بستن

بهانه جديد صداوسيما براي تاخت و تاز به دولت

بهانه جديد صداوسيما براي تاخت و تاز به دولت

چرا در اعتراضات اخير خبري از محمود احمدي نژاد نبود؟

بهانه جديد صداوسيما براي تاخت و تاز به دولت

در تجمع چهارم آذر در تهران که در اعلام انزجار از رفتارهاي تخريب‌گرانه در جريان اعتراضات 5 روزه 25 تا 30 آبان برگزار شد چنان که قابل حدس بود برخي از حاضران، شعارهايي عليه دولت و اين‌بار حتي مجلس در دست داشتند و باز چنان که پيش‌بيني مي‌شد صدا و سيما و رسانه‌هاي هم‌سو هم پوشش دادند و انگار دولت، تافته جدا بافته‌اي در نظام سياسي است و انگار همه مشکلات از «انتخاب»هاست. چند روز قبل هم تکذيب نقل قول «مهدي چمران» از نشست طلاب با رهبري- ادعاي او در پرسش و پاسخي درباره نظر صريح در قبال موضوع بنزين- نشان مي‌دهد اگر نه همه اصولگرايان که دستکم شماري از آنان دوست‌تر مي‌داشتند که مي‌توانستند به بهانه قضيه بنزين به دولت بتازند و نه تنها بتازند که کار آن را تمام کنند. صداوسيما و رسانه‌هاي هم‌سو اما اصرار دارند در اين قضيه نوک حملات و انتقادات به جانب دولت باشد و با ژست ضد دولت محبوبيتي هم براي خود کسب کند. حال آنکه کافي است از اعتراض‌کنندگان بپرسند آيا انتقاد آن منحصر به دولت است و شيفته رويکرد صداوسيمايند؟ بعد از سخنان يکشنبه البته داستان تغيير کرد ولي اين انتقاد را فرونگذاشته‌اند که نبايد به‌گونه‌اي عمل مي‌شد که شخص رهبري ناگزير از موضع‌گيري شود.

به نام گراني به کام؟

روشن است که اين يادداشت درباره دولت و کاستي‌هاي آن نيست که خود رئيس و سخن‌گو دارد و دفاع از برخي تصميمات و عملکردهاي آن از عهده رئيس و سخنگو نيز چه بسا برنيايد چرا که اوضاع را جور ديگري محاسبه کرده بودند و قصه، ديگر شد. البته فضاسازي عليه بيانيه 77 امضايي اصلاح‌طلبان نيز اتهام هم‌سويي آنان با دولت در اين فقره و نوع مواجهه با اعتراضات را تا اندازه زيادي زدوده است. نکته اصلي در شگفتي از شگفتيِ اصولگرايان از حمايت رهبري از تصميم فراقوه‌اي و نه صرف دولت و تلاش براي معرفي دولت به‌عنوان فعال مايشاء در آن است. شايد هم دوست‌تر مي‌داشتند اين حمايت، ابراز يا علني نمي‌شد تا بتوانند اعتراضات و انتقادات را تنها متوجه دولت بدانند. در دي 96 نيز تصور اوليه اين بود که اجتماع مشهد تنها عليه دولت و گراني است و هر چند تجمع اوليه سپرده‌گذاران مؤسسات مالي و اعتباري در نوع شعارها کنترل شد اما وقتي جنس شعارها و انتقادها تغيير کرد دانستند که مي‌توان در برخي زمينه‌ها شروع‌کننده بود اما الزاماً نمي‌توان مسير را تا انتها در کنترل نگاه داشت. شايد مهم‌ترين دليل روحاني براي طرح موضوع در شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا همين بوده و ديديم که حتي گفت «دست‌خط گرفته» وگرنه قانون هدف‌مندي، اختيار قيمت‌گذاري بنزين را پيشاپيش به دولت داده است. او اما حدس مي‌زد يا نگران بود نه تنها همراهي لازم صورت نپذيرد که سيبل شود. سه اتفاق اعلام و اِعمال ناگهاني، تصويب در نهاد جديدالتأسيس فراقوه‌اي و حمايت رهبري از مصوبه اما مانع از آن شد که منتقدان اصولگرا بتوانند اعتراضات را مصادره کنند و جالب‌تر از همه وضعيت محمود احمدي‌نژاد است که پيش‌تر مي‌کوشيد بر امواجي از اين دست، سوار شود و اين بار از او چندان خبري نيست. حال، وضعيتي ايجاد شده که چه کلِ داستان را ساخته و پرداخته سرويس‌هاي امنيتي بيگانه بدانيم اصولگراياني که همواره دم از امنيت مي‌زنند، نمي‌توانند هم‌داستاني کنند و چه متوجه و منحصر به همين موضوع افزايش قيمت بنزين بدانيم، چون در شورا و نه دولت تصويب شده نمي‌توانند بر شوراي عالي بتازند. تنها زمينه‌اي که براي آنها باقي مانده انتقاد از شيوه اجراست. نيز همين است که اگر قرار است تصميمي در اين سطح، اتخاذ شود همه بايد در کنار هم باشند و ظاهراً اين به مذاق اصولگراياني خوش ننشسته چون حالت مطلوب براي آنها اين بود که از مواهب مادّي افزايش قيمت بنزين، برخوردار شوند اما بر موج نارضايتي حاصل از آن سوار شوند تا مردم فراموش کنند اگر در سال 83 و در واپسين سال دولت اصلاحات عزم آن نمي‌کردند که با طرح تثبيت قيمت‌ها چوب لاي چرخ آن دولت بگذارند و افزايش پلکاني و متناسب با افزايش دستمزد را متوقف کنند تا بعد در سال 84 پُز آن را بدهند در طول اين 15 سال هم قيمت واقعي شده بود و هم فنر جمع شده از سرکوب قيمت هر چند سال يک بار نمي‌جهيد و اين همه هزينه سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي به بار نمي‌آورد. در حاشيه: چنان که در تصاوير منتشر شده مشاهده مي‌شود يکي از شعارهاي به‌صورت نوشته درآمده در دست تظاهر‌کنندگان اين بود: «دولت بي‌لياقت، مجلس بي‌کفايت، حاصل انتخاب است». به اين بهانه هم مي‌توان چند نکته را يادآور شد: به‌نظر مي‌رسد با توجه به دو واژه «لياقت» و «کفايت» سومي هم «انتخابَت» بوده باشد ولي در ويراستِ نهايي و بنا به ملاحظاتي به «انتخاب است» تغيير يافته است. يعني انتخابِ تو! به عبارت ديگر، انتخاب «من يا ما» درست بود و انتخاب «تو يا شما» نادرست و چوب آن را مي‌خوريم. چرا مصاديق را ذکر نمي‌کنند؟ مي‌توان حدس زد که منظور پاره سوم شعارنوشته اين است: «حاصلِ انتخابِ شماست». اين «شما» اما چه کساني هستند؟ اگر روحاني و اميدي‌ها را انتخاب نمي‌کرديد بنزين گران نمي‌شد؟ يعني اگر فهرست آنها برنده مي‌شد بنزين به جاي 3000 تومان 300 تومان مي‌شد؟ اگر اعلام شود ريشه مشکلات، روابط خارجي است و دولت بر آن شود که اين بحث را به‌نظر عمومي بگذارد باز هم پاي کار هستند؟ تصوير ديگري هم مي‌توان برداشت کرد. اين که حاصل، اصل «انتخاب» است و انتخابات را از اساس نفي کنند. اما اين را که براندازان هم مي‌گويند. آيا اصولگرايي راديکال ايراني و براندازان در نفي اصل انتخابات در جمهوري اسلامي به يک نقطه رسيده‌اند يا گروه اول براي خود اين تفاوت را قائل هستند که به جنبه مناسکي آن و مُهر تاييد بر انتخاب مورد نظر باور دارند.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی