيم پايين تا بشود چامه‌نگار يا چامه‌پرداز، ما آمده‌ايم تا ديوار بين او و مخاطب را بشکنيم، ما خواستيم چامه‌ و چامک‌نگار(پرداز) در خدمت زبانيت چامه و چامک باشد، نه آمر مطلق آن، آمديم بگوييم اين گونه‌ها و فرم‌ها هرآنچه زبان، توان برتافتن جلوه‌هايش را دارد، در هسته‌ مرکزي خود دارد.»

پنجه‌اي سپس درخصوص تاکيد بر بهره از فرمت‌هاي پيشنهادي‌اش مي‌گويد دموکراسي در چندصدايي يا پلي‌فونيک، بدون هنجارگريزي ناممکن است. هنجار اعتيادآور است، اگرچه در گفتم‌گفتي‌هاي حافظانه و در آثار منظوم کلاسيک و منظومه‌هايي مانند افسانه‌ نيما نيز وجه دراماتيک و نمايشي بوده، ولي زبان باز مطلق از سوي عقل کل بيان مي‌شود، اما در نمونه‌‌هاي چامه و چامک‌ موردنظر حتي خود چامه‌نگار و چامک‌نگار نمي‌داند کدام خوانش توسط مخاطب ارجح است و هرکسي از ظن خود تواند يار خوانش متن باشد؛ بنابراين چامه و چامک مي‌شوند مانند همان امکاني که يک ارکستر پديد مي‌آورد، هماهنگي سازها در جهت ارائه‌ يک پرفرمنس پر از صداي سازهاي ناهمگون اما هماهنگ. نمونه را مي‌توان در «چامک‌چيستان» يا «چيستانه» نمونه‌هاي روزآمد لغز و معما «چامک‌چارگوش» يا «چامک‌وسط‌چين» يا «چامک‌چرخانه» که نمونه‌ عيني نزديک به کارکرد چامه و چامک چندصدايي مي‌شوند گويي در تالار گفت‌و‌گوهايي که در ذهن شاعر امکان مطلقيت و تماميت‌خواهي نمي‌يابند، در فرمت‌هاي پيش روي چامه و چامک امکان بيان مي‌يابند...»

وقتي پرسيده مي‌شود که آيا چامه و چامک موردنظر نوعي شعر سپيد است؟ پنجه‌اي پاسخ مي‌دهد: «چامه و چامک، شعر سپيد نيست، بل همچون شعر منثور است. شعر منثور کلي ا‌ست که قابليت زيرمجموعه‌کردن شعر شاملويي موسوم به سپيد، شعر حجم، موج نو، شعر ديگر، موج ناب و... را دارد. شعر پساقدمايي را مي‌توان با آغاز انقلاب نيما به شعر آزاد (موسوم به نيمايي)، شعر سپيد موسوم به شاملويي، تقسيم کرد که درآمدي بر شعر منثور بوده و البته شعر چندرسانه‌اي. به‌گمانم اين تقسيم‌بندي درست‌ترين تقسيم‌بندي‌اي باشد که براساس آن مي‌توان مکتب‌ها، سبک‌ها، نحله‌ها، جريان‌ها، ژانرها و... را فرموله و کلاسه کرد. انواع شعرهاي ديداري نيز به‌عنوان زيرمجموعه‌ شعر چندرسانه‌اي دلالت دارد: ما به بهانه‌ پيشنهاد کاربرد چامه و چامک جاي شعر و انواع شعرهاي کوتاه درنظر داريم مباني نظري خود را وارد يک پارادايم جديد کارکردي کنيم.»

اين نظريه‌پرداز ادبي در ادامه‌ بيان آرايش درخصوص احياي واژگان اصيل مي‌پرسد چرا نبايد به‌جاي نثر از واژه‌ «چانش» استفاده کنيم؟ و مي‌افزايد: «ما کلمات اصيل پارسي از اوستايي و پهلوي تا دري را کنار گذاشته‌ايم. ببينيد چقدر زيباست اين عبارات زادبومي فراموش‌شده. هم ‌از ‌اين‌رو چرا نبايد براي شعر از چامه استفاده کنيم، ما به همين بهانه خواسته‌ايم با طرح واژگان پارسي، پارسي‌نويسي را با فراواني مواجه کنيم. هم ‌از ‌اين‌رو اين ديدگاه تلاش دارد با چنين رويکردي وضعيتي ديگر از امکان بهره‌وري از احياي واژگان اصيل پارسي ارايه دهد و با بهره از ماحصل جريانات منظوم و منثور شعر قدمايي مي‌خواهد چامه و چامکي ديگر بسازد وز نو مخاطبي ديگر.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی