زمان انتخابات که فرا ميرسد جناحهاي اصولگرا و اصلاحطلب به جنگ قدرت ميپردازند. هرجناحي سعي ميکند به هر صورت که شده اريکه قدرت را بهدست بگيرد و رقيب را از ميدان بدر کند و اين مساله سياسي 40 سال است در کشور استمرار دارد و در اينجا فقط مردم نميدانند چه بايد بکنند. آيا اصلاحطلبان حامي حقوق شهروندي آنها هستند يا اصولگرايان يا هيچ کدام؟ و اين مردمند که بر سر دو راهي گير کردهاند ولي اين گروهها خود ميدانند که ديگر حنايشان نزد مردم رنگي ندارد و اعتماد مردم از آنها سلب شده است چون آنقدر مردم مشکلات اجتماعي، آموزشي، بهداشتي، فرهنگي و اقتصادي دارند که ديگر اعتنايي به مسائل سياسي و حزب و حزبگرايي نميکنند. مردم آنقدر آگاه شدهاند که بدانند احزاب و سياستمداران و حتي سياستبازان نميتوانند مشکلات روزمره آنها را و همچنين مسائل خرد و کلان کشور را حل کنند. خود مشاهده کردهايم که در سفر اخير آقاي دکتر حسن روحاني که اسم دولت خود را تدبير و اميد گذاردهاند مردم مسائل سياسي را رها کرده و به شعارهاي اقتصادي و معيشتي روي آوردند و نميدانم کارگزاران نظام شنيدند يا خير؛ شعارهايي از قبيل «روحاني اقتصاد اقتصاد»، «تورم، گراني جواب بده روحاني»، «حاشيهها را ول کن مشکل ما را حل کن». اين شعارها تداعي براين موضوع دارد که مردم ديگر احزاب سياسي و سياستمداران را پس زدهاند و از آنها قطع اميد کردهاند حالا بايد آنهايي که دنبال آسيبشناسي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي اين مرز و بوم هستند فکري براي اين مردم بکنند که به سادگي حقوق شهرونديشان زير پا گذاشته نشود.