آرمان ملي: گرچه جامعه و جريانات سياسي در ابتدا نسبت به تصميم اتخاذ شده در مورد افزايش قيمت بنزين موضعگيري داشتند و آن را تصميمي اشتباه ميخواندند، اما پس از حمايت مقام معظم رهبري از تصميم سران قوا، تمام انتقادات به سمت و سوي دولت، شيوه و زمان اجراي آن رفت. لذا همه جريانات سياسي و مردم دولت را مقصر بهوجود آمدن وضع موجود تلقي کردند. با اين حال دولت با پخش يارانه کمک معيشتي به مردم درصدد بود تا بتواند از نارضايتيهاي مردم بکاهد که آن هم با واکنشهايي روبهرو شده و ان قلتهايي بر آن وارد است. در فاصله 3 ماه مانده تا انتخابات اقدام اخير آب سردي بر پيکره جامعهاي بود که جريانات سياسي درصدد اقناعشان براي حضور حداکثري بودند. اکنون دولت مانده و مردم که چگونه و با چه رويکردي آنها را به مشارکت فعال در انتخابات فرابخواند. هر چند که بعيد نيست در اين مدت شاهد برخي اقدامات پوپوليستي نيز باشيم. براي بررسي شيوه و چگونگي اجراي طرح افزايش قيمت بنزين، تاثير اين طرح بر اميد و اعتماد اجتماعي و چگونگي حضور و مشارکت مردم در انتخابات «آرمان ملي» با اميررضا واعظ آشتياني فعال سياسي اصولگرا و معاون وزير صمت در دولت نهم به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
برخي معتقدند که ناآراميهاي اخير جداي از اعتراضات به افزايش قيمت بنزين ناشي از نوعي سرخوردگي و نا اميدي جامعه نسبت به آينده است تحليل شما چيست؟
من چنين استنباطي ندارم که مردم سرخورده باشند چراکه بحث عملکرد ضعيف برخي از مسئولان و نگراني از آن را نميتوان به سرخوردگي مردم و نااميدي نسبت داد. آنچه براي مردم مهم است تصميم گيريهاي نابخردانه برخي از مسئولان است. هرچند که بخشي از اين اتفاق نيز به نوع انتخاب مردم باز ميگردد. وقتي عدهاي قوميتي، باندي، گروهي و سياسي به عدهاي از افراد راي ميدهند که به مجلس بروند و آن نمايندگان وظيفه اصلي خود که استيفاي حقوق مردم است را عملي نميکنند جاي بحث دارد. اينکه اگر ميبينيم مجلس فعلي در ارتباط با يکسري از تصميمات دولت يا اقداماتي که خود مجلس انجام ميدهد پاسخگو نيست جاي نگراني دارد. ضمن اينکه در تمام دنيا يک مسئول اجرايي بايد به دو رکن شفافسازي و پاسخگويي توجه کند. اين مجلس است که به وزراي پيشنهادي راي اعتماد ميدهد و با اهرم نظارتي خود به مراقبت ميپردازد، اما وقتي نمايندگان حقوق مردم را وجهالمصالحه بازيهاي سياسي، باندي و شخصي خودشان ميکنند ما بايد ابتدا موضوع را از مجلس تحليل و ارزيابي کنيم. مردم سرخورده نيستند بلکه نگران مطالبات و خواستههايي هستند که به خاطر آن به افراد مدنظر خود راي داده بودند. از سوي ديگر هميشه دولتهاي ما اينطور بودند که طيفي، قبيلهاي و گروهي انتخاب شدند. يعني يک دولتي مثل احمدينژاد آمده همه سرمايههاي انساني را که با هزينه بيتالمال مدير شدهاند، کنار ميگذارد و عدهاي ديگر را روي کار ميآورد يا آقاي روحاني که دولت نخست خود را از افراد مسن و پا بهسن گذاشته انتخاب ميکند. اينها نشان از اين دارد که مجلس نظارت درست و مناسبي نسبت به دولت ندارد. وزيري که در دورهاي عملکرد موفقي داشته دليل نميشود که اکنون نيز در پست وزارت بتواند حتما راندمان کاري بالايي داشته باشد.
چرا همه دولتها پس از پايان عملکرد يا در اواخر دوره مورد انتقاد قرار ميگيرند؟ اساسا اين فرهنگ نديدن دستاوردها و انتقاد به کارهاي نکرده از کجا نشأت ميگيرد؟
ما اگر ميآموختيم دولتي که روي کار ميآيد بخشي خدمات و بخشي ناکامي دارد و دولتهاي بعد با اين ادبيات وارد ميشدند که کارهاي مثبت دولت قبل را مورد پيگيري قرار ميدادند و حمايت ميکردند اکنون وضع به اينگونه نبود. لذا دولتمردان ما در همه ادوار نياموختهاند که نقاط قوت دولتهاي قبل را قوام دهند و نقاط ضعف را تقويت کنند. هر دولتي که روي کار آمد خدمات دولت گذشته را زير سوال برد و نقاط ضعف را نيز بزرگنمايي کرد. در صورتي که امروزه در کشورهاي توسعه يافته مشاهد ميشود کشورهايي که رشد کردند هميشه تلاش داشتند فارغ از موفقيت يا عدم موفقيت پشت دولتهاي خود بايستند، اما دولتهاي ما خودزني ميکنند. مثلا در حوزه مسکن پس از 6 سال به اين نتيجه رسيدهاند که مسکن را ملي کنند. خب؛ اگر ميخواستند که اقداماتشان به نام دولت قبل ثبت نشود همين طرح مسکن مهر را يک پسوند نو ميدادند و به اسم خود نقاط ضعف را تقويت کرده و بهتر عمل ميکردند نه اينکه شش سال پروژهاي که براي مردم مستضعف بود معطل شود و وزير مود نظر افتخارش اين باشد که طي شش سال يک مسکن مهر افتتاح نکرده است. اگر دولت آقاي روحاني کارهاي خوبي انجام داده دولت بعد هم بايد حمايت کرده و نقاط ضعف را تقويت کند. ما با نقد کردن غيرمنصفانه دولتها مردم را نگران کرديم. کجا از يکديگر تعريف کرديم و کجا آمديم بگوييم که اين همه جادهسازي و زيرساخت در اين کشور انجام شد، اين همه کارهاي نرمافزاري و دانشبنيان انجام شد، چرا نميآييم اينها را طرح کنيم؟ اين باعث شده که مردم تصور کنند هيچاتفاق مثبتي در کشور نيفتاده است. لذا بايد گفت مسئولان خودشان مردم را نگران و بدبين کردند. دولتي موفق است که مجلسي موفق کنار خود داشته باشد و مجلسي موفق است که دولت موفق در کنار خود داشته باشد و موفقيت کشور در گرو اين دور کن اساسي است. البته نبايد از ياد برد که ما فرهنگ سياسي و نوع ادبيات و گفتمانمان اشکال دارد. نقد منصفانه را با انتقاد غيرمنصفانه اشتباه گرفتيم. من خودم منتقد دولت آقاي روحاني هستم، اما قطعا ايشان نيز در جاهايي کارهاي مثبتي انجام داده و اينکه بگوييم دولتي بهصورت مطلق ناموفق بوده منصفانه نيست. بايد کاري کنيم که کارآمدي نظام بالا برود و هرچه کارآمدي نظام افزايش پيدا کند هم خوش بيني و اعتماد در مردم افزايش خواهد يافت و مهمتر اينکه مردم حس ميکنند.
نارضايتيهاي اجتماعي منبعث از اتفاقات اخير و برخي ناکارآمديها چه ميزان بر مشارکت مردم در انتخابات تاثيرگذار خواهد بود؟
بر اساس نظر اکثر کارشناسان اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت در مورد اخير در گراني بنزين بيتدبيري کرد و سوال اينجا است که دولتي که شعارش تدبير و اميده بوده چگونه دست به چنين عملي ميزند؟ اينها واکنشهاي خاصي را به همراه خواهد داشت و طبيعي است که مردم از اين نحوه عمل ابراز نارضايتي کنند. دولت بايد تدابيري بينديشد که فضاي آرامش در انتخابات حاکم باشد و علاقهمندان و حتي قشر خاکستري حضور جدي داشته باشند. به هر جهت قشري از جامعه تحت هر شرايطي نظام را وجهالمصالحه اين دعواهاي سياسي نميدانند و در انتخابات شرکت کنند. اما بايد فضايي فراهم شود که آن عدهاي از جامعه که لفظ آراي خاکستري به آنها اطلاق ميشود به حضور در انتخابات علاقهمند شوند و حضور حداکثري را در انتخابات داشته باشيم. هرچند که طي اين 3 ماه کار خاصي نميتوان جهت حضور مردم در انتخابات انجام داد اما باور من اين است که مردم با همه اين سختيها در انتخابات حضور جدي خواهند داشت. البته دولت نيز ميتواند براي اينکه مردم و سرمايه اجتماعي خود را به صحنه بياورد هر کاري انجام دهد.