چندروزي است که سود و زيان و بيم و اميد سرا، موضوع بحثهاي اصلاحطلبان است. نگارنده در اين مختصر ميکوشد تا توضيح دهد که چرا بهعنوان نماينده فعلي حزب نداي ايرانيان در شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان به اين طرح راي مثبت داده است و در تکميل آن چه نکاتي مدنظر نداي ايرانيان بهعنوان يکي از حاميان است؟ 1-نداي ايرانيان در چندسال گذشته با عارضه يابي اقدامات گذشته اصلاحطلبان ايجاد سازماني فراگير براي مشارکت سامانمند تمامي طيفهاي گسترده اصلاحطلبان با توجه به وزن واقعي آنها و نه تنها توان لابي با شخصيتهاي موثر را پيگيري ميکرد. در همين راستا سال گذشته نداي ايرانيان يکي از احزاب پيشنهاددهنده و پيگير تصويب طرح پارلمان اصلاحات بود. جالب آنکه برخي احزابي که امروز به بهانه ضرورت تشکيل پارلمان اصلاحات با سرا مخالفت ميکنند با تشکيل پارلمان اصلاحات مخالفت کردند و کار تصويب آن را به بعد از انتخابات موکول کردند. اما پس از مسکوت ماندن طرح پارلمان اصلاحات از سوي برخي احزاب موثر، سرا از اين منظر گامي به جلو در اتصال تصميمهاي اصلاحطلبان به خرد جمعي اصلاحطلبان و کمرنگ شدن لابيهاي پيدا و پنهان در حلقهاي معدود است. به همين جهت از آن با هدف رفع ايرادات، تکميل و تبديل آن به سازماني شبيه پارلمان اصلاحات دفاع کردهايم. 2-مدل حضور در انتخابات سال 96 يک سود قطعي داشت و آن اين بود که منجر به نتيجه پيروزي از صندوق راي شد. اما زيان آن روش يعني تصميم گيري در حلقه معدود، اين بود که مسئوليت ليست پيروز به شوراي عالي برميگشت که به خاطر انتصابيبودن خود شورا، مسئوليت به تمامي از جيب کسي پرداخت ميشد که ترکيب شورا را نهايي کرده و در نهايت از سرمايه اجتماعي جريان اصلاحات پرداخت ميشد. حال آنکه در پارلمان اصلاحات و يا در سرا، هم اختيار ليست گزيني و هم مسئوليت آن به بدنه اصلاحطلبان منتقل ميشود و سرمايه اجتماعي در اختيار راس اصلاحات سوخت افراد نميشود .3- سرا بر خلاف عنوانش تنها يک فرم و تکنيک نيست. بلکه ماهيتي اصلاحطلبانه دارد. به عبارت روشن تر، پيگير استقرار مدلي شفاف، رقابتي و مردمسالارانه در مناسبات ميان اصلاحطلبان است و اين سه موضوع اتفاقا جزء اصليترين آرمانهاي اصلاحطلبانه در ايران معاصر است. برخي بهعنوان مخالفت، بنا شدن شبکه رايدهندگان را بر ترکيب کنوني شوراي عالي (که به خاطر انتصابيبودن نميتوان نسبت آن را در جامعه دقيق دانست) بهعنوان نقطه ضعف بيان ميکنند اما فراموش ميکنند که در وضعيت فعلي هم اين نسبت نادقيق وجود دارد. به علاوه هر چه از سطح اعضاي شوراي عالي به لايههاي پايينتر شبکه راي (يا درخت رايدهندگان) حرکت ميکنيم اتفاقا به جهت دور شدن از راس، به مناسباتي ميرسيم که بيشتر مبتني بر خير عمومي است تا نفع شخصي و از اين جهت گامي به جلو است. 4- يکي از فوايد سرا پيشبيني دقيقتر احتمال راي آوري گزينه نهايي اصلاحطلبان در هر انتخابات است. در موارد زيادي در انتخابات گذشته کانديداي نهايي اصلاحطلبان، در ميدان واقعي يعني در صندوق پيروز نبوده است. سرا کمک ميکند تا پيشبيني دقيقتري از وضعيت گزينهها داشته باشيم. اين امر البته بستگي بالايي به مکانيزمهاي داخلي سرا دارد. جيمز سوروويکي در کتاب خرد جمعي بيان ميکند و البته شواهد زيادي ميآورد که چرا و چگونه انتخاب يک جمع گسترده غيرمتخصص از يک جمع محدود متخصص دقيقتر است. او غيراز گستردگي سه شرط را بيان ميکند و آنها را دقيقتر توضيح ميدهد: الف -تفاوت و تمايز: بدين معني که جمع گسترده، داراي تنوع باشند. بهنظر ميرسد، سرا با افزودن لايههاي بيشتر تفاوت و تمايز شوراي عالي را افزايش ميدهد. ميتوان با برخي بهبودها از وجود اين تفاوت و تمايز در شبکه اصلاحطلبان هم مطمئن شد. اين تفاوت ميتواند سني، تحصيلي، جنسيتي يا هر موضوع ديگري باشد که شبکه رايدهنده سرا را به توده مردم عادي پاي صندوق نزديکتر کند. استقلال راي: جمع گسترده به شرطي دقيقتر انتخاب ميکند که داراي استقلال راي باشد و يک راي اصطلاحا راديکاليزه نشده باشد. يعني يک راي خودش را بر ديگران تحميل نکند. سرا با دور شدن از راس امکان استقلال راي اعضا را بيشتر ميکند. البته در مراحل اجرايي بايد مکانيزمهايي براي کنترل اين موضوع ايجاد کرد که افراد امکان افزودن اعضايي که داراي استقلال بالا نيستند (مثل اعضاي خانواده يا کارمندان و کارگران خود) را نداشته باشند. تمرکز زدايي: وقتي انتخاب جمع دقيقتر است که به محل و موضوعي که براي آن راي ميگيرند نزديکتر باشند يعني مثلا در پايتخت و مرکز استان براي شهرستانها تصميم نگيرند. سرا در اين موضوع نيز به جهت بستر فناوري ميتواند کمککننده باشد. البته لازم است مکانيزمهاي کنترل دروني هم براي آن در نظر گرفته شود. - بستر الکترونيک به جهت ثبت دقيق وقايع خود ايجادکننده شفافيت است. اين شفافيت از سوي مخالفان بهعنوان تهديد قلمداد شده است چنانکه برخي گفتهاند ممکن است اصلاحطلباني نخواهند نام آنها در سامانه بهعنوان اصلاحطلب درج شود. اما اين سوال جدي است که اگر چنين فردي وجود دارد، چه دليلي دارد که مسئوليت انتخاب کانديداي اصلاحطلبان به او سپرده شود؟ مگر به او بدهکاريم؟ 6- از جمله بيمهاي مطرح شده در مواجهه با سرا، بيم مخالفت دستگاههاي سياسي يا امنيتي با آن است. بهنظرم بهتر است به جاي پيش داوري در اين موضوع با يک استعلام (که مصوب شوراي عالي هم بود) آن را رفع کرد. 7- بيم بعدي، نگراني در مراحل طراحي سامانه و عملکرد آن است که مصوبه شوراي عالي در خصوص وجود ناظران احزاب در کارگروه پايش در جهت نظارت و کنترل عملکرد سامانه بهترين پاسخ به اين نگراني است.