بستن

انتخاب صحیح در پی یک انتخاب غلط

انتخاب صحیح در پی یک انتخاب غلط
بهمن فروتن مربی و کارشناس فوتبال

انتخاب ويلموتس نويد يک مربي را مي‌داد که قبلا بازيکن و مهاجم خوبي بوده است. ما بازي اول رفتيم و از هنگ کنگي که همين هفته قبل در مقابل بحرين مساوي کرده و دو امتياز خيلي مهم از اين تيم ربوده، به‌راحتي برديم و شايد در انتها به اين نتيجه برسيم که مساوي هنگ کنگ در مقابل بحرين چه کمکي به ما کرد. آمديم و در بازي بعدي با 14 گلي که به کامبوج زديم، در حالي که اين روز و روزگار واقعا امکان اينکه تيمي به تيم ديگر در دنيا 14 گل بزند، نيست ولي ما اين کار را کرديم. بعد از آن چه اتفاقي افتاد؟ شکست در بحرين و از آن بدتر شکست در مقابل عراق با بازيکن‌هايي که تمام توانشان را در اين دو بازي نگذاشتند. فيلم اين بازي‌ها موجود است و مي‌توانيم بنشينيم و قضاوت کنيم که بازيکن‌ها حتي 50 درصد توان خودشان را هم در اين دو بازي خرج نکردند. وقتي فدراسيون و رسانه‌ها پشت يک مربي قرار نگيرند، طبيعتا مردم هم تحت تاثير قرار نمي‌گيرند. نگاه کنيم به شروع کار برانکو ايوانکويچ در پرسپوليس. آنطور که به خاطر دارم مثل اينکه از شش بازي باقيمانده، برانکو ايوانکويچ پنج بازي را مي‌بازد ولي رسانه‌ها کاملا پشتش هستند و طبيعتا اين حمايت مي‌تواند توان و قدرت زيادي به بازيکن‌ها بدهد و تيم پرسپوليس را به فينال بازي‌هاي آسيايي ببرد. همينطور در ابتداي اين فصل بايد ببينيم که زمين و زمان فوتبال ايران پشت سر استراماچوني قرار مي‌گيرد و به او اين نيرو و توان را مي‌دهد که استقلال بتواند در هشت بازي برنده شود. همه اينها براي ويلموتس که مربي تيم ملي ايران است به وجود نيامد. ويلموتس مثل اينکه پسر نانتي فوتبال ايران بوده است! بايد ببينيم که عاملين اين عدم موفقيت در فوتبال ملي چه کساني هستند؟ اين را هم فدراسيون مي‌داند و هم رسانه‌ها مي‌دانند و هم بازيکن‌ها مي‌دانند. تيمي که کيروش ساخته، عيب و ايرادهاي عمده‌اي دارد. يکي اينکه بايد اشاره کنم به فوتبال دوست‌ها که مي‌توانند تيم چک اسلواکي را به‌خاطر بياورند. زماني که بازيکن‌هاي اين تيم مي‌خواستند به کشورهاي اروپاي غربي خودشان را معرفي کنند، تيم چک به فينال جام اروپا مي‌رسد ولي وقتي که بازيکن‌هاي اين کشور تيم‌هاي خودشان را در اروپاي غربي پيدا کردند، از اين تيم نمايش پرقدرتي نديديم. بازيکن‌هاي تيم ملي ايران هم آنهايي که قرار بوده لژيونر باشند، هنوز هم هستند و تيم‌هايشان را دارند و بقيه هم نگاه چنداني به لژيونر شدن ندارند. سه فورواردي که واقعا در بازي مقابل عراق اثري از آنها نبود، هر سه در تيم‌هاي خارجي بازي مي‌کنند، بک راست و چپ در تيم‌هاي خارجي، يک دفاع وسط و دروازه‌بان و چند بازيکن خط مياني که اينها همه آينده خودشان را در ايران نمي‌بينند. بنابراين بازيکن‌هايي که بخواهند خودشان را به فوتبال بين‌المللي معرفي کنند، ديگر نداريم و اينطور به نظر مي‌آيد که براي لژيونرهاي ايراني مسافرت به اين کشور و آن کشور با فاصله‌هاي دور و دراز براي بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني کار خسته کننده‌اي شده است. تيم ملي ايران خون جديد در رگ‌هايش احتياج دارد. بازيکن‌هايي که تشنه هستند و عطش نوشيدني‌هاي خنک را دارند، نه بازيکن‌هايي که به نظر مي‌آيد سير شده‌اند و بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني به دلايل سني ديگرچندان انگيزه‌اي براي آنها ندارد. کار کردن با يک چنين تيمي که هنوز ارتباط با عقبه کيروش در آنها از بين نرفته است و رسانه‌هايي که علاقه چنداني به تيم ملي بدون کيروش ندارند و فدراسيوني که پشتيباني نصفه و نيمه‌اي از مربي انتخابي‌اش دارد، بسيار دشوار است. در اين شرايط اگر قرار است ويلموتس برود، برانکو و يا يک مربي ايراني مي‌توانند آلترناتيوي براي تيم ملي باشد تا در کوتاه مدت صعود تيم ملي به دور بعدي را ممکن کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی