1-در مورد تيمملي حرف براي گفتن زياد است. شرايط براي ما بهخوبي پيش نرفت و در گروهي که 3 تيم نزديک به هم هستند، ما 2 بازي را مقابل آنها باختيم و اين موضوع شرايط را براي ما سختتر کرده است. اميدوارم به شرايط خوبمان بازگرديم چرا که براي صعود از اين گروه، بايد هر 4 بازي بعدي را ببريم. در شرايطي که هنوز ويلموتس با فدراسيون فوتبال قرارداد دارد، صحبت از يک شخص ديگر درست نيست، اما اگر همچنان بهدنبال گزينه خارجي هستيم، بعد از ويلموتس، برانکو گزينه خوبي است. او با توجه به شناختي که از فوتبال ما و منطقه دارد، بهترين انتخاب براي تيمملي محسوب ميشود.2-تيم اميد زمان زيادي را از دست داده است. آزمون و خطاهاي زيادي هم در راس کادر فني اين تيم اتفاق افتاد و بهنظر من بهترين انتخاب از همان ابتدا، استيلي بود. چرا که او در سن مربيگري بود و يک مدير فني معمولا از بين بازنشستهها انتخاب ميشود. استيلي به درد مدير فني بودن نميخورد و قراردادن او در اين پست اشتباه بود. از زمان آمدن استيلي چند بازي تدارکاتي را تيم اميد برگزار کرده است که البته نتايج بهدست آمده به اندازه برداشتي که استيلي از اين بازيها داشته، مهم نيست. تيم اميد با وجود گروه سختي که دارد، ميتواند به المپيک صعود کند.3- درباره موضوع مناقشه ايران و عربستان هم بايد گفت همه دوست دارند که ورزش و سياست از يکديگر جدا باشند، اما در واقع فوتبال و سياست به هم آغشته هستند. در فيفا تاکيد ميشود که سياست در فوتبال دخالتي نداشته باشد، اما اينفانتينو در آمريکا به حرف ترامپ گوش و پول ايران را بلوکه ميکند. اگر اين مساله، يک موضوع سياسي نيست، پس به چه شکلي تفسير ميشود؟ بسياري از حرفها شعار است. اگر 2 کشور به اين تفاهم دست يابند که هر يک بازيها خود را ميزباني کند، يک روال عادي است و هر چقدر هم که زودتر اين موضوع انجام شود، بهتر است.